من او را رها کردم
وچقدرسخت است عزیزترینت را رها کنی
اما من آنقدر او را دوست دارم
که او را رها می خواهم
رها از تمام بندها رنجها
هر چند او هیچگاه در بند من گرفتارنبود
چرا که من اينگونه خواستم
هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او
براي او بندي نساختم
اما او در خود گرفتار بود
ای کاش از خود رها شود
هما نگونه که من با او از خود رها شدم