تفسير نمونه ج : 7ص :412
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُوا مَا لَكمْ إِذَا قِيلَ لَكمُ انفِرُوا فى سبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلى الأَرْضِأَ رَضِيتُم بِالْحَيَوةِ الدُّنْيَا مِنَ الاَخِرَةِفَمَا مَتَعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا فى الاَخِرَةِ إِلا قَلِيلٌ(38) إِلا تَنفِرُوا يُعَذِّبْكمْ عَذَاباً أَلِيماً وَ يَستَبْدِلْ قَوْماً غَيرَكمْ وَ لا تَضرُّوهُ شيْئاًوَ اللَّهُ عَلى كلِّ شىْءٍ قَدِيرٌ(39)
ترجمه:
38 -اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد سنگينى بر زمين مىكنيد ( و سستى به خرج مىدهيد ) آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شدهايد ! با اينكه متاع زندگى دنيا در برابر آخرت چيز كمى بيش نيست 39 -اگر ( به سوى ميدان جهاد ) حركت نكنيد شما را مجازات دردناكى مىكند و گروه ديگرى غير از شما را بجاى شما قرار مىدهد ، و هيچ زيانى به او نمىرسانيد ، و خداوند بر هر چيزى توانا است .
شان نزول
از ابن عباس و ديگران نقل شده كه آيات فوق در باره جنگ تبوك نازل گرديده است ، در آن هنگام كه پيامبر از طائف به سوى مدينه بازگشت كرد و مردم را آماده پيكار با روميان نمود .
در روايات اسلام آمده است كه پيامبر معمولا مقاصد جنگى و هدفهاى نهائى خود را قبل از شروع جنگ براى مسلمانان روشن نمىساخت تا اسرار
تفسير نمونه ج : 7ص :413
نظامى اسلام به دست دشمنان نيفتد ، ولى در مورد تبوك چون مسئله شكل ديگرى داشت قبلا با صراحت اعلام نمود كه ما به مبارزه با روميان مىرويم زيرا مبارزه با امپراطورى روم شرقى همانند جنگ با مشركان مكه و يا يهود خيبر كار سادهاى نبود ، و مىبايست مسلمانان براى اين در گيرى بزرگ كاملا آماده شوند و خود سازى كنند .
به علاوه فاصله ميان مدينه و سرزمين روميان بسيار زياد بود ، و از همه گذشته فصل تابستان و گرما و برداشت محصول غلات و ميوهها بود .
همه اين امور دست به دست هم داده و رفتن به سوى ميدان جنگ را فوق العاده بر مسلمانان مشكل مىساخت ، تا آنجا كه بعضى در اجابت دعوت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) ترديد و دودلى نشان مىدادند ! .
آيات فوق نازل شد و با لحنى قاطع و كوبنده به مسلمانان هشدار داد و اعلام خطر كرد و آنها را آماده اين نبرد بزرگ ساخت .
تفسير باز هم حركت به سوى ميدان جهاد
همانگونه كه در شان نزول گفتيم آيات فوق ناظر به جريان جنگ تبوك است .
تبوك ، منطقهاى است ميان مدينه و شام كه الان مرز كشور عربستان سعودى محسوب مىشود ، و در آن روز نزديك سرزمين امپراطورى روم شرقى كه بر شامات تسلط داشت محسوب مىشد .
تفسير نمونه ج : 7ص :414
اين واقعه در سال نهم هجرى يعنى حدود يك سال بعد از جريان فتح مكه روى داد ، و از آنجا كه درگيرى و مقابله در اين ميدان با يكى از ابرقدرتهاى جهان آن روز بود نه با يك گروه كوچك يا بزرگ عرب ، جمعى از مسلمانان از حضور در اين ميدان وحشت داشتند ، و لذا زمينه براى سمپاشى و وسوسههاى منافقان كاملا آماده بود ، آنها نيز براى تضعيف روحيه مؤمنان از هيچ چيز فروگذار نمىكردند .
فصل چيدن ميوهها و برداشت محصول فرا رسيده بود و براى مردمى كه يك زندگى محدود كشاورزى و دامدارى دارند اين روزها ايام سرنوشت محسوب مىشود چرا كه رفاه يك سال آنها به آن بستگى دارد .
بعد مسافت ، گرمى هوا نيز چنانكه گفتيم به اين عوامل باز دارنده كمك مىكرد .
در اينجا وحى آسمانى به يارى مردم شتافت و آيات قرآن پشت سر يكديگر نازل شد و در برابر اين عوامل منفى قرار گرفت .
در نخستين آيه مورد بحث قرآن با شدت هر چه تمامتر مردم را به جهاد دعوت مىكند ، گاهى به زبان تشويق ، و گاهى به زبان ملامت و سرزنش ، و گاهى به زبان تهديد ، با آنها سخن مىگويد و از هر درى براى آماده ساختن آنها وارد مىشود .
نخست مىگويد : اى كسانى كه ايمان آوردهايد چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود در راه خدا و به سوى ميدان جهاد حركت كنيد سستى و سنگينى به خرج مىدهيد ؟ ( (يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا فى سبيل الله اثاقلتم الى الارض
اثاقلتم از ماده ثقل به معنى سنگينى است ، و جمله اثاقلتم الى الارض كنايه از تمايل به ماندن در وطن و حركت نكردن به سوى ميدان جهاد است ،
تفسير نمونه ج : 7ص :415
و يا كنايه از تمايل به جهان ماده و چسبيدن به زرق و برق دنيا است ، و در هر صورت اين وضع گروهى از مسلمانان ضعيف الايمان بود نه همه آنها و نه مسلمانان راستين و عاشقان جهاد در راه خدا .
سپس با سخن ملامت آميزى مىگويد : آيا به اين زندگى دنيا ، اين زندگى پست و زودگذر و نا پايدار ، بجاى زندگى وسيع و جاويدان آخرت راضى شديد ؟ ( (ا رضيتم بالحيوة الدنيا من الاخرة
با اين كه فوائد و متاع زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت يك امر ناچيز بيش نيست ( (فما متاع الحيوة الدنيا فى الاخرة الا قليل
چگونه يك انسان عاقل تن به چنين مبادله زيانبارى ممكن است بدهد ؟ و چگونه متاع فوق العاده گرانبها را بهخاطر دستيابى به يك متاع ناچيز و كم ارزش از دست مىدهد ؟ سپس مسئله را از لحن ملامت آميز بالاتر برده و شكل يك تهديد جدى به خود مىگيرد و مىگويد : اگر شما به سوى ميدان جنگ حركت نكنيد خداوند به عذاب دردناكى مجازاتتان خواهد كرد ( (الا تنفروا يعذبكم عذابا اليما
و اگر گمان مىكنيد با كنار رفتن شما و پشت كردنتان به ميدان جهاد چرخ پيشرفت اسلام از كار مىافتد و فروغ آئين خدا به خاموشى مىگرايد سخت در اشتباهيد زيرا : خداوند گروهى غير از شما از افراد با ايمان و مصمم و مطيع فرمان خود را به جاى شما قرار خواهد داد(و يستبدل قوما غيركم ) گروهى كه از هر نظر مغاير شما هستند نه تنها شخصيتشان بلكه ايمان و اراده و شهامت و فرمانبرداريشان غير از شما است .
و از اين رهگذر هيچ گونه زيانى نمىتوانيد به خداوند و آئين پاك او وارد كنيد ( (و لا تضروه شيئا
تفسير نمونه ج : 7ص :416
اين يك واقعيت است ، نه يك گفتگوى خيالى يا آرزوى دور و دراز ، چرا كه خداوند بر هر چيز توانا است و هر گاه اراده پيروزى آئين پاكش را كند بدون گفتگو جامه عمل به آن خواهد پوشيد ( (و الله على كل شىء قدير
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد
1 -در دو آيه فوق در حقيقت از هفت طريق روى مسئله جهاد تاكيد شده است ، نخست از طريق خطاب به افراد با ايمان .
دوم از طريق امر به حركت به ميدان جهاد .
سوم به وسيله تعبير فى سبيل الله ، چهارم استفهام انكارى در باره تبديل دنيا به آخرت .
پنجم تهديد به عذاب اليم .
ششم تهديد به اينكه شما را از صحنه خارج مىكند و ديگران را به جاى شما مىگذارد و هفتم از طريق توجه به قدرت بى پايان خدا و اينكه سستيهاى شما هيچگونه زيانى به پيشرفت كارها نمىرساند بلكه هر زيانى باشد دامنگير خود شما مىشود .
2 -از آيات فوق به خوبىاستفاده مىشود كه دلبستگى مجاهدان به زندگى دنيا آنها را در امر جهاد سست مىكند .
مجاهدان راستين بايد مردمى پارسا و زاهد پيشه و بى اعتنا به زرق و برقها باشند ، امام على بن الحسين (عليهماالسلام) در ضمن دعائى كه براى مرزبانان كشورهاى اسلامى مىكند چنين مىگويد : و انسهم عند لقائهم العدو ذكر دنياهم الخداعة و امح عن قلوبهم خطرات المال الفتون : بارالها ! فكر اين دنياى فريبنده را به هنگامى كه آنها در برابر دشمنان قرار مىگيرند از نظرشان دور فرما ، و اهميت اموال فتنهانگيز و دلربا را از صفحه قلوبشان محو نما ( تا با دلى لبريز از عشق تو براى تو پيكار كنند ) .
تفسير نمونه ج : 7ص :417
و براستى اگر شناخت درستى از وضع دنيا و آخرت و چگونگى اين دو زندگى داشته باشيم مىدانيم كه اين يكى در مقابل آن به قدرى محدود و ناچيز است كه به حساب نمىآيد در حديثى كه از پيامبر در اين زمينه نقل شده است مىخوانيم : و الله ما الدنيا فى الاخرة الا لما يجعل احدكم اصبعه فى اليم ثم يرفعها فلينظر بم ترجع : به خدا سوگند دنيا در برابر آخرت مثل اين است كه يكى از شما انگشت خود را در دريا بزند و سپس بردارد و بنگرد چه مقدار از آب دريا را با آن برداشته است ؟
3 -در اين كه منظور از گروهى كه خداوند در آيات فوق به آنها اشاره كرده چه اشخاصى هستند بعضى از مفسران گفتهاند : ايرانيان و بعضى گفتهاند منظور مردم يمن مىباشند كه هر كدام با شهامتهاى فوق العاده خود در پيشرفت اسلام سهم بسيار بزرگى داشتند ، و بعضى اشاره به كسانى مىدانند كه بعد از نزول اين آيات اسلام را پذيرفتند و از جان و دل در راه آن فداكارى به خرج دادند .