0

كليد خزانه غيب

 
alizare1
alizare1
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1389 
تعداد پست ها : 6234
محل سکونت : یزد

كليد خزانه غيب

كليد خزانه غيب
دین-  دكتر پريش كوششي:

دعا و نيايش در فرهنگ اسلامي به ويژه در فرهنگ شيعي از حال و هوايي خاص برخوردار بوده است.
وجود اين مايه از دعا نشان از درد اشتياق و مهجوري صاحبان اين نيايش‌ها  دارد. بي‌ترديد كساني كه خود را ناچار از گفت‌وگو با خداوند مي‌ديده‌اند و درمان دردهاي‌شان را از او مي‌جسته‌اند، مجرايي بهتر از دعا براي بيان اين خواسته‌ها نديده‌اند. دعا نزد عارفان و اوليا نردبان آسمان و در واقع پيوند گاه آسمان و زمين است؛ از همين‌رو است كه پيامبر(ص) دعا را مغز عبادت دانسته‌اند.به مناسبت شب‌هاي قدر كه بيش از همه شب‌ها محمل دعاست و به انگيزه ضربت خوردن امام علي(ع) اين بزرگترين نيايشگر تاريخ و همو كه شبانگاهان سردرچاه‌ها مي‌كرد و مي‌گريست و با معبودش خلوت مي‌كرد، ‌مطلب حاضر كه اختصاص به نيايش و دعا از ديدگاه حضرتش دارد ‌تقديم خوانندگان گرامي مي‌شود.
ابن ابي الحديد شارح نامدار و دانشمند «نهج‌البلاغه» معتقد است كه علي(ع) عابدترين مردمان بود، اما اين عبادت، زيباترين و خالصانه‌ترين جلوه خويش را به هنگام دعا نمايان مي‌سازد. مي‌دانيم كه نماز، خود نيايش است، نوعي مشخص از نيايش، علي(ع) به روح عبادت كه ماية اتصال جزء به كل و قطره به درياست نظر دارد تا پوستة عبادت و دعا مهم‌ترين و مؤثرترين وسيلة اين كار است.
علي(ع) هم‌چون ديگر انبيا و اوليا به دعا اهميت بسيار مي‌دهد؛ هم خود دعا مي‌كند و هم ديگران را به دعا كردن دعوت مي‌كند. مثلاً در جايي ضمن توصيه‌هايي به مردم مي‌فرمايد: «... و ادفعوا امواج البلاء بالدعاء- از امواج بلا با دعا بگذريد». در جايي ديگر در توصيف نيايش و توفيق آن  مي‌گويد: «من اعطي الدعاء لم يحرم الاجابه- آنكه توفيق دعايش دهند، از اجابت محروم نشود» و سپس در تأييد آن، اين‌ آيه را «أدعوني استجب لكم- مرا بخوانيد تا اجابت كنم شما را» به شاهد مي‌آورد.
از امام علي(ع) شمار زيادي دعاهاي كوتاه و بلند نقل شده است كه قسمتي از آنها در نهج‌البلاغه نيز هست، اما مجموعة بالنسبه كاملي از ادعية آن حضرت به‌وسيله عبدالله‌بن سماهيجي گردآوري و «صحيفة علويه» ناميده شده و به‌وسيله سيدهاشم رسولي محلاتي به فارسي برگردانده شده است.
فارغ از اين‌كه بسياري از اين ادعيه را حقيقتاً منسوب به حضرتش بدانيم يا نه، نگاهي به فهرست عناوين آنها ما را با درياي متنوعي از ادعيه روبه‌رو مي‌سازد كه از پس آنها چهرة باطني گوينده‌شان هويدا است. اين ادعيه هم به لحاظ موضوعي متنوعند  هم به لحاظ فايده و ثمره‌شان و هم به لحاظ اوضاع و احوال صدورشان. برخي صرفاً صورت يك تك‌گويي بلند بالا را دارند كه در وصف صفات و نعمات حضرت حق و يا پيامبرش هستند. شماري از آنها متضمن درخواست دفع بلا يا رفع خطرهاي وارد شده و يا محتمل است.
در تعدادي هم درخواست شفاي امراض خاصي به ميان آمده است. در كل و  با نگاهي اجمالي به فهرست اين ادعيه، به‌نظر مي‌رسد كه زندگي حضرتش در همة آنات و لحظات در پرندي از دعا و مناجات پيچيده شده است. او مي‌كوشد لحظه لحظة تلخ زندگي اين جهاني را كه سراسر رنج است و محروميت و تنهايي، با ارتباط برقرار كردن با حضرت حق و جناب نامتناهي، پربار و شيرين كند. اين است كه از هر فرصتي براي اين كار استفاده مي‌كند و خيلي زود و راحت دست به دعا برمي‌دارد.
گاه فقط با ذكر حق لبي شيرين مي‌كند و وقتش خوش مي‌شود (مناجات) و در بسياري اوقات پس از لحظاتي مناجات و رازگويي، نيازهاي خويش را با خداوند در ميان مي‌گذارد- حتي كوچك‌ترين نيازها را- علي، متوكل است، در همه چيز به خدا توكل دارد و لذا اصلاً خود را نمي‌بيند. پس همه چيز حتي كوچك‌ترين چيزها را هم از خدا مي‌خواهد.همه مي‌دانند كه او كار مي‌كرده است. جزو سختكوش‌ترين انسان‌ها بوده است، اما در عين حال كار كردن را موجب كسب همه چيز نمي‌دانسته است بلكه همواره چشم به عنايت حق دوخته بود تا او چه كند و چه فرمايد.
ساختار دعاهاي اميرالمؤمنين(ع) چنان‌كه گفتيم معمولاً دو قسمتي است. به اين معني كه پيوسته بخش نخست دعاها، عبارت است از مناجات، يعني در ميان نهادن سخناني لطيف و شيرين و يادآوري صفات و نعمات او.گو اينكه مناجات‌كننده مي‌گويد؛  الهي! من نيز به عجز و تقصير و نقص خود واقفم چنان‌كه بر قدرت و علم و حلم و انعام تو معترفم. پس از اين قسمت، به قسمت دوم دعا كه همان عرضة درخواست‌هاي مادي و معنوي است وارد مي‌شويم. در اين قسمت نيز سعي مي‌شود به زيباترين و شيواترين وجه، خواسته‌ها مطرح شوند و تقاضاي جواب كنند.
اينك بهتر است مسئلة دعا و علت و چگونگي نياز بنده به آن و فوايد و ثمرات آن و طرز تلقي دعا و آداب آن را از زبان خود اميرالمؤمنين(ع) بشنويم. در قسمتي از سخنان مولا كه متن و ترجمة آن از نهج‌البلاغه نقل مي‌شود، آن حضرت به نكات مهمي مي‌پردازند:
1. دعا يك فرصت است براي بنده كه خود خداوند آن را به بنده داده است و نه تنها به بنده اين فرصت را داده بلكه او امر كرده كه حداكثر استفاده را از آن ببرد.
2. دعا فرصت رويارويي بي‌واسطة بنده و مولا، بلكه عاشق و معشوق است بي‌هيچ حاجب و دربان و واسطه.
3. در فرصت دعا، مي‌توان تيرگي روزگاران به هدر رفته و آميخته به ظلم و گناه را به آب توبه فرو شست.
4. معشوق و مدعو، بسي بزرگوارتر از آن است كه دائم خطاهاي بنده را به رويش آورد و بر او سخت گيرد و يا رسوايش نمايد.
5. بنده به او محتاج است و او به عاشق، مشتاق است و منتظر است كه عاشق كي قصد او را مي‌كند و لذا چون بنده به او رو مي‌كند به زمزمه‌اش گوش مي‌كند و...
6. فرصت دعا، رخصت گشودن باب خيرات و بركات است به سوي بنده.
7. بنده، عاشق‌وار بايد منتظر جواب گفتن معشوق باشد و تأخير جوابش او را نوميد نسازد.
8. گاه تأخير جواب براي سنگين‌تر كردن دهش و بخشش است.
9. گاه هم تأخير جواب از آن است كه يا اجابت خواست بنده به سودش نيست و يا براي آن است كه در عوض آنچه بنده خواسته است، چيز ارجمندتر بدو عطا كند.
10. بنده درخواستن‌هايش سعي نمايد همواره بهترين‌ها و ماندگارترين‌ها را از حضرتش بخواهد، زيرا دعا، منش و شخصيت واقعي آدمي را آنچنان كه هست، عيان مي‌سازد. اينك توجهتان را به عين سخن آن حضرت جلب مي‌كنم:
«اين را نيز بدان كه تو را رخصت دعا و تضمين اجابت آن را از مقامي صادر گشته است كه خزانه‌هاي آسمان‌ها و زمين را يكجا در اختيار دارد؛ هم اوست كه فرمانت داده است بخواهي تا عطايت كند و طلب رحمت كني تا تو را بنوازد، بي‌آن‌كه در ميانة خود و تو درباني بگذارد كه بر تو در بندد؛ يا ناگزيرت كند كه ديدارش را واسطه بجويي! چون بد كني، راه توبه را بر تو نبسته است و در خشم شتابش نيست، در پذيرش زاريت سخت نگيرد و آن‌جا كه سزاوار رسوايي باشي رسوايت نمي‌گرداند و در قبول توبه بر تو سخت نمي‌گيرد.
در رسيدگي به گناهانت، حساسيت نشان ندهد و از مهرش هرگز نوميدت نسازد. چه مي‌گويم، دل كندنت از گناه را نيكي مي‌شمارد. بدي تو را يك و نيكي تو را ده حساب مي‌كند. باب بازگشت و پوزش را برايت همواره باز گذاشته است. چون بخوانيش، دعايت را شنوا است و چون با او زمزمه كني، به زمزمه‌ات دانا است.
چنين است كه به سادگي نيازت را با او مطرح مي‌كني و سفرة دل در برابرش مي‌گشايي، غم‌هايت را يك‌به‌يك با حضرتش شكوه مي‌كني و غم‌زدايي از او مي‌طلبي، و از او ياري مي‌جويي، افزوني عمر، تندرستي و گشايش روزي را از خزانه‌هاي غيب او مي‌طلبي، كه جز او را توان برآوردن نيست.چنين است كه خداوند با رخصت‌ دعايي كه ارزانيت داشته است، كليد تمام خزانه‌هايش را در اختيارت گذاشته است كه هر زمان به دلخواه خود، درهاي نعمتش را بگشايي و بارش رحمتش را سبب ساز شوي.
پس هرگز مباد كه تأخير در اجابت دعا نوميدت كند؛ چرا كه دهش او با انگيزة تو هم‌سنگ است، بسا كه پاسخ را به تأخير اندازد تا اجر درخواست‌كننده را فزوني بخشد و دهش به آرزومند را سنگين‌تر كند  و چه بسا كه تو چيزي از او مي‌طلبي و او چيز ارجمندتري را- هم‌اكنون يا در آينده- ارزانيت دارد، يا مصلحتت را در نبخشيدن بداند، كه بسيار باشد كه چيزي را طلب كني كه هلاكت دينت را در خود داشته باشد.
پس در دعايت همواره چيزهاي نيكويي را برگزين كه تو را جمالش ماندني و وبالش رفتني است، كه خواست‌هاي مادي برايت ماندگار نيست، چونان‌كه تو نيز آن را ماندگار نتواني بود».

 


وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است .

******

شنبه 18 تیر 1390  7:18 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها