تفسير نمونه ج : 27ص :418
سپس مىافزايد : هرگز مال و ثروت او و آنچه را به دست آورده ، به حال او سودى نبخشيده ، و عذاب الهى را از او بازنمىدارد ما اغنى عنه))
تفسير نمونه ج : 27ص :419
اله و ما كسب))
از اين تعبير استفاده مىشود كه او مرد ثروتمند مغرورى بود كه بر اموال و ثروت خود در كوششهاى ضد اسلاميش تكيه مىكرد.
در آيه بعد مىافزايد : به زودى وارد آتشى مىشود كه داراى شعله برافروخته است ( (سيصلى نارا ذات لهب
اگر نام او ابو لهب بود ، آتش عذاب او نيز ابو لهب است و شعلههاى عظيم دارد ( توجه داشته باشيد لهبدر اينجا به صورت نكره و دلالت بر عظمت آن شعله مىكند).
نه تنها ابو لهب كه هيچيك از كافران و بدكاران اموال و ثروت و موقعيت اجتماعيشان آنها را از آتش دوزخ و عذاب الهى رهائى نمىبخشد ، چنانكه در آيه 88 و 89 سوره شعراء مىخوانيم : يوم لا ينفع مال و لا بنون الا من اتى الله بقلب سليم : قيامت روزى است كه نه اموال و نه فرزندان ، هيچكدام سودى به حال انسان ندارد ، مگر آن كس كه با قلب سالم ( روحى با ايمان و با تقوى ) در محضر پروردگار حاضر شود
مسلما منظور از آيه سيصلى نارا ذات لهب آتش دوزخ است ، ولى بعضى احتمال دادهاند كه آتش دنيا را نيز شامل شود .
در روايات آمده است كه بعد از جنگ بدر و شكست سختى كه نصيب مشركان قريش شد ، ابو لهب كه شخصا در ميدان جنگ شركت نكرده بود پس
تفسير نمونه ج : 27ص :420
از بازگشت ابو سفيان ماجرا را از او پرسيد.
ابو سفيان چگونگى شكست و درهم كوبيده شدن لشگر قريش را براى او شرح داد ، سپس افزود : به خدا سوگند ما در اين جنگ سوارانى را ديديم در ميان آسمان و زمين كه به يارى محمد آمده بودند ! در اينجا ابو رافع يكى از غلامان عباس مىگويد : من در آنجا نشسته بودم ، دستم را بلند كردم و گفتم : آنها فرشتگان آسمان بودند .
ابو لهب سخت برآشفت و سيلى محكمى بر صورت من زد ، و مرا بلند كرده بر زمين كوبيد ، و از سوز دل خود پيوسته مرا كتك مىزد ، در اينجا همسر عباس ام الفضل حاضر بود چوبى برداشت و محكم بر سر ابو لهب كوبيد ، و گفت : اين مرد ضعيف را تنها گير آوردهاى ! سر ابو لهب شكست و خون جارى شد ، و بعد از هفت روز بدنش عفونت كرد و دانههائى همچون طاعون بر پوست تنش ظاهر شد ، و با همان بيمارى از دنيا رفت.
عفونت بدن او به حدى بود كه جمعيت جرأت نمىكردند نزديك او شوند ، او را به بيرون مكه بردند ، و از دور آب بر او ريختند ، و سپس سنگ بر او پرتاب كردند تا بدنش زير سنگ و خاك پنهان شد ! .
در آيه بعد به وضع همسرش ام جميل پرداخته ، مىفرمايد : همسر او نيز وارد آتش سوزان جهنم مىشود ، در حالى كه هيزم به دوش مىكشد ( و امرأته حمالة الحطب).