اسم من ((ترب )) است !
مملو از املاح معدنى ، بخصوص فسفر هستم .
برگ من سنگ هاى صفراوى را دفع مى كند.
براى معده هاى تنبل مفیدم ، ترشح غدد تیروئید را زیاد مى كنم و ضمادم ، سم حشرات را از محل گزیدگى بیرون مى كشد!
اسم من ((ترب )) استفارسى من ترب بر وزن كتب ولى در بعضى از نقاط ایران آن را بر وزن سرب مى خوانند. در شیراز به من تربز و اعراب به من ((فجل )) مى گویند، ولى كلمه فجل در ایران فقط به نوع كوهى من اطلاق مى شود. من داراى انواع و اقسام سفید، سیاه و سرخ بوده و به اشكال گرد و مخروطى در مى آیم . در بعضى از نقاط ایران مثل خراسان و بعضى از شهرهاى هند درازاى ریشه ى من به یك متر و قطر آن به نیم متر مى رسد.
نوع بیابانى من تندتر از انواع بستانى است و اهالى بنگاله آن را مانند شلغم پخته با گوشت و ماهى مى خورند. انواع كوچك من در فارسى به تربچه معروف شده اند و انواع تربچه بومى ایران نبوده و از خارج به ایران وارد شده و بیش از بیست نوع دارند - انواع من داراى ویتامین هاى ب و ث و املاح فسفر - گوگرد - بوده و یك جوهر گوگردى دارند. در ترب سیاه ویتامین ((ب 1)) زیاد است . در ابتداى قرن بیستم یعنى 70 سال پیش كه استفاده از داروهاى شیمیایى در طب معمول شد دارویى كشف گردید كه آن را فناستین نامیدند. این تركیب شیمیایى در تركیب اكثر داروهاى مسكن و تب بر وارد شد و به مقدار زیادى تجویز مى شد و در نتیجه آمار مبتلایان به امراض كلیوى بالا رفت و معلوم شد كه این دارو یكى از دشمنان كلیه مى باشد و به همین جهت استعمال آن به مقدار زیاد ممنوع شده و اكنون به مقدار كم تجویز مى شود. من ضد سم این داروى خطرناك مى باشم و پزشكان سنتى ایران از راه تجربه ، به این خاصیت من پى برده و آب آن را براى معالجه و تصفیه كلیه به كار مى برند، و راه استفاده آنها چنین بود كه ترب سیاه را قاچ قاچ كرده ، روى آنها عسل مى مالیدند و در اثر خاصیت اسموزى آب آن مجزا مى گردید، اكنون با وسایل آب گیرى مى توان آب بیخ مرا گرفت ، ولى طعم آن ناراحت كننده و تند است و بهتر است آن را بر شربت مخلوط كرده و نوشید تا گوارا و مطبوع باشد. آب ترب بهترین پیشاب آور بوده و ادرار را باز مى كند.
شربت ترب سیاه براى سرفه و سیاه سرفه مفید مى باشد. برگ من به علت داشتن ویتامین ((ث )) به مقدار زیاد و سبزینه لثه را محكم كرده ، و بوى بد دهان را از بین مى برد. مخصوصا اگر آن را خوب بجوید خوردن این برگ باعث دفع سنگ هاى صفراوى است ، و به این جهت من به شما توصیه مى كنم در آش ها و سوپ هاى خود از برگ من استفاده كنید و در سالاد هم مى توانید از برگ هاى نازك و جوان من داخل نمایید. اگر معده شما تنبل است ، بد نیست بدانید كه ترب آن را به كار وادار مى نماید. بیخ من هم مولد باد و هم بادشكن است ، ولى در این مورد منافع آن بیش از ضررش بوده ، و چنانچه چند روز متوالى خورده شود، دیگر تولید گاز نمى نماید. بیخ من هاضم غیر منهضم است . یعنى هضم غذا را آسان مى كند ولى خودش دیر هضم مى شود. مگر آن كه آن را خوب بجوید و یا آن كه آن را رنده كرده ، و با غذا میل نمایید تا خودش هم زود هضم شود، مقدار كمش ملین و مقدار زیادش مسهل است . ولى تولید شكم روش نمى كند و فضولات خشك را با فشار بیرون مى راند. من ترشحات غده ى تیروئید را زیاد مى كنم ، و ضد ((گواتر)) مى باشم . محمد بن زكریاى رازى اولین غذا شناس جهان ، برگ مرا بیش از بیخ من دوست داشت . چون برگ هاى بهاره مرا بپزند و با روغن زیتون مخلوط كرده ، بخورند، غذائیت آن زیاد مى شود. چكاندن آب برگ من در چشم باعث تقویت آن است . یكى از خواص مهم من جلوگیرى از تخمیر غذا در معده است . به این جهت با این كه ویتامین ((ث )) زیادى ندارد. معذلك از فساد و رقت خون جلوگیرى مى كند، زیرا تخمیر غذا موجب اتلاف ویتامین ((ث )) بوده و عدم تخمیر غذا نعمت بزرگى مى باشد. چون بیخ ترب را خالى كرده و در آن روغن ریخته بر آتش گذارند تا بجوشد و آن روغن را در گوش بچكانند، درد آن را ساكت مى كند جوشانده ى من جهت سرفه ى كهنه و مزمن و خناق مفید است و ضد قارچ هاى سمى است . غرغره با آب مطبوخ آن مخصوصا با سكنجبین جهت دیفترى نافع است . نوشیدن این جوشانده زیاد كننده ى شیر بوده ، بعد از غذا ملین شكم و قبل از غذا مانع نفوذ و استقرار آن در ته معده است ، و به همین جهت باعث قى مى شود. پوست بیخ من با سكنجبین موافق سینه پهلو و طحال است . بذر من با سكنجبین جهت دیفترى نافع است و شیر را زیاد مى كند. بازكننده گرفتگى طحال بوده ، براى استسقاء مفید است و یرقان را برطرف مى كند، بذر من بادشكن و اشتهاآور بوده ، باعث سهولت اخراج فضولات است و براى كبد سودمند مى باشد. نیم مثقال بذر من بعد از غذا باعث هضم آن خواهد شد، و با سكنجبین قى آور است ، و پاك كننده معده مى باشد. بذر من جهت مفاصل و سیاتیك و درد و رگ ((استخوان بین دو پا)) و خارشى كه از زیادى بلغم باشد مفید است . ضماد من با عسل زخم هاى پلید و چركى را درمان مى كند - بذر من با سركه جهت از بین بردن آثار غانقاریا و زخم هاى عصبى مفید مى باشد.
اگر ضماد بذر مرا روى محل نیش حشرات و مار و عقرب بگذارید، سم آنها را خواهد كشید، و چون پوست قرمز ترب را تراشیده و كوبیده آن را روى عقرب گذارند خواهد مرد. و نیز چنانچه آب مرا روى عقرب بریزند، فورا هلاك خواهد شد و چون عقرب كسى را كه ترب خورده باشد بگزد و ضرر زیادى به آن نخواهد رسید. مالیدن آب من به بدن مانع گزش حشرات خواهد شد. خوردن من باعث نیكوئى رنگ رخسار مى شود. ضماد من با آرد شلمك ((نوعى گندم )) براى درمان زخم هاى چركى جلدى ، و از بین بردن آثار آنها مفید است .
خوردن مطبوخ من نیز ادرار و حیض را باز مى كند و نوشیدن ده گرم آب ساقه هاى من ((بدون برگ )) جهت استخراج سنگ مثانه آزموده شده است . مخصوصا اگر همراه سكنجبین خورده شود، و نوشیدن آب برگ و ساقه ى من با شكر جهت اخراج زرداب و استسقاء و با نمك جهت باز كردن كبد و رفع یرقان سودمند مى باشد. ضماد من با شلمك جهت روئیدن مو در بیمارى گرى است .
و ((داءالحیه )) را درمان مى كند ((داءالحیه )) مرضى است كه پوست قسمتى از بدن از قطعاتى شبیه فلس ماهى پوشیده مى شود. این مرض را در طب جدید با خوردن روغن ماهى معالجه مى نمایند و مالیدن آب ترب نیز روى آن مفید است .)) ضماد من با عسل جهت از بین بردن آثار كبودى زیر چشم نافع است و همچنین براى از بین بردن چین و چروك صورت و آثار ضربه و جاى زخم و كك و مك سودمند مى باشد و چنانچه مدت زیاد بر محل طاسى مالیده شود، باعث روییدن مو مى شود زیادروى در خوردن من باعث پیچش شكم تواءم با درد خواهد شد.
روغن ترب
چنانچه آب برگ مرا قبل از آنكه بذر پیدا كنم گرفته و در روغن زیتون ریخته بجوشانید و آنرا صاف كنند، و مجددا بجوشانند تا آب آن از بین برود به شرط آنكه نسوزد این روغن گرم كننده بوده و كسانى كه مى خواهند دست و پا و عضلات خود را گرم كنند از آن مى توانند استفاده نمایند. خوردن این روغن جهت فلج و لغوه مفید است ، و ضد سم عقرب و سایر حشرات سمى است ، و نیز مى توان آن را بر عضلات خواب رفته و بى حس مالید. این روغن جهت رفع زبرى پوست پینه و برص نیز تجویز شده است و اسانس من مانند اسانس خردل است - گرد خشك بیخ من خواص خود را از دست نمى دهد، و از این جهت است كه در بعضى از كشورها قوانین داروسازى اجازه مى دهد كه پودر مرا به جاى پودر خردل به كار برند. براى بدست آوردن پودر من ، ابتدا بیخ مرا به صورت ورقه هایى نازك مى برند و بعد با یك حرارت ملایم آنها را خشك مى نمایند. بعد این ورقه هاى خشك شده را وزن كرده ، با یك برابر و نیم آن دانه هاى خردل مخلوط كرده ، آسیا و بعد الك مى نمایند (افزودن دانه ى خردل به علت استفاده از فرمان هاى زیاد آن است ) این پودر را با سركه به صورت خمیر در آورده به اسم خمیر خردل مى فروشند. این خمیر چاشنى سالاد بوده ، و معمولا با غذاهاى گوشتى خورده مى شود، و از تخمیر غذا در معده جلوگیرى كرده ، بادشكن بوده و به هضم غذا كمك كند.