تفسير نمونه ج : 22ص :56
سيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطلَقْتُمْ إِلى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْيُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كلَمَ اللَّهِقُل لَّن تَتَّبِعُونَا كذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُفَسيَقُولُونَ بَلْ تحْسدُونَنَابَلْ كانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلا قَلِيلاً(15) قُل لِّلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الأَعْرَابِ ستُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولى بَأْسٍ شدِيدٍ تُقَتِلُونهُمْ أَوْ يُسلِمُونَفَإِن تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسناًوَ إِن تَتَوَلَّوْا كَمَا تَوَلَّيْتُم مِّن قَبْلُ يُعَذِّبْكمْ عَذَاباً أَلِيماً(16) لَّيْس عَلى الأَعْمَى حَرَجٌ وَ لا عَلى الأَعْرَج حَرَجٌ وَ لا عَلى الْمَرِيضِ حَرَجٌوَ مَن يُطِع اللَّهَ وَ رَسولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّتٍ تجْرِى مِن تحْتِهَا الأَنهَرُوَ مَن يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذَاباً أَلِيماً(17)
تفسير نمونه ج : 22ص :57
ترجمه:
15 -هنگامى كه شما در آينده براى به دست آوردن غنائمى حركت كنيد متخلفان مىگويند : بگذاريد ما هم از شما پيروى كنيم ( و در اين جهاد شركت نمائيم ! ) آنها مىخواهند كلام خدا را تغيير دهند ، بگو : هرگز نبايد به دنبال ما بياييد ، اينگونه خداوند از قبل گفته است ، اما به زودى مىگويند : شما نسبت به ما حسد مىورزيد ولى آنها جز اندكى نمىفهمند 16 -به متخلفان از اعراب بگو : به زودى از شما دعوت مىشود كه به سوى قومى جنگجو برويد و با آنها پيكار كنيد تا اسلام بياورند ، اگر اطاعت كنيد خداوند پاداش نيكى به شما مىدهد ، و اگر سرپيچى نمائيد همانگونه كه قبلا نيز سرپيچى نموديد شما را عذاب دردناكى مىكند
17 -بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست ( اگر در ميدان جهاد شركت نكند ) و هر كس كه اطاعت خدا و رسولش نمايد او را در باغهائى ( از بهشت ) وارد مىسازد كه نهرها از زير درختانش جارى است ، و آن كس كه سرپيچى كند او را به عذاب دردناكى گرفتار مىكند
تفسير : متخلفان آماده طلب!
غالب مفسران معتقدند كه اين آيات ناظر به فتح خيبر است كه بعد از صلح حديبيه و در آغاز سال هفتم هجرت روى داد.
توضيح اينكه : طبق روايات هنگامى كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از حديبيه باز مىگشت به فرمان خدا مسلمانان شركت كننده در حديبيه را بشارت به فتح خيبر داد و تصريح فرمود كه در اين پيكار فقط آنها شركت كنند ، و غنائم جنگى مخصوص آنها است ، و تخلف كنندگان را نصيبى از اين غنائم نخواهد بود ! اما اين دنيا پرستان ترسو همين كه از قرائن فهميدند پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) در اين جنگى كه در پيش دارد قطعا پيروز مىشود و غنائم فراوانى به دست سپاه
تفسير نمونه ج : 22ص :58
اسلام خواهد افتاد ، از فرصت استفاده كرده ، خدمت پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) آمدند ، و اجازه شركت در ميدان خيبر خواستند ! و شايد به اين عذر نيز متوسل شدند كه ما براى جبران خطاى گذشته ، و سبك كردن بار مسئوليت ، و توبه از گناه ، و خدمت خالصانه به اسلام و قرآن ، مىخواهيم در اين ميدان جهاد با شما شركت كنيم ! غافل از اينكه آيات قرآن از قبل نازل شده بود ، و سر آنها را فاش ساخته بود ، چنانكه در نخستين آيه مورد بحث مىخوانيم : هنگامى كه شما براى به دست آوردن غنائمى حركت مىكنيد به زودى متخلفان مىگويند بگذاريد ما هم از شما پيروى كنيم ، و در اين جهاد شركت نمائيم ! ( سيقول المخلفون اذا انطلقتم الى مغانم لتاخذوها ذرونا نتبعك)
نه تنها در اين مورد كه در موارد ديگر نيز مىبينيم اين تنپروران طماع به سراغ لقمههاى چرب و كم دردسر مىرفتند ، و از ميدانهاى سخت و خطرناك و دور دست گريزان بودند ، چنانكه در آيه 42 سوره توبه مىخوانيم : هر گاه غنائمى نزديك ، و سفرى سهل و آسان باشد از تو پيروى مىكنند ، ولى ( اكنون كه براى ميدان تبوك ) راه دور و پرمشقت است سر باز مىزنند ، و به زودى سوگند مىخورند كه اگر توانائى داشتيم همراه شما حركت مىكرديم لو كان عرضا قريبا و سفرا قاصدا لا تبعوك و لكن بعدت عليهم الشقه و سيحلفون بالله لو استطعنا لخرجنا معكم به هر حال ، قرآن در آيات مورد بحث در پاسخ اين گروه سود جو و فرصت طلب مىگويد : آنها مىخواهند كلام خدا را تغيير دهند ( (يريدون ان يبدلوا كلام الله
سپس مىافزايد : به آنها بگو : شما هرگز نبايد به دنبال ما بيائيد و حق نداريد در اين ميدان شركت كنيد ( قل لن تتبعونا )
اين سخنى نيست كه من از پيش خود بگويم ، اين مطلبى است كه
تفسير نمونه ج : 22ص :59
خداوند از قبل گفته و ما را از آينده شما با خبر ساخته است ( (كذلكم قال الله من قبل
خداوند دستور داده غنائم خيبر مخصوص اهل حديبيه باشد ، واحدى با آنها در اين امر شركت نكند ! ولى اين متخلفان بى شرم و پر ادعا ، باز از ميدان در نمىروند و شما را متهم به حسادت مىكنند و به زودى مىگويند : مطلب چنين نيست بلكه شما نسبت به ما حسد مىورزيد ! ( (فسيقولون بل تحسدوننا
و به اين ترتيب آنها حتى بطور ضمنى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) را تكذيب مىكنند ، و ريشه منع آنها را از شركت در غزوه خيبر حسادت مىشمرند ! قرآن در آخرين جمله مىگويد : ولى آنها جز اندكى نمىفهمند ( (بل كانوا لا يفقهون الا قليلا
آرى ريشه تمام بدبختىهاى آنها جهل و نادانى و بيخبرى است كه هميشه دامنگير آنها بوده است ، جهل در مورد خداوند ، و عدم معرفت مقام پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و بيخبرى از سرنوشت انسانها ، و عدم توجه به ناپايدارى ثروت دنيا.
درست است كه آنها در مسائل مالى و منافع شخصى با هوش و دقيق و باريك بودند ، اما چه جهلى از اين بالاتر كه انسان همه چيز خود را با اندكى ثروت مبادله كند ؟ ! .
سرانجام پيغمبر اكرم (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) طبق نقل تواريخ غنائم خيبر را تنها بر اهل حديبيه تقسيم كرد ، حتى كسانى كه در حديبيه بودند و موفق به شركت در غزوه خيبر نشدند سهمى براى آنها قرار داد ، البته اين موضوع يك مصداق بيشتر نداشت و آن جابر بن عبد الله بود.
تفسير نمونه ج : 22ص :60
در ادامه همين بحث و گفتگو با متخلفان حديبيه در آيه بعد پيشنهادى به آنها كرده ، و راه بازگشت را به روى آنها چنين مىگشايد و مىفرمايد : به متخلفان از اعراب باديهنشين بگو به زودى از شما دعوت مىشود كه به سوى قومى جنگجو و پر قدرت گام بگذاريد ، و با آنها پيكار كنيد تا اسلام را پذيرا شوند ( قل للمخلفين من الاعراب ستدعون الى قوم اولى باس شديد تقاتلونهم او يسلمون)
اگر اطاعت كنيد خداوند پاداش نيكى به شما مىدهد ، و اگر سرپيچى كنيد ، آنگونه كه قبلا نيز سرپيچى كرديد ، خداوند شما را عذاب دردناكى مىكند ( (فان تطيعوا يؤتكم الله اجرا حسنا و ان تتولوا كما توليتم من قبل يعذبكم عذابا اليما
هر گاه به راستى از رفتار قبلى خود پشيمان شدهايد ، و دست از راحت - طلبى و دنيا پرستى برداشتهايد ، بايد امتحان صداقت خود را در ميدان سخت و سهمگين ديگرى بدهيد ، و گرنه از ميدانهاى سخت اجتناب كردن ، و در ميدانهاى راحت و پر غنيمت شركت نمودن به هيچوجه ممكن نيست ، و دليلى است بر نفاق يا ضعف ايمان و جبن و ترس شما .
جالب اينكه قرآن روى عنوان مخلفين در اين آيات مكرر تكيه كرده ، و به اصطلاح بجاى استفاده از ضمير از اسم ظاهر استفاده مىكند.
اين تعبير مخصوصا به صورت صيغه اسم مفعول آمده ، يعنى پشت سر گذارده شدگان اشاره به اينكه هنگامى كه مسلمانان با ايمان مشاهده سستى و بهانهجوئيهاى اين گروه را مىكردند آنها را پشت سر گذارده و بى اعتنا به وضعشان به سوى ميدان جهاد مىشتافتند .
اما در اينكه اين قوم جنگجو و پر قدرت كه در اين آيه به آنها اشاره كرده چه جمعيتى بودند ؟ در ميان مفسران گفتگو است.
تفسير نمونه ج : 22ص :61
جمله تقاتلونهم او يسلمون ( با آنها پيكار كنيد تا مسلمان شوند ) دليل بر اين است كه اهل كتاب نبودند ، زيرا آنها را مجبور به پذيرش اسلام نمىكنند ، بلكه مخير ميان اسلام آوردن يا پذيرش شرائط اهل ذمه و همزيستى مسالمتآميز با مسلمانان و پرداخت جزيهمىكنند ، تنها مشركان و بت پرستان هستند كه چيزى جز اسلام از آنان پذيرفته نمىشود ، زيرا اسلام بت پرستى را به عنوان يك دين نمىشناسد ، و اجبار در ترك بت پرستى جايز است.
و با توجه به اينكه در عصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) بعد از ماجراى حديبيه و خيبر غزوه مهمى با مشركان جز فتح مكه و غزوه حنين وجود نداشت ، آيه فوق مىتواند اشاره به آنها باشد ، مخصوصا غزوه حنين كه مردان جنگجوى سختكوشى از طايفه هوازن و بنى سعد در آن شركت داشتند.
اما اينكه بعضى احتمال دادهاند اشاره به غزوه موته كه با روميان انجامگرفت بوده باشد بعيد به نظر مىرسد ، چرا كه آنها اهل كتاب بودند.
و احتمال اينكه منظور جنگهاى بعد از پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) از جمله جنگ با اهل فارس و يمامه بوده باشد بسيار بعيدتر است ، چرا كه لحن آيات نشان مىدهد مساله مربوط به زمان پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) است ، و هيچ الزامى نداريم كه آن را بر جنگهاى بعد از عصر پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) تطبيق دهيم ، ظاهرا پارهاى انگيزههاى سياسى در فكر و انديشه بعضى از مفسران كه روى اين مساله پافشارى داشتهاند دخالت داشته است ! اين نكته نيز قابل توجه است كه پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به آنها قول نمىدهد كه در جنگهاى آينده شما غنائمى به چنگ مىآوريد ، زيرا هدف از جهاد كسب غنيمت نيست ، بلكه روى اين تكيه مىكند كه خداوند پاداش نيكى به شما خواهد داد كه معمولا اين تعبير در مورد پاداشهاى آخرت است .