تفسير نمونه ج : 7ص :421
داستان يار غار
ماجراى مصاحبت ابو بكر با پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در اين سفر و اشارات سر بستهاى كه در آيه فوق به اين موضوع شده در ميان مفسران شيعه و اهل تسنن بحثهاى مختلفى برانگيخته است .
بعضى راه افراط را پوئيدهاند و بعضى راه تفريط را ، فخر رازى در تفسير خود با تعصب خاصى كوشش كرده كه دوازده فضيلت ! براى ابو بكر از آيه فوق استنباط كند و براى تكثير عدد ، آسمان و ريسمان را به هم بافته ، به - طورى كه پرداختن به شرح آن شايد مصداق اتلاف وقت باشد .
بعضى ديگر نيز اصرار دارند كه مذمتهاى متعددى از آيه استفاده مىشود .
نخست بايد ديد كه آيا كلمه صاحب دليل بر فضيلت است ؟ ظاهرا چنين نيست زيرا از نظر لغت صاحب به معنى همنشين و همسفر به طور مطلق است ، اعم از اينكه اين همنشين و همسفر شخص خوبى باشد يا بدى ، چنانكه در آيه 37 سوره كهف در داستان آن دو نفر كه يكى با ايمان و خداپرست و ديگرى بى ايمان و مشرك بود مىخوانيم : قال له صاحبه و هو يحاوره ا كفرت بالذى خلقك من تراب : رفيقش به او گفت : آيا به خدائى كه تو را از خاك آفريده كافر شدى ؟
تفسير نمونه ج : 7ص :422
بعضى نيز اصرار دارند كه ضمير عليه در جمله فانزل الله سكينته عليه به ابو بكر باز مىگردد ، زيرا پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) نياز به سكينه و آرامش نداشت ، بنابر اين نزول سكينه و آرامش براى همسفر او ( ابو بكر ) بود .
در حالى كه با توجه به جمله بعد كه مىگويد : و ايده بجنود لم تروها : او را با لشكرى نامرئى يارى كرد و با توجه به اتحاد مرجع ضميرها روشن مىشود كه ضمير عليه نيز به پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) بر مىگردد ، و اين اشتباه است كه ما تصور كنيم سكينه مربوط به موارد حزن و اندوه است ، بلكه در قرآن كرارا مىخوانيم كه سكينه بر شخص پيامبر نازل گشت هنگامى كه در شرائط سخت و مشكلى قرار داشت ، از جمله در آيه 26 همين سوره در جريان جنگ حنين مىخوانيم : ثم انزل الله سكينته على رسوله و على المؤمنين خداوند سكينه و آرامش را در آن شرائط سخت بر پيامبرش و بر مؤمنان نازل كرد و نيز در آيه 26 سوره فتح مىخوانيم : فانزل الله سكينته على رسوله و على المؤمنين در حالى كه در جملههاى قبل در اين دو آيه هيچگونه سخنى از حزن و اندوه به ميان نيامده است بلكه سخن از پيچيدگى اوضاع به ميان آمده .
در هر حال آيات قرآن نشان مىدهد كه نزول سكينه به هنگام مشكلات سخت صورت مىگرفته و بدون شك پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در غار ثور لحظات سختى را مىگذراند .
و عجيبتر اينكه بعضى گفتهاند جمله ايده بجنود لم تروها به ابو بكر باز مىگردد ! ! در حالى كه تمام بحث اين آيه بر محور يارى خداوند نسبت به پيامبر دور مىزند و قرآن مىخواهد روشن كند كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) تنها نيست و اگر ياريش نكنيد خدا ياريش خواهد كرد چگونه كسى را كه تمام بحث بر محور او دور مىزند رها ساخته ، و به سراغ كسى مىروند كه به عنوان تبعى از او بحث شده
تفسير نمونه ج : 7ص :423
است اين سخن نشان مىدهد كه تعصبها مانع از آن شده كه حتى به معنى آيه توجه شود .