شعر شیعی 2
این تلاش از دیرباز جریان داشته و هنوز هم جاری است و در آینده نیز جریان خواهد داشت؛ چرا كه هم آفرینش های ادبی و شعری بر محور و مدار ولایت و باورهای تشیع بی انقطاع و گسست است و هم انگیزه ولایت مداران و شیفتگان ارزش های ولایی و اهل بیتی روز افزون.
شعر شناخت و شهود
رواست كه شعر شیعی را از منظری دیگر، «شعر و شناخت شهود» بدانیم. باورقه ای كه دل شاعر ولایی می افتد و شوری عرفانی كه او را به تمجید خورشید و ستایش نور وامی دارد، فروغ یك شهود است؛ جلوه ای است كه در دل های روشن و بر صفحه فكرهای پیراسته و شفاف پدید می آید. از سوی دیگر، آمیخته به حكمت و دانش و آكنده از معرفت و بینش است. به تعبیر یكی از نویسندگان: «هرگاه شعر می خواهد از جوشش خم غدیر بسراید، پیش از آن باید گویشی از كوثر ولایت علوی بنمایاند. شعر غدیر فقط یك «واقعه» را تصویر نمی كند. بلكه یك «معرفت» را تفسیر می كند. شعر غدیر به تبیین یك حقیقت می پردازد؛ حقیقتی كه سرحلقه هر معرفت دیگری است. شعر غدیر، تنها پرداختن به یك رویداد نیست. كه نمود یك نماد بینشی است، آن هم بینشی ارزشی كه ریشه در ملكوت دارد؛ یعنی كسی كه از غدیر می گوید، نه تنها از محمد و علی ـ علیه السلام ـ كه از خدا می گوید؛ یعنی شعر، زبان گویای حقیقت می شود در مجرای زمان».[1] اگر شاخصه شعر والای شیعی را برخورداری از بینش و حكمت بدانیم و شاعر مكتبی را اندیشمندی صاحب فكر و دانش و معرفت شهودی بشناسیم، بیراهه نرفته ایم. بر این اساس، بر شاعر مكتبی و شیعی می سزد كه پا به پای رشد ادبی و قوت بیانی و تحصیل زیبایی های واژگان و تعابیر در سروده های خود، بر عمق و محتوای آن هم بیفزاید و تابلویی از معرفت و شهود خود به نمایش بگذارد.
تعهد شعری
در سخن گفتن از شعر شیعی به عنصر تعهد و موضع برمی خوریم. پیشینه پرافتخار شعر شیعی نشان دهنده این عنصر است. در دوران های خفقان بار اموی و عباسی، شاعران مكتبی و پروردگان دامن اسلام و پیروان صدیق حق، با شمشیر شعر به میدان می آمدند و به تأیید حق و عدل و بیان فضایل امامان می پرداختند. كسانی همچون: «فرزدق»، «عوف بین عبدالله»، «كمیت»، «عبدالله بن كثیر»، «دعبل» و دیگران، با زیباترین و مؤثرترین وجه، مفاخر، مناقب و صفات والای آل الله را در قالب شعر بیان می كردند و با مهیج ترین شكل، مظلومیت آل علی و شهیدان راه حق را ترسیم می نمودند. شاعران شیعه، سنگرداران متعهد و پرشور و مبارزان نستوه این میدان بودند و جهاد فرهنگی آنان مورد حمایت و توجه و تقدیر و تأیید امامان معصوم ـ علیه السلام ـ بود و از زبان پیامبر و ائمه. مشمول دعای خیر و تأیید روح القدس می شوند. تنها كافی است به این یك حدیث اشاره شود كه حضرت صادق ـ علیه السلام ـ فرمود: «من قال فینابیت شعر بنی الله له بیتاً فی الجنه»[2] هر كس درباره ما خاندان یك بیت شعر بگوید، خداوند در بهشت، به پاداش آن، خانه ای برای او بنا می كند». استفاده از مدح و مرثیه به یاد امامان و اهل بیت در دوره های پس از امویان و عباسیان در تاریخ شیعه ادامه داشت و از این عنصر، در گسترش فضایل آنان استفاده می شد و جان ها با فروغ حیات خاندان رسالت، گرم و روشن می گشت. این تعهد، هنوز هم، تا همواره، ملاك ارزش در «شعر شیعی» است و نباید از آن غفلت شود. این گونه است كه جریان شعر شیعی تداوم می یابد، و هر چه بالنده تر و پاینده تر. سیراب كننده جان ها، ذهن ها و زندگی ها می شود. و.... همواره چنین باد.
[1] . كیهان فرهنگی، شمار 170، صفحه 109.
[2] . وسائل الشیعه، ج 10، صفحه 467.
جواد محدثي- خردنامه ،سال83، ص 17
1