0

مريم زن برگزيده خدا

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

مريم زن برگزيده خدا

مريم زن برگزيده خدا
سوره : آل عمران    آیه : 34
متن عربی آیه : ذُرِّيَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
ترجمه
فرزندانی بودند ، برخی از نسل برخی ديگر پديد آمده و خدا شنوا و داناست
ترجمه فولادوند
فرزندانى كه بعضى از آنان از [نسل‏] بعضى ديگرند، و خداوند شنواى داناست.
ترجمه مجتبوی
فرزندانى كه برخى‏شان از برخى ديگرند- فرزندانى كه از پدران برگزيده زاده شده‏اند و در پاكى همانند يكديگرند- و خدا شنوا و داناست.
ترجمه مشکینی
فرزندانى كه برخى از نسل برخى ديگرند (همه يك دست در فضائل و برگزيدگى هستند)، و خداوند شنوا و داناست
ترجمه بهرام پور
فرزندانى كه برخى از نسل برخى ديگرند، و خدا شنواى داناست
 
تفسیر نمونه
نياكان مريم اين آيات ، سرآغازى است براى بيان سرگذشت مريم و اشاره اى به مقامات اجداد او و نمونه بارزى است از محبت واقعى به پروردگار و ظهور آثار اين محبت در عمل ، كه در آيات گذشته به آن اشاره شده بود. نخست مى فرمايد: ((خداوند آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر عالميان برگزيد))(ان الله اصطفى آدم و نوحا و آل ابراهيم و آل عمران على العالمين ). ((اصطفى )) از ماده صفو (بر وزن عفو) به معنى خالص شدن چيزى است و صفوة به معنى خالص هر چيزى است ، سنگ صاف را در لغت عرب از اين نظر صفا مى گويند كه داراى خلوص و پاكى است ، بنابراين اصطفاء به معنى انتخاب كردن قسمت خالص چيزى است . آيه فوق مى گويد: ((ما آدم و نوح و خاندان ابراهيم و عمران را برگزيديم )) ممكن است اين گزينش ، تكوينى باشد و يا تشريعى ، به اين معنى كه خداوند آفرينش آنها را از آغاز، آفرينش ‍ ممتازى قرار داد، هر چند با داشتن آفرينش ممتاز، هرگز مجبور به انتخاب راه حق نبودند، بلكه با اراده و اختيار خود اين راه را پيمودند، سپس به خاطر اطاعت فرمان خدا و تقوا و پرهيزكارى و كوشش در راه هدايت انسانها، امتيازهاى جديدى كسب كردند كه با امتياز ذاتى آنها آميخته شد و به صورت انسانهايى برگزيده در آمدند. و در آيه بعد مى افزايد: ((آنها فرزندان و دودمانى بودند كه بعضى از بعض ديگر گرفته شده بودند))(ذرية بعضها من بعض ). اين برگزيدگان الهى از نظر اسلام و پاكى و تقوا و مجاهده براى راهنمايى بشر همانند يكديگر بودند، و همچون نسخه هاى متعدد از يك كتاب كه هر يك از ديگرى اقتباس شده باشد. و در پايان آيه اشاره به اين حقيقت مى كند كه خداوند مراقب كوششها و تلاشهاى آنها بوده ، و سخنانشان را شنيده است و از اعمالشان آگاه است مى فرمايد: ((خداوند شنوا و دانا است ))(و الله سميع عليم ). در آيات فوق علاوه بر آدم ، به تمام پيامبران اولو العزم اشاره شده است ، نام نوح ، صريحا آمده ، و آل ابراهيم هم خود او و هم موسى و عيسى و پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) را شامل مى شود، و ذكر آل عمران اشاره مجددى به مريم و حضرت مسيح (عليه السلام ) است و تكرار آن براى اين است كه مقدمهاى براى شرح حال آنان در آيات آينده باشد. 1 - امتيازات پيامبران در اينجا سؤ الى پيش مى آيد كه اين امتياز ذاتى اگر چه آنها را مجبور به پيمودن راه حق نميكرد و با مساله اختيار و اراده منافات نداشت ولى باز يك نوع تبعيض محسوب مى شود. در پاسخ بايد گفت : كه يك آفرينش آميخته با نظام صحيح چنين تفاوتى را ايجاب مى كند (دقت كنيد) مثلا بدن انسان يك آفرينش منظم است و براى تامين اين نظام تفاوتهائى در ميان اعضاء بايد باشد اگر تمام سلولهاى تن انسان به ظرافت سلولهاى شبكيه چشم و يا به استحكام و قدرت سلولهاى استخوان ساق پا و يا به حساسيت سلولهاى مغز و يا به تحرك سلولهاى قلب باشد مسلما سازمان بدن به هم ميريزد بلكه بايد سلولهائى همچون مغز در بدن باشد و رهبرى عضلات و اعضاء بدن را به عهده بگيرد و سلولهاى محكم استخوانى استقامت بدن را حفظ كند سلولهاى ظريف و حساس از كوچك ترين حوادث آگاه گردد و سلولهاى متحرك جنبش بيافريند. هيچكس نمى تواند بگويد چرا همه بدن مغز نيست و يا مثلا در گياه چرا همه سلولها به ظرافت و لطافت و زيبائى گلبرگها نميباشند زيرا چنين وضعى ساختمان گياه را به كلى دستخوش فنا و نيستى مى كند. ولى نكته قابل توجه اينجا است كه اين ((امتياز)) ذاتى كه براى ايجاد يك سازمان منظم نهايت لزوم را دارد ساده نيست ، بلكه توام با يك مسئوليت عظيم به اندازه اين امتياز مى باشد. وجود اين مسئوليت سنگين تعادل كفه هاى ترازوى خلقت آنها را تامين خواهد كرد، يعنى به همان نسبت كه پيامبران و رهبران بشر امتياز دارند، همان اندازه مسؤ وليت نيز دارند و ديگران كه امتياز متفاوتى دارند مسؤ وليت كمترى خواهند داشت . از اينها گذشته امتيازات ذاتى براى نزديكى انسان به خدا هرگز كافى نيست بلكه بايد با امتيازات اكتسابى همراه باشد. 2 - آيه در صدد بيان همه برگزيدگان خدا نيست بلكه تنها اشاره به جمعى از آنها مى كند و اگر بعضى از پيامبران كه از اين دودمان نيستند، در آن ذكر نشده اند دليل بر عدم برگزيدن آنها نمى باشد، ضمنا بايد توجه داشت كه آل ابراهيم موسى بن عمران و پيامبر اسلام و برگزيدگان خاندان او را نيز شامل مى شود، زيرا همه آنها از دودمان ابراهيم هستند. 3 - به گفته ((راغب )) در كتاب مفردات كلمه ((آل )) از ((اهل )) گرفته شده و تنها تفاوتى كه با اهل دارد اين است كه ((آل )) معمولا به نزديكان افراد بزرگ و شريف گفته مى شود ولى ((اهل )) معنى وسيعى دارد و بر همه اطلاق مى گردد، همچنين آل به افراد انسان اضافه مى شود ولى كلمه اهل به زمان و مكان و هر چيز ديگر اضافه مى شود، مثلا مى گويند: اهل فلان شهر اما نميگويند آل فلان شهر. 4 - ناگفته پيداست كه منظور از برگزيدگان آل ابراهيم و آل عمران اين نيست كه تمام فرزندان ابراهيم و عمران از برگزيدگان هستند، زيرا ممكن است در ميان آنها حتى افراد كافرى وجود داشته باشند بلكه منظور اين است كه جمعى از دودمان آنها برگزيده شده اند. 5 - ((عمران )) در آيه فوق همان پدر ((مريم )) است نه پدر ((موسى )) زيرا هر كجا در قرآن نام عمران برده شده اشاره به پدر مريم مى باشد و آيات بعد كه شرح حال مريم را بيان مى كند نيز گواه اين مطلب است . 6 - در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت (عليهمالسلام ) به ما رسيده است به اين آيه براى معصوم بودن انبياء و امامان استدلال شده است ، زيرا خداوند هرگز افراد گنهكار و آلوده به شرك و كفر و فسق را انتخاب نميكند بلكه آنهائى را برميگزيند كه از آلودگيها بركنار و معصوم باشند (البته مراحلى از عصمت را مى توان از آيه استفاده كرد). 7 - بعضى از نويسندگان اخير به اين آيه براى مساءله تكامل انواع استدلال كرده اند و معتقدند كه آيه دلالت بر اين دارد كه ((آدم )) نخستين انسان نبود بلكه در زمان آدم انسانهاى بسيارى وجود داشتند كه خداوند آدم را از ميان آنها برگزيد و نسلى ممتاز از فرزندان او به وجود آورد. و تعبير به ((على العالمين )) در آيه فوق را گواه بر اين معنى مى دانند و مى گويند: در عصر آدم عالميان يعنى جامعه انسانى وجود داشته . بنابراين مانعى ندارد كه انسان نخستين كه ميليونها سال قبل به وجود آمده از حيوانات ديگر تكامل يافته و ((آدم )) تنها يك انسان برگزيده بوده باشد! ولى در برابر اين سخن بايد گفت كه هيچگونه دليلى در دست نيست كه منظور از ((عالمين )) در اينجا انسانهاى معاصر آدم بوده باشند بلكه ممكن است مجموع جامعه انسانيت در تمام طول تاريخ بوده باشد، و بنابراين معنى آيه چنين مى شود: خداوند از ميان تمام جامعه بشريت در طول تاريخ انسانهائى را برگزيد كه نخستين آنها آدم و سپس نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران بود و از آنجا كه اين برگزيدگان هر كدام در عصر و زمانى ميزيسته اند مى فهميم كه منظور از عالمين تمام جامعه انسانى در همه اعصار و قرون بوده است . بنابراين لزومى ندارد كه معتقد باشيم در عصر آدم انسانهاى زيادى وجود داشته اند كه آدم از ميان آنها برگزيده شده باشد - دقت كنيد!.
سوره : آل عمران    آیه : 35
متن عربی آیه : إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
ترجمه
و زن عمران گفت : ای پروردگار من ، نذر کردم که آنچه در شکم دارم از کار اينجهانی آزاد و تنها در خدمت تو باشد اين نذر را از من بپذير که تو شنوا و دانايی
ترجمه فولادوند
چون زنِ عمران گفت: «پروردگارا، آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده [از مشاغل دنيا و پرستشگر تو] باشد پس، از من بپذير كه تو خود شنواى دانايى.»
ترجمه مجتبوی
[ياد كن‏] آنگاه كه آن عمران گفت: پروردگارا، نذر كردم كه آنچه در شكم من است آزاد باشد- آزاد از وابستگيهاى دنيا، و در خدمت پرستشگاه تو باشد-. پس از من بپذير، كه تويى شنوا و دانا.
ترجمه مشکینی
(به ياد آر) هنگامى كه زن عمران گفت: پروردگارا، من براى تو نذر كردم كه آنچه در شكم خود دارم آزاد باشد (آزاد از هر شغل و مخصوص خدمت بيت المقدس باشد) پس، از من قبول كن، زيرا تويى كه شنوا و دانايى. (خادم بيت المقدس بايد پسر باشد و زن عمران گمان مى‏كرد حملش پسر است)
ترجمه بهرام پور
آن‏گاه كه همسر عمران گفت: پروردگار! آنچه در شكم دارم نذر تو كردم، آزاد براى [خدمت خانه‏] تو، پس از من بپذير كه تويى شنواى دانا
 
تفسیر نمونه
عمران و دخترش مريم به دنبال اشاره اى كه به عظمت آل عمران در آيات قبل آمده بود در اين آيات سخن از عمران و دخترش مريم به ميان مى آورد، و به طور فشرده چگونگى تولد و پرورش و بعضى از حوادث مهم زندگى اين بانوى بزرگ را بيان مى كند. توضيح اينكه : از تواريخ و اخبار اسلامى و گفته مفسران استفاده مى شود كه ((حنة )) و ((اشياع )) دو خواهر بودند كه اولى به همسرى عمران كه از شخصيتها برجسته بنى اسرائيل بود در آمد و دومى را زكريا پيامبر خدا به همسرى انتخاب كرد. <1> همسر عمران ((حنه )) سالها گذشت كه فرزندى از او متولد نشد روزى زير درختى نشسته بود پرنده اى را ديد كه به جوجه هاى خود غذا مى دهد مشاهده اين محبت مادرانه آتش عشق فرزند را در دل او شعلهور ساخت و از صميم دل از درگاه خدا تقاضاى فرزندى كرد و چيزى نگذشت كه اين دعاى خالصانه به هدف اجابت رسيد و باردار شد. از بعضى از روايات استفاده مى شود كه خداوند به عمران وحى فرستاده بود كه پسرى پر بركت كه ميتواند بيماران غير قابل علاج را درمان كند و مردگان را به فرمان خدا حيات بخشد به او خواهد داد كه به عنوان پيامبر به سوى بنى اسرائيل فرستاده مى شود. او اين جريان را با همسر خود ((حنه )) در ميان گذاشت لذا هنگامى كه او باردار شد تصور كرد فرزند مزبور همان است كه در رحم دارد بى خبر از اين كه كسى كه در رحم او است مادر آن فرزند (مريم ) مى باشد و به همين دليل نذر كرد كه پسر را خدمتگزار خانه خدا ((بيت المقدس )) نمايد اما به هنگام تولد مشاهده كرد كه دختر است در اين موقع نگران شد كه با اين وضع چه كند. زيرا خدمتكاران بيت المقدس از ميان پسران انتخاب مى شدند و سابقه نداشت دخترى به اين عنوان انتخاب گردد. با توضيح بالا، به تفسير آيات باز ميگرديم : در نخستين آيه مى فرمايد: به ياد آريد هنگامى را كه همسر عمران گفت : خداوندا! آنچه را در رحم دارم براى تو نذر كردم كه محرر (و آزاد براى خدمت خانه تو) باشد، آن را از من بپذير كه تو شنوا و دانائى) )(اذ قالت امرأ ت عمران رب انى نذرت لك ما فى بطنى محررا فتقبل منى انك انت السميع العليم ). <2> در اين آيه اشاره به نذر همسر عمران به هنگام باردارى شده ، او تصور ميكرد فرزندش (با توجه به بشارت خداوند) پسر است ، و از اين رو واژه ((محررا)) (يا معادل ديگر در زبان ديگر) را به كار برد، نه ((محررة )) و از خدا خواست كه نذر او را پذيرا شود. واژه ((محررا)) از ماده تحرير گرفته شده كه به معنى آزاد ساختن است . و در اصطلاح آن زمان به فرزندانى گفته مى شد كه به خدمت معبد و خانه خدا در مى آمدند، تا نظافت و ساير خدمات را بر عهده گيرند و به هنگام فراغت مشغول عبادت پروردگار شوند، و از آنجا كه آنها از هر گونه خدمت به پدر و مادر آزاد بودند، به آنها محرر گفته مى شد، و يا از اين جهت كه خالص از هر گونه تلاش و كوشش دنيوى بوده اند، به آنها محرر مى گفتند. بعضى گفته اند كه اين دسته از كودكان از موقعى كه توانائى بر اين خدمات داشتند تا سن بلوغ ، وظايف خود را زير نظر پدران و مادران انجام ميدادند و پس از رسيدن به سن بلوغ ، تعيين سرنوشتشان به دست خودشان بود، اگر ميخواستند به كار در معبد پايان داده و بيرون ميرفتند و اگر تمايل داشتند بمانند مى ماندند. بعضى گفته اند: اقدام همسر عمران به نذر، دليل بر آن است ، كه عمران در همان حال باردارى او از دنيا رفته بود، و گر نه بعيد بود او مستقلا چنين نذرى كند. سپس مى افزايد: ((هنگامى كه فرزند خود را به دنيا آورد (و او را دختر يافت ) گفت : پروردگارا! من او را دختر آوردم ))(فلما وضعتها قالت رب انى وضعتها انثى )البته خدا از آنچه او به دنيا آورده بود آگاهتر بود))(و الله اعلم بما وضعت ). سپس افزود: ((تو ميدانى كه دختر و پسر (براى هدفى كه من نذر كردهام ) يكسان نيستند))(و ليس الذكر كالانثى ). دختر، پس از بلوغ ، عادت ماهانه دارد و نمى تواند در مسجد بماند، به علاوه نيروى جسمى آنها يكسان نيست ، و نيز مسائل مربوط به حجاب و باردارى و وضع حمل ادامه اين خدمت را براى دختر مشكل مى سازد و لذا هميشه پسران را نذر مى كردند. از قرائن موجود در آيه و رواياتى كه در تفسير آيه وارد شده است ، استفاده مى شود كه ((و ليس الذكر كالانثى )) (پسر همانند دختر نيست ) از زبان مادر مريم است هر چند بعضى احتمال داده اند از كلام خدا باشد ولى بعيد به نظر مى رسد. در اينجا اين سؤ ال پيش مى آيد كه مادر مريم ، قاعدتا ميبايست بگويد: ((و ليست الانثى كالذكر)) (اين دختر همانند پسر نيست ) زيرا او دختر آورده بود نه پسر و لذا گفته اند: جمله تقديم و تاخيرى دارد همانگونه كه در بسيارى از عبارات عرب معمول است ، و چه بسا ناراحتى ناگهانى كه هنگام وضع حمل به او دست داد سبب شد سخن خود را اين چنين ادا كند، چرا كه او علاقه داشت صاحب پسرى شود تا خدمتگزار بيت المقدس باشد، همين علاقه سبب شد كه بى اختيار به هنگام سخن گفتن نام پسر را مقدم دارد. سپس افزود: ((من او را مريم نام گذاردم و او و فرزندانش را از ( وسوسه هاى ) شيطان رجيم و رانده شده (از درگاه خدا) در پناه تو قرار مى دهم) )(و انى سميتها مريم و انى اعيذها بك و ذريتها من الشيطان الرجيم ). ((مريم )) در لغت به معنى زن عبادتكار و خدمتگزار است و از آنجا كه اين نامگذارى به وسيله مادرش ‍ بعد از وضع حمل انجام شد، نهايت عشق و علاقه اين مادر با ايمان را براى وقف فرزندش در مسير بندگى و عبادت خدا نشان مى دهد، و نيز به همين دليل بود كه او پس از نامگذارى ، نوزادش و فرزندانى را كه در آينده از او به وجود مى آيند، در برابر وسوسه هاى شيطانى به خداوند سپرد.
سوره : آل عمران    آیه : 42
متن عربی آیه : وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِينَ
ترجمه
و فرشتگان گفتند : ای مريم ، خدا تو را برگزيد و پاکيزه ساخت و بر زنان جهان برتری داد ترجمه فولادوند
و [ياد كن‏] هنگامى را كه فرشتگان گفتند: «اى مريم، خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و تو را بر زنان جهان برترى داده است.»
ترجمه مجتبوی
و آنگاه كه فرشتگان گفتند: اى مريم، خدا تو را برگزيد و پاك گردانيد و بر زنان جهانيان- زنان زمانه- برگزيد.
ترجمه مشکینی
و (به ياد آر) آن گاه كه فرشتگان گفتند: اى مريم، همانا خداوند تو را برگزيده و پاك ساخته و بر زنان جهانيان (عصرت به افتخار خدمت بيت المقدس، رزق آسمانى، سخن گفتن با فرشته و تولد فرزندى بدون پدر) برترى داده است
ترجمه بهرام پور
و هنگامى كه فرشتگان گفتند: اى مريم! خداوند تو را برگزيد و پاكيزه داشت و تو را بر زنان جهان برترى داد
 
تفسیر نمونه
مريم بانوى برگزيده الهى اين آيات بار ديگر، به داستان مريم باز مى گردد، و از دوران شكوفايى و برومندى او سخن مى گويد، و مقامات والاى او را بر مى شمرد. نخست از گفتگوى فرشتگان با مريم ، بحث مى كند، مى فرمايد: به ياد آور هنگامى را كه فرشتگان گفتند: اى مريم ! خدا تو را برگزيده و پاك ساخته و بر تمام زنان جهان برترى داده است (و اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله اصطفيك و طهرك و اصطفيك على نساء العالمين ). <3> چه افتخارى از اين برتر كه انسانى با فرشتگان هم سخن شود، آن هم سخنى كه بشارت برگزيدگى او از سوى خدا و طهارت و برترى او بر تمام زنان جهان باشد، و اين نبود جز در سايه تقوا و پرهيزگارى و ايمان و عبادت او، آرى او برگزيده شد تا پيامبرى همچون عيساى مسيح به دنيا آورد. جالب توجه اين كه جمله ((اصطفيك ))در آيه تكرار شده يك بار براى بيان برگزيدگى او به طور مطلق و بار دوم براى برگزيدگى او نسبت به تمام زنان جهان . اين آيه گواه بر اين است كه مريم بزرگترين شخصيت زن در جهان خود بوده است . و اين موضوع با آنچه درباره بانوى بزرگ اسلام فاطمه (عليهاالسلام ) رسيده است كه او برترين بانوى جهان است منافات ندارد زيرا در روايات متعددى از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امام صادق (عليه السلام ) نقل شده كه : ((اما مريم كانت سيدة نساء زمانها اما فاطمة فهى سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين )) (اما مريم بانوى زنان زمان خود بود اما فاطمه بانوى همه بانوان جهان از اولين و آخرين است ). <4> كلمه ((العالمين )) هيچگونه منافات با اين سخن ندارد زيرا اين كلمه در قرآن و عبارات معمولى به معنى مردمى كه در يك عصر و زمان زندگى مى كنند آمده است چنانكه درباره بنى اسرائيل مى خوانيم :و انى فضلتكم على العالمين) )<5> و من شما را بر جهانيان برترى بخشيدم) ) بديهى است منظور، برترى مومنان بنى اسرائيل بر مردم عصر خود بوده است . در آيه بعد سخن از خطاب ديگرى از فرشتگان به مريم است ، مى گويند: اى مريم ! (به شكرانه اين نعمتهاى بزرگ كه از سوى خداوند برگزيده شدهاى و بر زنان جهان عصر خود برترى يافتهاى و از هر نظر پاك و پاكيزه گشتهاى ) براى پروردگارت سجده كن و همراه ركوع كنندگان ركوع نما (يا مريم اقنتى لربك و اسجدى و اركعى مع الراكعين ). در اينجا سه دستور از طرف فرشتگان به مريم داده شده : نخست ((قنوت )) در برابر پروردگار و اين واژه همانطور كه سابقا اشاره كرديم به معنى خضوع و دوام اطاعت است ، و ديگر ((سجود)) كه آن نيز نوعى از خضوع كامل در برابر خدا است و ديگر((ركوع )) كه آن هم نوع ديگرى از خضوع و تواضع مى باشد. جمله ((و اركعى مع الراكعين )) (با ركوع كنندگان ركوع كن ) ممكن است اشاره به نماز جماعت بوده باشد، و نيز ممكن است اشاره به پيوستن به جمعيت نمازگزاران و خاضعان در برابر خدا باشد، يعنى همانطور كه ديگر بندگان خالص خدا براى او ركوع بجا مى آورند، تو نيز ركوع كن . در اين آيه نخست اشاره به سجده و سپس اشاره به ركوع شده است ، و اين نه به خاطر آن است كه در نماز آنها سجده قبل از ركوع انجام مى گرفته بلكه منظور انجام هر دو عبادت است و نظرى به ترتيب آنها نيست مثل اين است كه بگوييم نماز بخوان و وضو بگير و پاكيزه باش يعنى همه اين وظايف را انجام بده زيرا عطف كردن با و او دلالتى بر ترتيب ندارد، به علاوه ركوع و سجود در اصل به معنى تواضع و خضوع است و ركوع و سجود معمولى يكى از مصاديق آن محسوب مى شود.
 
پی نوشت ها:
1-از پاره اي از روايات استفاده مي شود که «عمران» نيز پيامبر بود و به او وحي فرستاده مي شد ، و بايد توجه داشت که اين عمران غير از عمران پدر موسي عليه السلام است و ميان آنها 1800 سال فاصله است - مجمع البيان ، وتفسير مراغي ذيل آيه مورد بحث.
2-راغب در مفردات مي گويد : «تقبل» قبول چيزي است به صورتي که پاداش و ثوابي داشته باشد (بنابراين با ماده قبول تفاوت دارد
3-منظور از پاکي مريم ، يا پاکي از عادت ماهانه است که به او اجازه مي داد همواره خدمت بيت المقدس کند و يا پاکي از هر گونه آلودگي اخلاقي و معنوي و گناه.
4-نورالثقلين ، جلد 1 صفحه 336 و بحار الانوار ، جلد 10 صفحه 24.
5-سوره بقره ، آيه 47. 

 

وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

یک شنبه 19 تیر 1390  2:41 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها