آيا كسي را ميشناسيد كه والدينش از هم جدا شده باشند؟
آيا اين اتفاق براي خودتان افتاده و والدينتان از يكديگر جدا شدهاند؟ شايد
از آن دسته افرادي باشيد كه پاسخشان به يكي يا هردوي اين پرسشها مثبت
باشد. مطمئن باشيد شما تنها كسي نيستيد كه زندگي شما يا نزديكانتان دستخوش
اين تغيير شده و كسان ديگري نيز شرايط شما را دارند.
پس از اينكه زن و شوهر
به اين نتيجه ميرسند كه ديگر بيش از اين نميتوانند با يكديگر زندگي كنند و
راهي جز جدايي وجود ندارد. آنها موافقت ميكنند كه اوراق حقوقي و قانوني
را امضا و زندگي ديگري را آغاز كنند، گرچه اين تصميم براي هيچ زوجي آسان
نخواهد بود.
در اغلب موارد قبل از
تصميم به طلاق و جدايي، آنها وقت زيادي را صرف حل مشكلات و كنار آمدن با
يكديگر ميكنند. اما گاهي اوقات به هيچ عنوان نميتوانند از پس مشكلاتشان
بربيايند و به اين نتيجه ميرسند كه طلاق بهترين راه است.
بعضي اوقات هر دوي
والدين به طلاق راضي هستند و ميخواهند از يكديگر جدا شوند و گاهي يكي از
آنها ميخواهد و ديگري به اين كار راضي نيست. معمولاً هردوي آنها از
اينكه زندگي مشتركشان نميتواند ادامه پيدا كند مأيوس و نااميد هستند حتي
اگر يكيشان بيشتر از ديگري راضي به طلاق باشد.
نقش فرزندان
اكثر قريب به اتفاق
فرزندان نميخواهند كه والدينشان از هم جدا شوند. ولي در برخي موارد نادر
كودكان نيز ممكن است حتي وقتي والدينشان از هم جدا ميشوند، احساس آزادي و
رهايي از رنج و عذاب و كشمكشهاي روحي و عاطفي داشته باشند و تقريباً راضي
به طلاق باشند، بويژه اگر جنگ و دعواهاي زيادي بين والدين در طول زندگي
مشتركشان وجود داشته باشد.
برخي بچهها فكر ميكنند
اگر والدينشان از هم جدا شوند، به آن معناست كه پدر و مادرشان ميخواهند
آنها را نيز ترك كنند.
گرچه اين حقيقت دارد كه
فرزند يك زوج مطلقه بيشتر زمانها را فقط با يكي از والدينش زندگي ميكند،
اما آن والدي كه در جاي ديگري زندگي ميكند هنوز پدر يا مادر كودك است و
براي هميشه نيز خواهد بود و اين هرگز تغيير نخواهد كرد.
دلايل زيادي وجود دارد
كه باعث جدايي زن و شوهر از يكديگر ميشود.
يك دليل شايد اين باشد
كه ديگر باهم تفاهم و همفكري نداشته باشند، ممكن است عشقي كه آنها براي
اولين بار به يكديگر داشتند، تغيير پيدا كرده باشد يا ممكن است اكثر مواقع
با هم جر و بحث كنند و در مورد مسائل به توافق و تفاهم نرسند. به هر حال هر
زوج دلايل خاص خودش را براي جدايي دارد. اين دلايل هر چه باشد، يك چيز
قطعي است و آن اين كه بچهها سبب جدايي نيستند.
با وجود اين، بيشتر
كودكاني كه والدينشان از يكديگر جدا شدهاند بر اين باورند كه آنها باعث
جدايي پدر و مادرشان از هم هستند. آنها فكر ميكنند كه اگر والدينشان بهتر
رفتار ميكردند، اين جدايي اتفاق نميافتاد، اما اين حقيقت ندارد. طلاق
فقط بين پدر و مادرها و به دليل عدم تفاهم بين خود آنها رخ ميدهد.
دقيقاً همانطوري كه
طلاق تقصير كودكان نيست، رجوع والدين به همديگر پس از طلاق نيز از عهده
كودكان خارج است و در بيشتر مواقع نيز چنين چيزي اتفاق نميافتد، اگرچه
بچهها در آرزوي بازگشت پدر و مادرشان به همديگر هستند و حتي سعي در انجام
كارهايي ميكنند كه فكر ميكنند در اين زمينه موثر است. مطابق ميل والدين
رفتار كردن در خانه و دانشآموزي منضبط و درسخوان بودن در مدرسه ممكن است
پدر و مادر را از فرزندان خوشحال و راضي نگه دارد، اما به آن معنا نيست كه
آنها به اين خاطر دوباره ميتوانند برگردند و با يكديگر زندگي كنند.
از سوي ديگر طلاق والدين
سبب سلب مسووليت آنها از مشكلات و ناراحتي هاي فرزندان نميشود و آنها به
صرف اينكه از هم جدا زندگي ميكنند، نميخواهند و نبايد مشكلات و احساسات
بچهها را ناديده بگيرند.
فراموش نكنيم هنوز هم
بهترين كساني كه بچهها ميتوانند درباره احساس و مشكلاتشان با آنها صحبت
كنند و از آنها كمك و راهنمايي بگيرند، والدين هستند.
شرايط را بپذيريد
اگر خانواده شما نيز
دستخوش اثرات طلاق است، مجموعهاي از مسائل مهم احساسي و عاطفي وجود دارد
كه لازم است آنها را به ياد داشته باشيد. اول از همه اينكه طبيعي است
احساسات مختلفي داشته باشيد، از جمله احساس عصبانيت، ترس، غم، اندوه يا حتي
نگراني از آينده.
دوم اينكه گرچه به نظر
ميرسد زندگيتان از هم پاشيده و با جدايي والدينتان همه چيز به آخر رسيده،
اما اوضاع دوباره بهتر خواهد شد. ممكن است زندگيتان كمي متفاوت از قبل
شده باشد، اما تكههاي از هم پاشيده زندگيتان دوباره در كنار هم قرار
ميگيرند و شما به زندگيتان ادامه خواهيد داد، شايد حتي زودتر از آنچه فكر
ميكنيد.
در ضمن راههايي وجود
دارد كه از طريق آنها ميتوانيد با احساساتي كه داريد كنار بياييد. اگر
حقيقتاً عصباني هستيد و از شرايط موجود گلهمنديد، بكوشيد با كسي كه مورد
اعتمادتان هست، صحبت كنيد، اما هرگز احساساتتان را روي شخص ديگري خالي
نكنيد، ديگران نبايد تاوان ناراحتي شما را پس دهند.
درددل كردن با شخصي قابل
اعتماد و در ميان گذاشتن آنچه احساس ميكنيد با او نيز ميتواند در اين
زمينه به شما كمك كند.
صحبت كردن بهتر از
فروخوردن احساساتتان مناسبتر است. اين كار سبب ميشود شما بدخلق، زودرنج و
تحريكپذير شويد.
گاهي اوقات فقط صحبت
كردن با شخص ديگري ميتواند بسيار تسكيندهنده باشد. فقط خيلي ساده و مختصر
بگوييد: من به خاطر جدايي والدينم خيلي عصباني، ناراحت يا نگران هستم و
اين واقعاً مرا آشفته و نگران كرده است.
وقتي كه شنونده به شما
ميگويد: «من كاملاً ميفهمم چه احساسي داري» در واقع به شما كمك ميكند كه
احساس بهتري داشته باشيد و راحتتر با احساساتتان كنار بياييد.
گاهي اوقات اين آغازگر
مكالمات بيشتري است كه شما خواهيد داشت. حتي صحبت كردن و درددل با يكي از
والدين درباره مسائلي كه ممكن است در حال و آينده برايتان پيش بيايد، كمك
زيادي خواهد كرد. يا اگر صحبت با والدين را دوست نداريد، شخص ديگري را
بيابيد كه واقعاً دوست داريد با او صحبت كنيد، مانند خواهر يا برادر، معلم
يا مشاور مدرسه يا پدربزرگ و مادربزرگتان.
درددل كردن ممكن است سخت
باشد، اما حقيقتاً به شما كمك خواهد كرد.
اگر دوستي داريد كه
والدينش از هم جدا شدهاند، سعي كنيد وقتي كه او ميخواهد با شما صحبت كند،
شنونده خوبي براي او باشيد و سنگ صبورش شويد. طلاق و كنار آمدن با شرايط
پس از آن به هيچوجه آسان نخواهد بود.
گاهي مواقع احساساتي كه
كودكان در مورد طلاق والدينشان دارند، آنقدر قوي است كه كودك خيلي سخت
ميتواند روي چيز ديگري تمركز كند. در چنين مواقعي كه كودك خيلي غمگين،
افسرده يا نگران است، ممكن است در توجه و تمركز كردن در كلاس درس، انجام
تكاليف يا حتي به ياد آوردن آنچه كه قبلاً مطالعه كرده است، مشكل داشته
باشد. در اين صورت كمك كردن به او مهم و لازم خواهد بود.
اين كودكان ممكن است بعد
از صحبت كردن با يك رواندرمانگر، مشاور يا متخصص روانشناسي احساس بهتري
داشته باشند و به آرامشي نسبي دست يابند. اين متخصصان ميكوشند با افراد
درباره مشكلاتشان صحبت كنند و به آنها در مورد احساساتي كه آنها را ناراحت
ميكند و متعادل كردن آنها كمك كنند.
زندگي پس از طلاق
وقتي كه والدين از هم
جدا شدند، معمولاً يكي از آنها از خانه نقل مكان كرده و به جاي ديگري براي
زندگي ميرود. بعضي از بچهها قسمتي از زمانشان را به زندگي با يكي از
والدينشان ميگذرانند و بقيه آن را نزد ديگري ميمانند و با او زندگي
ميكنند. برخي ديگر اساساً با يكي از آنها زندگي ميكنند و به ملاقات ديگري
ميروند. اگر شما از اين دسته هستيد، ابتدا ممكن است اين به نظر عجيب و
غيرمعمول به نظر برسد كه به ملاقات يكي از والدين خودتان برويد، اما بعداً
ممكن است شما حتي از اينكه ساعتي دور از خانه هميشگيتان باشيد، لذت ببريد
و دانستن اينكه شما دو خانه داريد كه در آنها كساني (پدر و مادرتان)
عاشقانه شما را دوست دارند، ميتواند احساس خوبي باشد.
اگر شما بيشتر با يكي از
والدينتان زندگي ميكنيد، ديگري ممكن است نزديك به شما يا دور از شما
زندگي كند. اينكه هر چند وقت يكبار به ديدن ديگري ميرويد، تقريباً بستگي
به جايي دارد كه او زندگي ميكند. بعضي از بچههايي كه پدر و مادرشان از
هم جدا شدهاند بايد به يك خانه جديد يا يك محله جديد نقل مكان كنند و اين
ممكن است برايشان سخت باشد.
بعضي وقتها كودكان يكي
از والدين را ملاقات ميكنند و سپس به نزد ديگري برميگردند كه در اينجا
مشكلاتي برايشان پيش ميآيد.
براي مثال يكي از والدين
ممكن است سوالات بسياري در مورد كارهايي كه ديگري انجام ميدهد بپرسد.
گاهي نيز يكي از آنها ميخواهد كه كودك يك پيامآور بين دو خانه باشد و
كودكان معمولاً وقتي در چنين شرايطي قرار ميگيرند، احساس ناراحتي ميكنند.
آنها ترجيح ميدهند كه والدينشان اگر ميخواهند چيزي را بدانند، خودشان از
همديگر سوال كنند.
اگر چيزي مانند اين براي
شما نيز اتفاق افتاد، با پدر و مادرتان درباره آن صحبت كنيد و به آنها
بگوييد كه اين مساله به شما چه احساسي ميدهد.
در نهايت اينكه هيچكس
نميداند در آينده چه رخ خواهد داد؟
براي يك كودك طلاق، ممكن
است روزي يك نامادري يا ناپدري وجود داشته باشد كه با او كنار بيايد و
راحت در كنارش زندگي كند يا بعكس. به هر حال نبايد انتظار داشت كه همه چيز
در زندگي با ملايمت و آرامي پيش برود و همواره بر وفق مراد باشد. بايد با
سختيها سازش كرد. با جدايي والدينتان به عنوان يك واقعيت برخورد كنيد و
فراز و نشيب آن را بپذيريد.
در حقيقت همانطوري كه بدترين چيزهايي كه فكر
ميكرديد حالا ممكن است به همان مقدار خوب به نظر برسند، ممكن است بسيار
متعجب شويد از اينكه آينده ممكن است چقدر خوب و جذاب باشد.
نسيما عرب