تفسير نمونه ج : 8ص :175
4- يك درس بزرگ براى هميشه
از مسائل مهمى كه از آيات فوق استفاده مىشود ، مساله مجازات مجرمان و فاسدان از طريق محاصره اجتماعى و قطع رابطهها و پيوندها است .
ما به خوبى مىبينيم كه اين قطع رابطه در مورد سه نفر از متخلفان تبوك به قدرى آنها را تحت فشار قرار داد كه از هر زندانى براى آنها سختتر بود ، آنچنان كه جان آنها از فشار اين محاصره اجتماعى به لب رسيدند ، و از همه جا قطع اميد كردند .
اين موضوع آنچنان انعكاس وسيعى در جامعه مسلمانان آن روز از خود به جاى گذاشت كه بعد از آن كمتر كسى جرئت مىكرد مرتكب اين گونه گناهان شود
اين نوع مجازات نه دردسر و هزينه زندانهارا دارد ، و نه خاصيت تنبل پرورى و بدآموزيهاى آنها را ، ولى تاثير آن از هر زندانى بيشتر و دردناكتر است .
اين در واقع يكنوع اعتصاب و مبارزه منفى جامعه در برابر افراد فاسد است اگر مسلمانان در برابر متخلفان از وظائف حساس اجتماعى دست به چنين مبارزهاى بزنند به طور قطع در هر عصر و زمانى پيروزى با آنها خواهد بود ، و براحتى مىتوانند جامعه خود را پاكسازى كنند .
اما روح مجامله و سازشكارى كه بدبختانه امروز در بسيارى از جوامع اسلامى به صورت يك بيمارى تقريبا همهگير درآمده است ، نه تنها جلو اين گونه اشخاص را نمىگيرد ، بلكه آنانرا در اعمال زشتشان تشجيع مىكند .
5- غزوه تبوك و دستاوردهايش
تبوك دورترين نقطهاى بود كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در غزوات خود به آنجا گام نهاد ، اين كلمه در اصل نام قلعه محكم و بلندى بود كه در نوار مرزى حجاز
تفسير نمونه ج : 8ص :176
و شام قرار داشت ، و به همين سبب آن سرزمين به نام سرزمين تبوك ناميده شد .
نفوذ سريع اسلام در جزيره عربستان سبب شد كه آوازه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در تمام كشورهاى اطراف بپيچد ، و با اينكه تا آن روز براى حجاز اهميتى قائل نبودندطلوع اسلام و قدرت ارتش پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) كه حجاز را در زير يك پرچم بسيج كرده بود ، آنها را از آينده كار خود بيمناك ساخت .
روم شرقى كه هم مرز با حجاز بود فكر مىكرد ممكن است يكى از نخستين قربانيان پيشرفت سريع اسلام باشد ، لذا سپاهى در حدود چهل هزار نفر با اسلحه كافى و مجهز ، آنچنانكه درخور دولت نيرومندى همانند امپراطورى روم در آن زمان بود ، گردآورى كرد ، و در مرز حجاز متمركز ساخت ، اين خبر وسيله مسافران به گوش پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) رسيد ، و پيامبر براى اينكه درس عبرتى به روم و ساير همسايگان بدهد بىدرنگ فرمان آماده باش صادر كرد سخنگويان پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در مدينه و نقاط ديگر صداى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) را به گوش مردم رساندند و چيزى نگذشت كه سى هزار نفر براى پيكار با روميان آماده شدند كه از ميان آنها ده هزار سوار و بيست هزار پياده بود .
هوا به شدت گرم شده بود ، و انبارها از مواد غذائى خالى و محصولات كشاورزى آن سال هنوز جمعآورى نشده بود و حركت در چنين شرائطى براى مسلمانان بسيار مشكل بود ، ولى فرمان خدا و پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) است و به هر حال بايد حركت كرد ، و بيابان طولانى و پر مخاطره ميان مدينه و تبوك را پيمود ! .
اين لشكر كه به خاطر مشكلات زيادش از نظر اقتصادى و از نظر مسير طولانى ، و بادهاى سوزان سموم ، و طوفانهاى كشنده شن ، و نداشتن مركب كافى به جيش العسرة ! ( لشكر مشكلات ! ) معروف شد تمام سختىها را تحمل كرد و در آغاز ماه شعبان ، سال نهم هجرت ، به سرزمين تبوك رسيد ، در حالى كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) على (عليهالسلام) را بجاى خود در مدينه گذارده بود ، و اين تنها غزوهاى بود كه
تفسير نمونه ج : 8ص :177
على (عليهالسلام) در آن شركت نكرد .
اين اقدام پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) يك اقدام بسيار بجا و ضرورى بود ، زيرا بسيار محتمل بود بعضى از بازماندگان مشركان و يا منافقان مدينه كه ببهانههائى از شركت در ميدان تبوك سر باز زده بودند ، از غيبت طولانى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و سربازانش استفاده كنند ، و به مدينه حملهور شوند ، زنان و كودكان را بكشند و مدينه را ويران سازند ، ولى وجود على (عليهالسلام) در مدينه سد نيرومندى در برابر توطئههاى آنها بود .
بهر حال هنگامى كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم)به تبوك رسيد اثرى از سپاهيان روم نديد ، گويا به هنگامى كه از حركت سپاه عظيم اسلام با آن شهامت و شجاعت عجيبى كه در جنگها نشان داده بودند و كم و بيش به گوش روميان رسيده بود با خبر شدند ، صلاح در اين ديدند كه ارتش خويش را به درون كشور فرا خوانده چنين وانمود كنند كه خبر تمركز ارتش روم در مرزها به قصد حمله به مدينه ، شايعه بىاساسى بيش نبوده است ، چرا كه از دست زدن به چنين جنگ خطرناكى كه مستمسك و مجوزى نيز نداشت وحشت داشتند .
ولى حضور سپاه اسلام با اين سرعت در ميدان تبوك چند درس به دشمنان اسلام داد : اولا - اين موضوع به ثبوت رسيد كه روحيه جنگى سربازان اسلام آنچنان قوى است كه از درگيرى با نيرومندترين ارتش آن زمان نيز بيمى ندارد .
ثانيا - بسيارى از قبائل و امراى اطراف تبوك به خدمت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) آمدند و پيمان عدم تعرض با پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) امضا كردند و فكر مسلمانان از ناحيه آنان آسوده شد .
ثالثا - امواج اسلام به داخل مرزهاى امپراطورى روم نفوذ كرد و به عنوان يك واقعه مهم روز اين صدا همه جا پيچيد ، و زمينه را براى توجه روميان
تفسير نمونه ج : 8ص :178
به اسلام فراهم ساخت .
رابعا - مسلمانان با پيمودن اين راه و تحمل آن زحمات ، راه را براى فتح شام در آينده هموار ساختند و معلوم شد كه اين راه سرانجام پيمودنى است .
و اين فوائد بزرگ چيزى بود كه به زحمت لشگركشى مىارزيد .
به هر حال پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) با سپاهيان خود طبق سنتى كه داشت مشورت كرد كه آيا به پيشروى ادامه دهيم يا باز گرديم ، راى بيشتر آنها بر آن قرار گرفت كه بازگشت بهتر است و با روح برنامههاى اسلامى سازگارتر ، به خصوص كه سپاهيان اسلام بر اثر مشقت طاقتفرساى راه خسته و كوفته شده بودند ، و مقاومت جسمانى آنها تضعيف شده بود .
پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) اين نظر را تصويب كرد و سپاه اسلام به مدينه بازگشت .