0

اثبات لزوم امامت

 
ali_ali0917119
ali_ali0917119
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 458
محل سکونت : فارس

اثبات لزوم امامت

ختم نبوت بدون نصب امام معصوم , خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام , منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) جانشينان شايسته اى براى او تعيين گردند بگونه اى كه بجز مقام نبوت و رسالت , داراى همه مناصب الهى وى باشند.
اين مطلب را مى توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده اند استفاده كرد :
از جمله در آيه سوم از سوره مائده مى فرمايد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً))
اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) نازل شد بعد از اشاره به نا اميدى كفار از آسيب پذيرى اسلام ((اليوم يئس الذين كفر وامن دينكم ...)) تاكيد مي كند كه امروز دين شما را كامل , و نعمتم را بر شما تمام كرده .
و با توجه به روايات فراوانى كه در شان نزول اين آيه ها وارد شده كاملاً روشن مى شود كه اين (( اكمال و اتمام )) كه توام با نوميد شدن كفار از آسيب پذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) از طرف خداى متعال , تحقق يافته است . زيرا دشمنان اسلام , انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) ـ مخصوصاً با توجه به اينكه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گيرد , ولى با نصب جانشين براى ايشان دين اسلام به نصاب كمال , و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت . ( 1 )
و كيفيت آن , چنين بود كه پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل (( غدير خم )) جمع كردند و ضمن ايراد خطبه مفصلى از ايشان سوئال كردند : (( الست اولى بكم من انفسكم؟ )) ( 2 ) آيا من از طرف خدا متعال بر شما ولايت ندارم؟ همگى يكصدا جواب مثبت دادند , آنگاه زير بغل على ( عليه السلام  ) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و بدين ترتيب , ولايت الهى را براى آن حضرت , اعلام فرمودند .
سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله , خليفه دوم ضمن بيعت با امير موئمنان على ( عليه السلام  ) بعنوان تهنيت گفت : (( بخ بخ لك يا على , اصحبت مولاى و مولى كل مومن و مومنة)) ( 3 )
و در اين روز بود كه اين آيه شريفه , نازل شد : (( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً )) و پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) تكبير گفتند و فرمودند : (( تمام نبوتى و تمام دين الله ولاية على بعدى ((
و در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت ( حموينى ) نيز نقل كرده اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) پرسيدند كه آيا اين ولايت , مخصوص على است؟ حضرت فرمود :
مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است . پرسيدند : اوصيائ شما چه كسانى هستند؟ فرمودند :
(( على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل مومن من بعدى , ثم ابنى الحسن , ثم ابنى الحسين , ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد , القرآن معهم و هم مع القرآن , لايفارقونه و لا يفارفهم حتى يردوا على الحوض )) (4)
بر حسب آنچه از روايات متعدد , استفاده مى شود پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) قبلاً مامور شده بودند كه امامت امير موئمنان ( عليه السلام  ) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم , اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن , سرباز زنند . از اين روى , در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اينكه اين آيه شريفه نازل شد :
(( يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس )) ( 5 ) و ضمن تاكيد بر لزوم تبليغ اين پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيام هاى ديگر است و نرساندن آن بمنزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى باشد ـ به آن حضرت مژده داد كه خداى متعال تو را از پيامدهاى آن , مصون خواهد داشت . با نزول اين آيه , پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) دريافتند كه زمان مناسب , فرا رسيده و تاخير بيش از اين , روا نيست . از اين روى , در غدير خم به انجام اين وظيفه , مبادرت ورزيدند . ( 6 )
البته آنچه اختصاص به اين روز داشت اعلام رسمى و گرفتن بيعت از مردم بود وگرنه رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) در طول دوران رسالتشان بارها و به صورت هاى گوناگون , جانشينى اميرموئمنان على ( عليه السلام  ) را گوشزد كرده بودند و در همان سال هاى آغازين بعثت , هنگامى كه آيه (( و انذر عشيرتك الاقربين )) ( 7 ) نازل شد در حضور همه خويشاوندان فرمودند : نخستين كسى كه دعوت مرا بپذيرد جانشين من خواهد بود و به اتفاق فريقين , نخستين كسى كه پاسخ مثبت داد على بن ابى طالب ( عليه السلام  ) بود .( 8 )
و نيز هنگامى كه آيه (( يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامرمنكم )) ( 9 ) نازل شد و اطاعت كسانى كه بعنوان (( اولواالامر))بطور مطلق , واجب كرد و اطاعت ايشان را همسنگ اطاعت پيغمبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ( قرار داد جابربن عبدالله انصارى از آن حضرت پرسيد :
اين (( اولواالامر )) كه اطاعتشان مقرون به اطاعت شما شده چه كسانى هستند؟ فرمود :
(( هم خلفائى يا جابر و ائمة المسلمين من بعدى . اولهم على بن ابى طالب , ثم الحسن , ثم الحسين , ثم على بن الحسين , ثم محمد بن على المعروف فى التوارة بالباقر ـ ستدر كه يا جابر , فاذا القيته فاقراه منى السلام ـ ثم الصادق جعفر بن محمد , ثم موسى بن جعفر , ثم على بن موسى , ثم محمد بن على , ثم على بن محمد , ثم الحسن بن على , ثم سميى و كنيى حجة الله فى ارضه و بقيته فى عباده ابن الحسن بن على ...)) ( 10 ) و طبق پيشگويى پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله  ) جابر تا زمان امامت حضرت باقر ( عليه السلام  ) زنده ماند و سلام رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) را به ايشان ابلاغ كرد .
در حديث ديگرى از ابوبصير نقل شده كه گفت : درباره آيه اولواالامر از امام صادق ( عليه السلام  ) سوال كردم . فرمود :
در شان على بن ابى طالب و حسن و حسين نازل شده است . عرض كردم : مردم مى گويند چرا قرآن كريم , على و اهل بيتش ( عليه السلام  ) را بنام , معرفى نكرده است؟ فرمود :
به ايشان بگوى : آيه نماز كه نازل شد اسمى ازسه ركعت و چهار ركعت نبرد , و اين رسول خدا ( صلي الله عليه و آله  ) بود كه آن را براى مردم تفسير كرد. همچنين آيات زكات و حج و ... اين آيه را هم مى بايست پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله ) براى مردم تفسير كند و او چنين فرمود : (( من كنت مولاه فعلى مولاه )) و نيز فرمود :
(( اوصيكم بكتاب الله و اهل بيتى , فانى سالت الله عزوجل ان لايفرق بينهما حتى يورد هما على الحوض فاعطانى ذلك )) ( يعنى شما را سفارش مى كنم به (( ملازمت )) كتاب خدا و اهل بيتم , همانا از خداى عزوجل درخواست كردم كه ميان قرآن و اهل بيتم , جدايى نيندازد تا در حوض كوثر ايشان را بر من وارد سازد , و خداى متعال درخواست مرا اجابت كرد .) و نيز فرمود : (( لا تعلموهم فانهم اعلم منكم . انهم لن يخرجوكم و من باب هدى و لن يدخلوكم فى باب ضلالة)) (11)
))يعنى : در مقام تعليم ايشان برنياييد كه ايشان از شما داناترند . همانا هرگز شما را از باب هدايت , خارج نمى كنند و درباب ضلالت , وارد نمى سازند((
و همچنين بارها ـ و از جمله در آخرين روزهاى حياتش ـ فرمود :
)) انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتى انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض )) (12) و نيز فرمود : (( الا ان مثل اهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلف عنها غرق )) (13) و نيز بارها خطاب به على بن ابى طالب ( عليه السلام  ) فرمود : (( انت ولى كل مومن بعدى )) (14) و نيز ده ها حديث ديگرى كه مجال اشاره به آنها نيست . (15)

 

پنج شنبه 2 تیر 1390  1:42 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها