تفسير نمونه ج : 8ص :100
نخست آنها كه پيشگامان در اسلام و هجرت بودهاند ( (و السابقون الاولون من المهاجرين
دوم آنها كه پيشگام در نصرت و يارى پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) و ياران مهاجرش بودند ( (و الانصار
سوم آنها كه بعد از اين دو گروه آمدند و از برنامههاى آنها پيروى كردند ، و با انجام اعمال نيك ، و قبول اسلام ، و هجرت ، و نصرت آئين پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به آنها پيوستند ( (و الذين اتبعوهم باحسان
از آنچه گفتيم روشن شد كه منظور از باحسان در واقع بيان اعمال و معتقداتى است كه در آنها از پيشگامان اسلام پيروى مىكنند ، و به تعبير ديگر احسان بيان وصف برنامههائى است كه از آن متابعت مىشود .
ولى اين احتمال نيز در معنى آيه داده شده است كه احسان بيان وصف چگونگى متابعت و پيروى باشد يعنى آنها بطور شايسته پيروى مىكنند ( در صورت اول با بمعنى فى و در صورت دوم بمعنى مع است ) .
ولى ظاهر آيه مطابق تفسير اول است .
پس از ذكر اين گروه سهگانه ميفرمايد : هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خدا راضى شدهاند ( (رضى الله عنهم و رضوا عنه
رضايت خدا از آنها به خاطر ايمان و اعمال صالحى است كه انجام دادهاند ، و خشنودى آنان از خدا به خاطر پاداشهاى گوناگون و فوق العاده و پر اهميت است كه به آنان ارزانى داشته .
تفسير نمونه ج : 8ص :101
به تعبير ديگر آنچه خدا از آنها خواسته انجام دادهاند ، و آنچه آنها از خدا خواستهاند به آنان بخشيده ، بنا بر اين هم خدا از آنها راضى است و هم آنان از خدا راضى هستند .
با اينكه جمله گذشته همه مواهب و نعمتهاى الهى را در برداشت ( مواهب مادى و معنوى ، جسمانى و روحانى ) ولى بعنوان تاكيد و بيان تفصيل بعد از اجمال اضافه مىكند : خداوند براى آنها باغهائى از بهشت فراهم ساخته كه از زير درختانش نهرها جريان دارند ( (و اعد لهم جنات تجرى تحتها الانهار
از امتيازات اين نعمت آن است كه جاودانى است و همواره در آن خواهند ماند ( (خالدين فيها ابدا
و مجموع اين مواهب معنوى و مادى براى آنها پيروزى بزرگى محسوب مىشود ( (ذلك الفوز العظيم
چه پيروزى از اين برتر كه انسان احساس كند آفريدگار و معبود و مولايش از او خشنود است و كارنامه قبولى او را امضا كرده ؟ و چه پيروزى از اين بالاتر كه با اعمال محدودى در چند روز عمر فانى مواهب بىپايان ابدى پيدا كند .
در اينجا به چند نكته مهم بايد توجه كرد:
1- موقعيت پيشگامان
در هر انقلاب وسيع اجتماعى كه بر ضد وضع نابسامان جامعه صورت مىگيرد پيشگامانى هستند كه پايههاى انقلاب و نهضت بر دوش آنها است ، آنها در واقع وفادارترين عناصر انقلابى هستند ، زيرا به هنگامى كه پيشوا و رهبرشان از هر نظر تنها است گرد او را مىگيرند ، و با اينكه از جهات مختلف در محاصره قرار دارند و انواع خطرها از چهار طرف آنها را احاطه كرده و دست از يارى و فدا كارى برنمىدارند .
مخصوصا مطالعه تاريخ ، آغاز اسلام را نشان مىدهد كه پيشگامان و مؤمنان
تفسير نمونه ج : 8ص :102
نخستين با چه مشكلاتى روبرو بودند ؟ چگونه آنها را شكنجه و آزار مىدادند ، ناسزا مىگفتند ، متهم مىكردند ، به زنجير مىكشيدند و نابود مىنمودند .
ولى با اين همه گروهى با اراده آهنين و عشق سوزان و عزم راسخ و ايمان عميق در اين راه گام گذاردند و به استقبال انواع خطرها رفتند .
در اين ميان سهم مهاجران نخستين از همه بيشتر بود ، و به دنبال آنها انصار نخستين يعنى آنهائى كه با آغوش باز از پيامبر (صلىاللهعليهوآلهوسلّم) به مدينه دعوت كردند ، و ياران مهاجر او را همچون برادران خويش مسكن دادند ، و از آنها با تمام وجود خود دفاع كردند ، و حتى بر خويشتن نيز مقدم داشتند .
و اگر مىبينيم در آيه فوق به اين دو گروه اهميت فوقالعادهاى داده شده است به خاطر همين موضوع است .
ولى با اين حال قرآن مجيد - آنچنان كه روش هميشگى او است - سهم ديگران را نيز ناديده نگرفته است و به عنوان تابعين به احسان از تمام گروههائى كه در عصر پيامبر و يا زمانهاى بعد به اسلام پيوستند ، هجرت كردند ، و يا مهاجران را پناه دادند و حمايت نمودند ياد مىكند ، و براى همه اجر و پاداشهاى بزرگى را نويد مىدهد .