تفسير نمونه ج : 3ص :140
فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنت لَهُمْوَ لَوْ كُنت فَظاًّ غَلِيظ الْقَلْبِ لانفَضوا مِنْ حَوْلِكفَاعْف عَنهُمْ وَ استَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فى الأَمْرِفَإِذَا عَزَمْت فَتَوَكَّلْ عَلى اللَّهِإِنَّ اللَّهَ يحِب الْمُتَوَكلِينَ(159) إِن يَنصرْكُمُ اللَّهُ فَلا غَالِب لَكُمْوَ إِن يخْذُلْكُمْ فَمَن ذَا الَّذِى يَنصرُكُم مِّن بَعْدِهِوَ عَلى اللَّهِ فَلْيَتَوَكلِ الْمُؤْمِنُونَ(160)
ترجمه:
159 -از پرتو رحمت الهى در برابر آنها نرم ( و مهربان ) شدى و اگر خشن و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مىشدند بنا بر اين آنها را عفو كن و براى آنها طلب آمرزش نما و در كارها با آنها مشورت كن اما هنگامى كه تصميم گرفتى ( قاطع باش و ) بر خدا توكل كن زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد
160 -اگر خداوند شما را يارى كند هيچ كس بر شما پيروز نخواهد شد و اگر دست از يارى شما بردارد كيست كه بعد از او شما را يارى كند و مؤمنان تنها بر خداوند بايد توكل كنند
تفسير:فرمان عفو عمومى
فبما رحمة من الله لنت لهم گرچه در اين آيه يك سلسله دستورهاى كلى به پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) داده شده و از نظر محتوى مشتمل بر برنامههاى كلى و اصولى است ولى از نظر نزول در باره حادثه احد است زيرا بعد از مراجعت مسلمانان از احد كسانى كه از جنگ
تفسير نمونه ج : 3ص :141
فرار كرده بودند ، اطراف پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) را گرفته و ضمن اظهار ندامت تقاضاى عفو و بخشش كردند.
خداوند در اين آيه به پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) دستور عفو عمومى آنها را صادر كرد و پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) با آغوش باز ، خطاكاران توبهكار را پذيرفت .
در آيه فوق ، نخست اشاره به يكى از مزاياى فوق العاده اخلاقى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) شده و مىفرمايد : در پرتو رحمت و لطف پروردگار ، تو با مردم مهربان شدى در حالى كه اگر خشن و تندخو و سنگدل بودى از اطراف تو پراكنده مىشدند.
فظ در لغت به معنى كسى است كه سخنانش تند و خشن است ، و غليظ - القلب به كسى ميگويند كه سنگدل مىباشد و عملا انعطاف و محبتى نشان نمىدهد بنا بر اين ، اين دو كلمه گرچه هر دو بمعنى خشونت است اما يكى غالبا در مورد خشونتدر سخن و ديگرى در مورد خشونت در عمل به كار مىرود و به اين ترتيب خداوند اشاره به نرمش كامل پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و انعطاف او در برابر افراد نادان و گنهكار مىكند.
فاعف عنهم و استغفر لهم سپس دستور مىدهد كه از تقصير آنان بگذر ، و آنها را مشمول عفو خود گردان و براى آنها طلب آمرزش كن يعنى نسبت به بىوفائىهائى كه با تو كردند و مصائبى كه در اين جنگ براى تو فراهم نمودند از حق خود درگذر و من براى آنها نزد تو شفاعت مىكنم ، و در مورد مخالفتهائى كه نسبت به فرمان من كردند ، تو شفيع آنها باش و آمرزش آنها را از من بطلب .
بعبارت ديگر آنچه مربوط به حق تو است عفو كن و آنچه مربوط بحق من است من مىبخشم پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به فرمان خدا عمل كرد و آنها را بطور عموم مشمول عفو خود ساخت.
روشن است كه اينجا يكى از موارد روشن عفو و نرمش و انعطاف بود و اگر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) غير از اين مىكرد زمينه براى پراكندگى مردم كاملا فراهم بود ،
تفسير نمونه ج : 3ص :142
مردمى كه گرفتار آن شكست فاحش شده بودند و آنهمه كشته و مجروح داده بودند ( اگر چه عامل اصلى همه اينها خودشان محسوب مىشدند ) چنين مردمى نياز شديد به محبت و دلجوئى و مرهم گذاشتن بر جراحات قلبى و جسمى داشتند ، تا به سرعت همه اين جراحات ، التيام پذيرد و آماده براى حوادث آينده شوند .
در اين آيه اشاره به يكى از صفات مهم كه در هر رهبرى لازم است شده و آن ، مسئله گذشت و نرمش و انعطاف در برابر كسانى است كه تخلفى از آنها سرزده و بعدا پشيمان شدهاند ، بديهى است شخصى كه در مقام رهبرى قرار گرفته اگر خشن و تندخو و غير قابل انعطاف و فاقد روح گذشت باشد بزودى در برنامههاى خود مواجه با شكست خواهد شد و مردم از دور او پراكنده مىشوند و از وظيفه رهبرى بازمىماند و بهمين دليل على (عليهالسلام) در يكى از كلمات قصار خود مىفرمايد : آلة الرياسة سعة الصدر : وسيله رهبرى گشادگى سينه است .