اسلام و خانواده (اقتصاد خانواده)
اقتصاد خانواده از مهمترین و حساسترین مسائل خانواده است،و در حقیقت میتوان گفت که اقتصاد خانواده طبق بررسیهای دقیق کارشناسان اقتصاد و مسئولان دادگاههای خانواده اساس و ریشهء اکثر اختلافات خانوادگی است و باید دانست که نابسامانی اقتصاد خانواده که غالبا منجر به از هم پاشیده شدن کانون مقدس خانواده میگردد ناشی از میزان درآمد و بطور کلی زائیدهء بنیهء اقتصادی خانواده نیست زیرا همه کموبیش خانوادههائی سراغ دارند که از نظر تمکن مالی خانوادهای مرفه بوده و چهبسا در ردههای بالای جامعه قرار دارند ولی در نتیجهء عدمرعایت اصول اقتصاد زندگی مردمی ناکام و غیرموفق میباشند و چهبسا خانههای وسیع که از هرگونه تجملات زندگی روز در آن یافت میشود ولی در اثر نداشتن روح مسئولیت در برابر کانون خانواده افرادی شکست خورده در زندگی زناشوئی میباشند و برای اثبات این مدعی نیازی باقامهء دلیل نیست.چه بنا بمثل معروف آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است و خوانندگان گرامی بخوبی میتوانند مصداق اینگونه همسران را در محیط خانوادهها بیابند.بنابراین منظور ما از اقتصاد خانواده و یا بعبارت روشنتر هدف کیش مقدس اسلام از اقتصاد زندگی کیفیت آن است نه کمیت و بنا بمثل معروف که میگویند بدست آوردن پول با تأمین کردن سعادت و خوشبختی ملازمت ندارد ولی تحصیل مال و اندوخته دنیوی وسیلهای که میتوان با آن سعادت را بوجود آورد و بطور کلی آنچه از نظر شارع مقدس اسلام در اقتصاد خانواده مورد اهمیت است روح مشارکت مرد و زن و پدر و مادر در ارادهء زندگی است که با حس مسئولیت در برابر افراد خانواده برنامه اقتصادی خود را طبق اصول و موازین عقلی و علمی و مذهبی طرح- ریزی کنند و ریز موارد صرف هزینه زندگی را تا آنجا که ممکن است پیشبینی نمایند و بودجه خانوادهء را بمیل و هوی و هوس یک جانبهء تنها بصرف و بمحض ادعای تملک پول و مال تباه و ضایع نگرداند و یا خدای نخواسته از روی جهل و نادانی تنها بدعوی اینکه روزی ده خالق متعال است«و رزقکم فی السماء و لاتوعدون»1-هر آنکس که دندان دهد نان دهد-با سرنوشت فرزندان و عزیزمان خود بازی کنیم صحیح است که خداوند روزیده رهنمای روزی هر انسان و حیوان و جنبندهء را از باب قاعدهء لطف تضمین کرده است.«از در بخشندگی و بنده نوازی-مرغ هوا را نصیب ماهی دریا»ولی نکتهای را که باید توجه کنیم آن است که کیفیت تصرف در روزی هم بدست ایزد یکتا و هرگونه اختیار را در این جهان از ما سلب کرده است؟! هرگز چنین نیست بلکه با«توکل زانوی اشتر به بند»پس آن کس که خود در تنظیم برنامهء اقتصادی خانواده در هر سطح که باشد کاهلی و سستی میورزد و همیشه از این اشتباه بنام برج بیش از خرج است از زندگی شکایت دارد فردی است ناکامیاب و غیرموفق آری بسیاری از قیود زندگی اجتماعی که اکثر آنها زائیده اشتباهات خودمان هستند و بصورت یک بیماری مزمن گریبانگیر غالب خانوادهها شده است ما را از تبعیت و پیروی از طریق صواب باز میدارد.خداوند تبارک و تعالی در کتاب آسمانی بشر را برای فراهم ساختن سعادت زندگی و تأمین آسایش جسمی و روحی بیک اصل تعادل در کلیهء شئون زندگی دعوت میکند و أکل و شرب را که هستهء اساسی حیات برای هر ذی روحی میباشد عنوان کرده و بدینوسیله راه و روش زندگی صحیح را به انسان میآموزد در آنجا که میفرماید
1«کلو و اشربوا و لا تسرفوا»
بخورید و بیاشامید و اسراف و تبذیر مکنید-ای آیهء شریفه بهترین سرمشق برای افراد خانوادههای مسلمان میباشد که ازخوردن و آشامیدن بمفهوم کلی و عام آن راه میانهروی و اقتصاد را از پیش گیریم و از حالت تعادل هرگز پا فراتر ننهیم و چنانکه در دیگر آیه شریفه فرماید
2«و لا تسرفوا،ان اللّه لا یحب المسرفین»
اسراف مورزید،خداوند اسرافکنندگان را دوست نمیدارد بنابراین باید قبل از هرچیز در کیفیت صرف هزینهء زندگی دقت کامل
بعمل آورد و از بسیاری مخارج اضافی که بظاهر پسندیده مینماید چشمپوشی کرد البته همانگونه که عرض شد این کیفیت باید در هر سطحی متعادل با موقعیت آن خانواده منظور گردد و تنها چیزیکه از نظر اسلام مذموم و زشت است اسرف کردن و بیجا و بیمورد خرج کردن است وگرنه ولیمهدادن یا بالصطلاح امروز میهمانی دادن و دعوت کردن از بستگان و خویشاوندان و دوستان خود فیحدذاته امری پسندیده است و از نظر شارع اسلام ممدوح و بلامانع ولی نه آن ولیمهء که اقتصاد خانواده را متزلزل کند نه آن میهمانی برپا کردن که باصطلاح معروف از گلوی عزیزان خود بریدن و در حلقوم دیگران کردن از باب رقابت و چشمهمچشمی یا خدای نکرده تظاهر به مال و مکنت و جاه که میخواهداز این راه برخ دوستان و بستگان خود بکشد،اسلام با چنین رویهء سخت مخالف است و آنرا عملی شیطانی و غیرانسانی معرفی کرده است ولی چنانکه این ولیمهها و میهمانیها براساس و اصول صحیح انسانی استوار باشد نه تنها از نظر شارع مقدس اسلام مذموم نیست بلکه مسیار ممدوح و پسندیده نیز میباشد و بطور کلی اطعام دادن یکی از صفات برجسته و فضائل و کمالات اخلاقی انسان بشمار میآید و رسول اکرم(ص)و ائمهء طاهرین هرکدام نمونهء ارزنده در جهت سخاوت و کرم و میهمان نوازی بودند وهمه این حدیث را شنیدهایم که در مقام تکریم و تجلیل از میهمان فرمودهاند«اکرم الضیف ولو کان کافرا»ولی جنبهء معنوی مسأله را نباید با جنبهء مادی آن مخلوط کرد و باز باصطلاح معروف برگ سبزی است تحفهء درویش هرکس باید درخوراستطاعت خود به برپاداشتن ضیافت همت گمارد و از این رهگذر نتائج سودمند دنیوی و اخروی بدست آورد که از آنجمله تحکیم بخشیدن به روابط افراد یک خانواده و یک فامیل است که متأسفانه در اثر عدمرشد فکری و عدمتوجه به اصل روابط دوستی و خویشاوند در اغلب اوقات از اینگونه میهمانیها نتیجهء معکوس گرفته شده و باصطلاح علمی باید گفت نقض غرض میشودکه بجای تقویت و تحکیم بخشیدن به عوامل انس و الفت و داد و محبت بین افراد خانواده تیرگی و کدورت و دلسردی را فراهم کرده است که این خود زیانی بزرگ به پیکر خانواده،وارد میآورد و انشاء اللّه چنانچه توفیق رفیق و ایام مساعد بود در مقالهء آینده خوانندگان گرامی مکتب مام را با نمونههایی از اینگونه مسائل که به فلج شدن نیروی اقتصاد خانواده منتهی میگردد آشنا میسازیم(و السلام علی من اتبع الهدی).
پی نوشت: