يك شاعر گفت: شايعهپراكني و پشت هم اندازي در فضاي كنوني ادبيات از طرف برخي باب شده و باعث آلوده شدن فضاي ادبيات شده است.
عليرضا بديع بيان كرد: به حاشيه كشيدن شاعران جواني همچون من كه با هزار اميد و آرزو شعر ميسرايند، از جمله درد دلهايي است كه در طول اين ساليان جايي بيان نكردهام.
او افزود: حاشيهپراكني در خصوص شاعران جوان از جايي آب نميخورد؛ مگر شايعهپراكنيهاي عدهاي متشاعر كه از دست خودشان هيچ كاري ساخته نبوده و تنها درصدد نااميد و دلسرد كردن دوستانشان هستند.
بديع خاطرنشان كرد: زماني بازار شركت در كنگره، همايش و جشنواره براي شاعران جواني همچون من گرم بود؛ اما در حال حاضر، برخي از جشنوارهها اگر دوباره سر راهم قرار بگيرد، شركت ميكنم و به برخي ديگر طبيعتا اعتنا نخواهم كرد. انگار كه فعاليتهايم در سالهاي گذشته به خاري تبديل شده كه در چشم به ظاهر دوستان فرورفته است.
اين شاعر عنوان كرد: طبيعتا عليرضا بديع كه هماكنون زيست ميكند، با عليرضا بديع سالهاي گذشته فرق كرده است و به هيچ وجه درست نيست كه آينده شخصي را با استناد به گذشته او قضاوت و بررسي كنيم.
او ادامه داد: خوب است دوستان و شاعران در اظهار نظر نسبت به شاعران جوانتر انصاف داشته باشند و شرايط را نيز درنظر بگيرند. شايد در خيلي مواقع خودم باعث ادامه يافتن حواشي پشت سرم شدهام. در هر صورت، انتظار ختم حواشي را نه تنها براي خودم؛ بلكه براي همه شاعراني كه باعث پناه بردن آنها به خلوتشان ميشود، دارم.
او در ادامه گفت: روزگاري براي ديدن دوستان شاعر و ثبت شعرهاي جديد در وبلاگم لحظهشماري ميكردم؛ اما امروزه ديگر اينچنين نيست. اميدوارم دوستان شاعر ديدشان را نسبت به شاعران جوانتر وسيعتر كنند و اگر قرار است جايي اظهار نظر كنند، ابتدا اطلاعاتشان را بهروز و كامل كنند.
بديع اظهار كرد: كار من، فرهنگ و ادبيات است؛ اما حالا از بد حادثه، عليرضا بديع و عليرضا بديعها در حال سير كردن و نوشتن در زمانهاي هستند كه مردم يا عوام و حتا بسياري از شاعران به همه چيز انگ و رنگ سياسي ميزنند.
او عنوان كرد: من هيچ راهي جز شركت در جشنوارهها ندارم؛ زيرا هيچ تريبون آزادي در اختيارم نيست. صدا و سيما چند ساعت در هفته، ماه و حتا سال را به شعر جوان و ادبيات اختصاص ميدهد؟ اين در حالي است كه شبكه چهار ساعت از وقتش را به برنامه «نود» اختصاص ميدهد.
او افزود: واقعا كدام برنامه تلويزيوني را براي ادبيات و شعر پايهريزي كردهايم تا شاعراني همچون من در آن تريبوني داشته باشند و هر وقت خواستيم، حرفي بزنيم و به شركت در همايشها و جشنوارهها احساس نياز نكنيم؟ كدام رسانه يك صفحه را به حرف و درد دل شاعران اختصاص داده است؟
اين شاعر گفت: شعر كه مينويسم، به قيچي مميزها دچار ميشود. در چاپ كتاب سروته شعرها را درميآورند. در جشنواره شركت ميكنيم، گفته ميشود فلاني نان به نرخ روز خور است. در فلان نشست دعوت شده و حضور مييابيم، گفته ميشود سياسي است و مردمي نيست. حتا وقتي در خلوت خود مينشينيم، گفته ميشود فلاني حذف شده و از او خبري نيست. من نميدانم اين حرفهاي پشت سر شاعران جوان كي قرار است تمام شود؟
بديع افزود: ما شاعران به دليل سر و كار داشتن با كلمات خوب ميدانيم زبانمان را كجا و چگونه بچرخانيم. زماني كه به نفعمان است، سكوت كرده و همان اشتباهمان را لاپوشاني ميكنيم؛ اما اگر همان كار را شخص ديگري انجام دهد، با هزار انگشت وقاحت او را مورد عتاب قرار ميدهيم.
او گفت: اين مردم هستند كه در آينده مشخص ميكنند چه كسي راه را درست رفته است. آيندگان در خصوص ما و شعرمان قضاوت خواهند كرد. اگر به دموكراسي در ادبيات معتقديم، پس بايد اجازه دهيم مخالفان ما نيز راهشان را بروند و در فضاي ادبيات نفس بكشند.