0

صاحب عروه

 
mamiran
mamiran
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 466
محل سکونت : زنجان

صاحب عروه

مقدمه
یکی از شخصیتهای برجسته شیعه، که طی دو سده اخیر، بر حیات علمی (فقه) و سیاسی شیعیان تأثیر انکار ناپذیر دارد و کتاب فقهی ایشان به عنوان مهمترین منبع فقهی شناخته شده؛ به طوری که امروزه هیچ فقیهی نمی تواند خود را بی نیاز از این کتاب بداند، مرحوم سید کاظم یزدی است.

گذری بر زندگی سید
مرحوم آیة الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی معروف به «صاحب عروه» در سال 1247 هـ. ق (یا 1256 بنا به اختلاف

اقوال) در ده کسنویه یزد (که اکنون جزو شهر شده) در خانواده ای کشاورز چشم به جهان گشود. وی دروس مقدماتی (ادبیات و سطوح اولیه) را در مدرسه علمیه دو منار یزد گذراند و سپس برای فراگیری سطوح بالاتر، راهی مشهد شد. در آن جا، هیئت و ریاضیات را آموخت و آن گاه به اصفهان آمد و از محضر آیات وقت؛ از جمله شیخ محمدباقر نجفی و سید محمدباقر خوانساری، صاحب روضات الجنات و آیة الله میرزا محمدهاشم چهارسوقی و آیة الله ملامحمد جعفرآبادی کسب علم و فضل نمود. و از مرحوم نجفی (پدر بزرگوار آقانجفی اصفهانی و حاج آقا نور الله) اجازه اجتهاد گرفت. سید در سال 128هـ. ق وارد حوزه نجف اشرف شد، ورودش مصادف بود با وفات شیخ اعظم، مرتضی انصاری و انتقال مرجعیت به میرزای شیرازی. آن بزرگوار از محضر فقهای بزرگی چون میرزای شیرازی، شیخ مهدی جعفری، شیخ راضی نجفی، فرزند شیخ محمد جعفر و آیت الله شیخ مهدی آل کاشف الغطا کسب فیض کرد تا آنکه خود در نجف اشرف به تدریس و تعلیم فقه و سایر علوم پرداخت. دیری نگذشت که او از بزرگترین مراجع عصر خود گردید. به ویژه پس از در گذشت مرحوم آخوند خراسانی، اکثریت قاطع شیعیان جهان مقلد و مطیع فتوای او شدند.

 


مقام علمی
در مورد مقام علمی سید همین بس که در دوران اخیر، فقهای عظام، آغاز مرجعیت خویش را با حاشیه زدن بر کتاب فقهی ایشان؛ یعنی «عروة الوثقی» اعلام می کنند و محمد علی مدرسی او را از فحول و متبحرین علمای امامیه و سید علمای وقت، حامل لوای شریعت، سرآمد فقهای عصر و... می داند. شیخ عباس قمی رحمه الله وی را سید عالمان امت و شیخ طایفه، پرچمدار تشیع و قطب آسیای شریعت و... شمرده است. شیخ محمد حرزالدین او را فقیه و زعیم مطلقی می داند که هیچکس را یارای رقابت با او نبود. حوزه درسش آنقدر پربار و گیرا بود که نزدیک به دویست تا سیصد عالم در سر درس فقه وی حاضر می شدند.

اثار و تألیفات
از سید نوشته های زیادی برجای مانده که معروف ترین و گرانقدرترین آنها کتاب «عروة الوثقی» در فقه می باشد. به سبب نگارش این کتاب، ایشان به صاحب عروه شهرت یافت. سایر کتابهای سید عبارتند از:
1. تعلیقه بر متاجر شیخ انصاری، چاپ تهران.
2. رساله فی حکم الظن المتعلق بأعداد الصلاة و أفعالها و کیفیة صلاة الاحتیاط
3. رساله فی منجزات المریض
4. غایة القصوی، ترجمه فارسی «عروة الوثقی» به قلم شیخ عباس قمی، چاپ بغداد.
5. رساله فی التعادل و التراجیح، چاپ تهران.
6. الصحیفة الکاظمیه، چاپ بغداد.
7. مجموعه بستان نیاز و گلستان راز، چاپ بغداد.
8. حاشیه نجاة العباد فی یوم المعاد، شیخ محمدحسن صاحب جواهر.
9. حاشیة جامع العباسی، شیخ بهایی.
10. حاشیه مجمع المسائل محمدحسن میرزای شیرازی.
11. حاشیه ذخیرة العباد لیوم المعاد، فاضل شربیانی.
12. حاشیه فراید الأصول، شیخ مرتضی انصاری.
13. الرساله فی جواز اجتماع الأمر و النهی، چاپ تهران.
14. حاشیه مکاسب شیخ انصاری.
15. السوءال و الجواب، چاپ نجف.

شاگردان
آیة الله سید محمدکاظم یزدی شاگردان بسیاری در حوزه پربار خود پرورش داد که برخی از آن ها به درجه اجتهاد رسیدند؛ از جمله معروف ترین شاگردان ایشان عبارتند از: آیة الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی (موءسس حوزه علمیه قم)، آیة الله آقا سید محمدتقی خوانساری، آیة الله سیداحمد خوانساری، مجاهد شهید شیخ محمدتقی بافقی، آیة الله آقاضیاء عراقی، آیة الله مجاهد سیدحسن مدرس، آیة الله حسین بروجردی (مرجع عالیقدر جهان اسلام)، محمد تنکابنی (موءلف قصص العلما)، شیخ احمد کاشف الغطا، آیة الله شیخ محمدحسین کاشف الغطا، آیة الله حاج آقاحسین قمی، حاج آقا رضا مسجد شاهی اصفهانی، سید عبدالحسین شرف الدین عاملی، سید محمد فیروزآبادی، شیخ زین الدین العابدین عابدی زنجانی، شیخ فضل الله شیخ الاسلام زنجانی، سید یونس اردبیلی، شیخ جعفر نقدی، آقا میرزا محمود (امام جمعه زنجانی) میرزا مهدی آشتیانی، شیخ عبدالنبی عراقی و...

سید مردم را دوست می داشت و مردم نیز او را دوست داشتند، تا جایی که در نجف او را پدر می خواندند. میزان عشق و اعتقاد مردم به سید به حدی بود که صحرانشینان از خاک پای او برداشته، با خود به چادر می بردند و در کیسه ریخته، هنگام سوگند خوردن برای اثبات حقانیت خود به آن قسم می خوردند و می گفتند: «به حق تراب قدم السید». سید با همه تواضعی که داشت نسبت به خصوصیات علمی افراد سختگیری می کرد و به آسانی به کسی اجازه اجتهاد نمی داد. سید در ابتدا از پذیرش مرجعیت اجتناب می ورزید مردم و علمای نجف که به مقام علمی و معنوی وی به خصوص پس از رحلت میرزای شیرازی در سال 1312 پی برده بودند، نسبت به پذیرش مرجعیت، به ایشان اصرار می کردند، اما وی در زمان حیات میرزای شیرازی، مرجعیت را نپذیرفت.

اصول اندیشه های سیاسی ـ اجتماعی سید (مانند میرزای شیرازی و شیخ انصاری) بسیار محتاطانه با این نوع مباحث برخورد می کند برای دستیابی به اندیشه های سیاسی ـ اجتماعی ایشان، سراغ کتاب فقهی وی «عروة الوثقی» برویم که در رأس آنها کتاب القضاء می درخشد. در این که چه کسی حق حکومت دارد، در تمام کلمات سید ذکری از سلطان به میان نمی آید. در همه موارد، فقیه عادل جامع الشرائط را در مقابل حاکم جور قرار داده و حتی ایشان برای این که نشان دهند که تنها فقیه جامع الشرائط حق حاکمیت بر جامعه اسلامی دارد هر جا که می خواهد نامی از سلطان (غیر فقیه جامع الشرائط) بیاورد کلمه «جور» را بدون فاصله به آن اضافه می کند. در مجموع می توان چنین نتیجه گرفت که سید، بر خلاف بعضی از علمای وقت، معتقد بود حکومتی که فقیه عادل جامع الشرائط در راس آن نباشد، نمی تواند مشروعیت داشته باشد. وی بر همین اساس، در ماجرای مشروطه، بسیار محتاطانه عمل کرد و وقتی دید وضع جوری است که مجتهد طراز اول تهران مجبور شده به زاویه حضرت عبد العظیم پناه ببرد، آن گونه مسیر سیاسی خود را از مشروطه چیان جدا کرد.

سید و مشروطه
مرحوم سید محمد کاظم یزدی در آغاز نهضت مشروطه، همراه و همگام با مشروطه خواهان بود؛ چنانکه آقای ابوالحسنی منذر می نویسد:«بر پایه اسنادی که از آن مرحوم در دست است و فتوکپی آنها نزد اینجانب موجود می باشد، سید در دوران تحصن معترضانه علمای تهران و برخی بلاد، در قم (در صدر مشروطه) جهت رفع مظلومیت علما و تحریض دربار به قبول درخواست های مشروع آنان، دست به اقداماتی زده است که احتمالا در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تاثیر نبوده است». مرحوم آیة الله سید محمد کاظم طباطبایی یزدی در جریان نهضت مشروطه بر اثر اشاعه افکار ضد دینی، ادامه این حرکت را به مثابه شبی ظلمانی و آسمانی تیره و تار در افقی نامعلوم و مبهم یافت و برای کشف حقایق سکوت کرد و در هنگامه اختلاف مجلس، بر خلاف آیة الله آخوند خراسانی، ملا عبدالله مازندرانی و حاج میرزا حسین میرخلیل تهرانی، حاضر نشد در این فضا تلگرافی در تأیید مشروطه و مجلس امضا کند تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف مرحوم شیخ فضل الله تبلیغ کنند. از یکی از روحانیان سرشناس یزد نقل شده است: روزی یکی از اهالی یزد به بهانه پرسش مسأله ای خدمت سید یزدی رسید و به محض حضور، نامه ای دال بر تأیید مشروطه جلوی آقا نهاد و با تهدید اسلحه (سلاح) خواستار امضای آن شد. سید سینه را سپر کرد و گفت: من سال هاست آماده شهادتم. در «النجوم المسرده» به نقل از سیدهاشم بن سید عبدالحی آمده است:«یکی از اشرار به چنین کاری مبادرت کرده و سید در پاسخ گفته: جان فدا کردن پیش من آسان تر از امضا کردن این مشروطه است.

سید و استعمار
یکی از برگهای زرین پرونده زندگی سید، مقابله و مبارزه با استعمار، به خصوص انگلیس است. بدیهی است مخالفت سید بامشروطه نیز عمدتا ناشی از هویدا بودن دست دشمن در آستین آن حرکت و تأثیر دیگ پلوی سفارت انگلیس در تأسیس آن بود. و درست از همین رو بود که از قبول پول «موقوفه اود» هند خودداری می کرد. دولت انگلستان بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، نظر سید را جلب کرده، او را وادار به سکوت نماید، اما سید همانند شیخ مرتضی انصاری از پذیرفتن آن وجوه سربازمی زد. سر رونالد استورزیکی، از سیاستمداران انگلیسی که برای تقدیم هزار لیره به نزد سید رفته بود و سید از پذیرفتن آن خودداری کرده بود، نقل می کند: «من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد، مقام عالی او، قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای «مصر و حجاز» که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.» سید از مبارزه اقتصادی نیز با استعمارغفلت نداشت و متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. بنابراین، با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با آنان برخیزد.

رابطه آخوند با سید
رابطه شخصی سید با آخوند و به عکس، بسیار خوب بوده است، هیچگاه دیده نشد که این دو حرفی در تنقیص هم زده باشند بلکه عکس آن گزارش شده است به عنوان نمونه: سید در تشیع جنازه آخوند شرکت کرده بود با آنکه بعضی ها در همان تشییع جنازه زخم زبان می زدند، ولی ایشان اهمیتی به زخم زبانها نمی داد. نمونه دیگر اینکه: شخصی نزد آیة الله آخوند خراسانی آمده، عرض می کند که: آقا! من مقلد سید محمد کاظم یزدی هستم و می خواهم با فلان کس معامله ای انجام دهم، مهر و امضای اجازه سید محمد کاظم یزدی را برای خریدار برده ام، ولی چون خریدار مقلد شماست، قبول نکرده و می گوید: برو اجازه آقای آخوند را بیاور، هنوز کلام آن مرد تمام نشده بود که آقا با ناراحتی می فرمایند: ای مرد، برو از قول من به او بگو، اگر تو واقعا مقلد من هستی باید مهر و امضای آقای سید محمد کاظم یزدی را روی سرت بگذاری و فورا اطاعت کنی.

درباره کتاب عروه

 

کتاب فقهی به گونه فقه فتوایی به زبان عربی. این کتاب به نوشته فقیه نامدار معاصر و عالم شیعی ایرانی در قرن 14 هـ ق، سید محمد کاظم طباطبائی یزدی است. در این کتاب چند باب از ابواب فقه به گونه بی سابقه مطرح شده است. کتاب در زمان حیات نویسنده، به عنوان رساله عملیه بود و بعد از وفات او، حدود 100 سال اخیر، مورد توجه فضلا و بزرگان و یکی از کتابهای مطرح در حوزه های علمیه شیعه و گاهی به عنوان «درس خارج» استدلال می شده است.

تقسیم و ساختار اجمالی کتاب:
این اثر دارای 17 کتاب فقهی است. آغاز کتاب مباحثی پیرامون اجتهاد و تقلید مطرح و با 72 مسئله به زوایای مختلف این بحث اشاره شده است. قسمت های بعدی مسائل مربوط به عبادات در فقه مانند طهارت، نماز، روزه، اعتکاف، خمس، حج، زکوة،... و در بخش معاملات در فقه، مباحث اجاره، مضاربه، شرکت، مزارعه، مساقات، ضمان، حواله، نکاح و وصیت مطرح شده اند.

ویژگی کتاب:
مهمترین ویژگی کتاب عبارت از متن، کثرت فروع به ویژه در مسائل مستحدثه و ترتیب و شماره گذاری در این فروع است. 3260 فرع فقهی دارد که ظاهرا اولین اثر فقهی است که مواد فروع آن با شماره گذاری از یکدیگر جدا شده اند.

شرح و حاشیه بر کتاب:
بعد از درگذشت این عالم بزرگ (سید محمدکاظم یزدی) بخش هایی با عنوان ملحقات عروة الوثقی منتشر شد که شامل مباحثی چون ربا، وقف، وکالت عدد، هبه و فضا بود و در بیشتر مسائل به صورتی فشرده به دلائل فقهی آن اشاره شده است. از زمان نشر کتاب عروة الوثقی تاکنون، نظرات فقهای معاصر پیرامون آراء و مسائل مطرح شده در این کتاب، بصورت حاشیه و شرح و یا تعلیقه، منتشر شده است که مهمترین فقهایی که نظراتشان را مطرح کرده اند عبارتند از: میرزا حسین نائینی، شیخ عبدالکریم حائری، آقا ضیاءالدین عراقی، سیدابوالحسن اصفهانی، سیدحسین بروجردی، سید عبدالهادی شیرازی، سید محسن حکیم، سیداحمد خوانساری، روح الله خمینی، سیدابوالقاسم خویی، سید محمد رضا گلپایگانی. البته شروح دیگری براین کتاب نوشته شده که در جای خود خواهد آمد.

ترجمه به فارسی:
این کتاب توسط شیخ عباس قمی به فارسی ترجمه شده و بنام «الغایة القصوی» در بغداد و تهران چندین بار چاپ و منتشر شده است

سه شنبه 31 خرداد 1390  10:42 AM
تشکرات از این پست
mamiran
mamiran
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 466
محل سکونت : زنجان

ستاره ای که در آسمان ایران زمین سالها درخشید

خواجه نصیرالدین طوسی ریاضیدان ، منجم و سیاستمداربرجسته ای بود که چون ستاره ای در آسمان دانش ایرانیان درخشید و همیشه سرآمد اندیشمندان و رجال دوره خود بود .


خـواجه نصیر الدیـن طوسى، روز شنبه 11 جمادى الاول سال 597 هـ.ق در شهر طوس خراسان چشـم به جهان گشـود نام او محمد، کنیه اش «ابو جعفر» لقبش «نصیر الدیـن»،«محقق طوسى»، «استاد البشر» و شهرتـش «خـواجه» است.
خواجه نصیر الدیـن ایام کودکى و جـوانى خود را در طوس گذراند، و دروس مقدماتى از قبیل خـواندن و نوشتـن، قرائت قرآن، قـواعد زبان عربـى و فارسى، معانى و بیان و مقدارى از علـوم منقـول از قبیل حدیث و ... را نزد پدر روحانى خـود «محمد بـن حسـن طـوسى» فراگرفت در ایـن ایام خواجه نصیر از مادرش در یادگیرى خـواندن قـرآن و متـون فارسـى استفاده مـى کـرد .خواجه بعد از طى دوره سطح عالى در نیشابـور و برای ادامه تحصیل به شهر رى و از آنجا به قم و بعد از مدتی راهى اصفهان شد، لیکـن در اصفهان استادى که بتـواند از او استفاده نماید، نیافت بعد از انـدک مـدتـى به عراق مهاجـرت نمـود در عراق علـم فقه را فراگرفته و در سال 619 هـ ق، موفق به اخذ درجه اجتهاد و اجازه روایت از معین الـدیـن گشت خـواجه در عراق در درس اصـول فقه علامه حلـى حـاضـر گشت، وى نیز متقـابلا در درس حکمت خواجه شرکت مى نمود ایـن سنت حسنه تاکنون در حـوزه ها باقى است و استاد و شاگرد به فراخـور معلـومات علمـى یکـدیگر از هـم استفاده مـى کنند و نهایت تـواضع و فروتنـى را براى کسب علـم از خود نشان مى دهند.
خـواجه سپـس در موصل نجـوم و ریاضـى را مـىآمـوزد به ایـن ترتیب خـواجه نصیر دوران تحصیل خـود را پشت سر مـى گذارد و بعد از مـدتها دورى از وطـن و خـانـواده قصـد عزیمت به خـراسـان مـى کنـد.
اساتیدی که خواجه نصیر الدین از محضرشان بهره مند گردیده است عبارت بودند از:
دایى بزرگوارش «نور الدیـن على بـن محمد شیعى» ، ریاضـى دان معروف آن زمان «محمد حاسب»
دایى پدرش «عبدالله بـن حمزه» ، درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر« امام سراج الدین»
دانشمند بزرگ آن عصر «فرید الدیـن داماد نیشابورى» ، «ابـو السادات اسعد بـن عبد القادر» درعلـم فقه از محضـر «معین الدیـن سالم» نجـوم و ریاضـى را از «کمال الدیـن موصلى» و کتاب قانـون ابـن سینا را از «قطب الـدیـن» فرا گرفته و در نهایت از محضـر عارف نامـور «شیخ عطار نیشابـورى» بهره مند گردید.
شاگردان بسیاری از محضر خواجه کسب علم نموده اند که معروف ترین آنان را می توان : علامه حلی و ابـن فـوطـى یکـى از شـاگـردان حنبلى مـذهب را نام برد.
خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود که در افق تاریک مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حکمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریک و در آن عصری که شمشیر تاتار و مغول خاندانهای کوچک و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و کنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار کسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حکمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.
خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. به هرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی کاشانی و فخرالدین داماد که او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل کرده است.
بقول مولف آثار الشیعه خواجه نصیرالدین طوسی با سیدعلی بن طاوس حسینی و شیخ میثم بن علی بحرانی در مدرسه ابوالسعاده اصفهان با هم درس خوانده و بنا به عقیده دسته ای از مورخین ابن میثم در فقه استاد و در حکمت شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی بوده است.
شهید ثانی در رساله چهل حدیث خود می نویسد محققا خواجه نصیر در علوم منقول شاگرد پدرش بود که او از شاگردان فضل اله راوندی بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سید مرتضی علم الهدی می باشد . یکی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی علامه حلی می باشد و علامه حلی در موقع اجازه دادن به یکی از شاگردانش بنام ابن زهره درباره استادش در همان اجازه نامه چنین می نویسد:
خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم، خدا نورانی کند ضریح او را. قرائت کردم در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذکره ای در هیئت را که از تالیفات خود آن بزرگوار است. پس او را اجل محتوم دریافت و خدای روح او را مقدس کند.
در آن روزگاری که آوازه دانش خواجه نصیرالدین به اطراف و اکناف رسیده بود، رئیس ناصرالدین محتشم که از دانشوران اسماعیلیه بود بدیدار خواجه مایل شد و او را به قائنات دعوت کرد و مقدم او را بسیار گرامی داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و کتاب تهذیب الاخلاق ابن مسکویه را به فارسی ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصری تالیف کرد.
خواجه نصیرالدین طوسی در تمام امور کشوری و لشکری مغول برای نیل به مقاصد عالیه خود دخالت داشته و تا اندازه ای که توانست از پیش آمدها و سختی های ناگوار که متوجه جامعه مسلمین می شد جلوگیری می کرد، گاهی با سخنان علمی و زمانی با گفتگوهای مختلف و هنگامی با اندرزهای سیاسی مقاصد مهم اساسی خود را با دست هلاکوخان انجام می داد پیشرفتهای علمی و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت می گرفت و روی این نظریات روزبروز در دربار هلاکو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ایلخان می گردید.
خواجه نصیرالدین همیشه اصول مقاصد دینی را نصب العین خود قرار داده و تمام حرکات سیاسی و علمی که شایسته یک مرد دینی آشنا به مصالح اجتماعی و سیاسی اسلامی است بکار می بست. یکی از اقدامات مهم خواجه نصیرالدین طوسی تشویق هلاکوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسی و کشتن خلیفه به دست ایلخان مغول بود
محقق طوسی به اتفاق کلیه مورخین آن عصر بر عقل هلاکو چیره شده و تا می توانست از قدرت و تسلط او بنفع کشور خود استفاده می کرد و به جهان علم و ادب خدمت کرد و به نیروی اراده و تدبیر خود توانست عقاید و آراء خود را بنام دلالت های فلکی عملی ساخته و از اوهام و خرافاتی که مانند حسام الدین منجم ها بنام نجوم می گفتند جلوگیری کند و در اثر نوازشهای محقق طوسی دانشمندان توانستند با فراغت بال مشغول تالیف و تصنیف و اشتغالات علمی شده و هر کدام در محیط تاریکی که بر اثر فساد اخلاق و کشتارها و خونریزیهای پراکنده ، آشفته شده بودند، مشعل فروزانی گردیده و در تشریح فضائل بکوشند و تا اندازه ای از فساد اخلاق و بیدادگری جلوگیری نمایند.
رفتن محقق طوسی به حله جهت زیارت شیخ نجم الدین ابوالقاسم حلی مولف کتاب شرایع الاسلام تاثیر عمیقی در محافل علمی اسلامی نمود و یک درس عبرتی بود که تاکنون داستان آن بر سر زبانها است. از جمله اقدامات دیگر خواجه نصیرالدین طوسی که تاریخ هیچوقت آن را فراموش نخواهد کرد تاسیس رصدخانه مراغه می باشد که از یادگارهای علمی و فلکی خواجه طوس می باشد که بدست او با همراهی عده ای از فضلا و دانشمندان بنا شده این رصدخانه از مشهورترین رصدخانه های اسلامی است که در شرق نزدیک خاورمیانه ذکر شده و آوازه آن تمام جهان آن روز را فرا گرفته و تاکنون با این همه تطورات و تغییراتی که در جهان پدید آمده باز نام آن رصدخانه هنوز با اسم بانی آن بر سر زبانهاست.
بدستور محقق بزرگ طوسی فخرالدین ابوالسعادات احمد بن عثمان مراغی معمار معروف آن عصر ساختمان وسیع و با شکوه رصدخانه را با نقشه استاد شروع نموده و محلی که برای رصدخانه انتخاب شده بود تلی است که در شمال غربی شهر مراغه واقع شده بود و اینک بنام رصد مراغه معروف است.
برای کمک به رصدخانه علاوه بر کمکهای مالی دولت اوقاف سراسر کشور نیز در اختیار خواجه گذارده شده بود که از عشر آن جهت امر رصدخانه و خرید وسائل و اسباب و آلات و کتب استفاده می نمود. و در نزدیکی رصدخانه کتابخانه بزرگی و بسیار عالی ساخته شده بود که در حدود چهارصد هزار جلد کتاب نفیس جهت استفاده دانشمندان و فضلا قرار داده بود که از بغداد و شام و بیروت و الجزیره بدست آورده بودند. و در جوار رصدخانه یک سرای عالی از برای خواجه و جماعت منجمین ساخته بودند و مدرسه علمیه ای جهت استفاده طلاب دانشجویان ساخته شده بود و این کارها مدت 13 سال بطول انجامید، تا اینکه ایلخان هلاکوی مغولی در سال 663 درگذشت. لیکن خواجه تا آخرین دقایق عمر خود مواظبت و اهتمام بسیار نمود که آن رصدخانه و کتابخانه از بین نرود و خللی در کار آنجا رخ ندهد.
بنای رصد خانه مراغه از افراط و تفریط منجمین آندوره جلوگیری کرده و از اوهام و خرافاتی که بنام دلالت های فلکی انتشار پیدا کرده بود و مغولان آن را دامن می زدند جلوگیری کرد. یکی از دانشمندان مشهور امریکا بنام فاندیک در یکی از تعلیقات خود می نویسد:‌ دانشمندان نجومی اروپا برای هر یک از کوههای کره ماه نامهائی از فضلای جهان را که خدمات شایسته ای به جهان علم کرده اند نام گذاری نموده اند از جمله یکی از کوههای کره ماه بنام خواجه نصیرالدین طوسی نامگذاری شده است.
به هرحال عظمت روحی محقق طوسی نشاط مخصوصی در قلب فضلای رنج دیده و آواره از وطن آن زمان ایجاد کرده و سبب شده بود که تمام مشقات و صدمات خانمانسوز را در اطاق نسیان گذارده و با شوق وافری در حمایت استاد بدرس و بحث در دانشگاهی که او در مراغه و بغداد ایجاد کرده بود اشتغال ورزیده و معضلات هر علمی را مطرح و با تبادل افکار وسعه اطلاعات استاد کل حل نمایند.
گروهی خواجه را بر هم زننده وحدت دولت عربی و اسلامی می پندارند و می گویند بدست او وحدت عربی در آن زمان پاشیده شد. خوبست در تاریخ بی غرضانه داوری کرد تا معلوم شود نامه های خلیفه عباسی معاصر سلطان خوارزمشاه به چنگیزخان مغول و تشویق او در حمله به ایران برای از بین بردن دولت عظیم الشان اسلامی ایران که مقدمه هجوم چنگیزیان به بغداد گردید، و در حقیقت خواجه در این باب گناهی نداشت و اگر لیاقت خواجه پس از آن همه وقایع و خونریزی به داد مسلمانان نرسیده بود، جهان اسلامی امروز چه وضعیتی داشت؟
در حدود 40 سال کم و زیاد ایران در دست چنگیزیان غیرمسلمان قتل عام می شد و در تمام این مدت دربار خلفای عباسی در دو طرف دجله در بغداد به عیش و نوش مشغول و خوشحال بودند که یک حکومت مقتدر و نافع با آن که مسلمان بود،‌ لکن کعبه مصنوعی دربار عباسی را بنام دین و ایمان سجده نمی کرد منقرض می شد. در صورتی که اساس و بنیاد خلفای عباسی و انقراض بنی امیه با دست ایرانیان مسلمان انجام گرفت و عاقبت بدست آنان نیز واژگون شد.
وی رسالات و کتب متعددی در منطق و هیئت از خواجه باقیمانده است تالیفات خواجه به سال 1652 میلادی به زبان لاتین در لندن به طبع رسیده است و همچنین در مصر و هندوستان و ایران قسمتی چاپ شده است که بعداً با همکاری خواجه دست اندرکار امر رصد شده بودند از قبیل: علامه قطب الدین شیرازی ـ شمس الدین شیروانی ـ حسام الدین شامی ـ دامغانی ـ کمال الدین الابکی ـ علی بن محمود ـ نجم الدین اصطرلابی ـ صدرالدین علی بن خواجه نصیر طوسی که متولی رصدخانه نیز بوده و فومنجی چینی و محی الدین مغربی و فریدالدین ابوالحسن بن حیدر بن علی طوسی از جمله دانشمندان معروف عصر خود در حکمت و عرفان و اشراق بوده و در علم ریاضی و نجوم و رصد کواکب از سرآمدان عصر خود بوده اند.
در سال 672 هجری قمری خواجه نصیر با جمعی از شاگردان خود به بغداد رفت که بقایای کتابهای تاراج رفته را جمع آوری و به مراغه ارسال دارد اما اجل مهلتش نداد و در تاریخ 18 ذ ی الحجه سال 672 هجری قمری در بغداد دار فانی را وداع گفت و جسدش را به کاظمین انتقال داده و در جوار امامین همامین مدفون گردید.

****برخی از آثارمطرح این اندیشمند :
- شرح اشارت ابن سینا - تجرید الاعتقاد - التذکره فی علم الهیئت بنام تذکره نصیریه - تحریر المجسطی در هیئت و نجوم - اخلاق ناصری - اوصاف الاشراف در عرفان - الادب ابوخیر للولد الضغیر با اشعار عربی و فارسی ازخود خواجه - جواهر الفرائض ـ اصول علم فرائض و مواریث - اساس الاقتباس در فن منطق - بیست باب در اصطرلاب در علوم غریبه - زیج ایلخانی - مثلثات کروی.

سه شنبه 31 خرداد 1390  10:43 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها