0

آرزوی دخترک

 
esfahaniran88
esfahaniran88
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 2290
محل سکونت : اصفهان

آرزوی دخترک

دخترك گل فروش سالها در آرزوي خريدن يك كفش قرمزُ بود و پولهايي را كه از فروختن گل هاي مريم به دست آورده بود،در قلك كوچكش جمع مي كرد.

 آن روز صبح هم مثل هميشه، در فكر و رويايش بود كه ناگهان در اثر برخورد با اتوموبيلي به گوشه اي پرتاب شد. وقتي چشمانش را باز كرد خود را روي تختي سپيد و تميز ديدكه در كنار آن هديه اي قرار داشت. دخترك با خوشحالي هديه را باز كرد٬ يك جفت كفش قرمز بود!!!!!

چشمان دخترك لبريز از شادي شد٬ ولي افسوس . . .

 او نمي دانست كه پاهايش ديگر توان رفتن ندارد...

دخترک

کاش میدانستی که نباید حس کرد که نباید
دل بست در فضایی که بر از همهمه ی ادم هاست...من گرفتار ترین تنهایم!

 

 



 

سه شنبه 7 تیر 1390  8:19 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها