0

منکرین مهدویت

 
kkk2000
kkk2000
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 233
محل سکونت : خوزستان

منکرین مهدویت

مخالفان و منكران وجود مهدى (عليه السلام)

با آنكه مسئله مهدى منتظر چنان در ميان دانشمندان اهل سنت شهرت داشته، و موضوع به قدرى مسلم بوده است كه نمى بايد جاى ترديد براى كسى باقى گذارد.

 مع الوصف جاى بسى تعجب و مايه كمال تأسف است كه موضوعِ به اين روشنى را برخى از متعصبان آنها مخدوش نموده اند و كسانى مانند احمد امين و المهدى و المهدويه فى الاسلام، و سعد محمد حسن در المهدويه فى الاسلام، و فريد وجدى در دائرة المعارف خود مسلم وطنطاوى در تفسير الجواهر، و محمد عبداللّه عنان در مواقف حاسمه، و غير اينان، پس از گذشت چهارده قرن از اين واقعيت، تمام مطالب كتابهاى خود را ناديده گرفته، و مسئله مهدى را افسانه اى پنداشته اند كه فقط شيعه معتقد به آن است!» ( 1 ) اينك به گروهى ديگر از اين مخالفان مى پردازيم.

ابن حزم اندلسى : (متوفى 456 هـ) وى از نخستين كسانى است كه در اين راه

1 . دانشمندان عامه و مهدى موعود، ص 31 ـ 22.

پيشقدم است و در كتاب خود بنام الفِصَل تهمتهايى زده است كه خود منشاء انحراف عقايد ديگران به ويژه معاصران اهل سنت شده است.

همچنين درتأليف ديگرخودبه نام جمهرة انساب القريش صفحه 61باگستاخىمىنويسد:حسن عسكرى آخرين امام رافضيان است واواولادنداشت!

خطيب بغدادى: (463) در تاريخ بغداد (ج 7 ص 366) مى گويد ابو محمد الحسن بن على و ديگر ذكر از نام فرزند ايشان نمى آورد.

ابوالفرج جوزى: (597) نيز در تأليف خود موسوم به المنتظم به فرزند امام حسن عسگرى (عليه السلام) اشاره اى ندارد.

ابن كثير شامى : (774) در تاريخ خود البداية والنهايه (ج 11) حتى نامى از امام حسن عسگرى (عليه السلام) نمى برد.

ابن خلدون : (808) مؤلف اثرمعروف مقدمه، وىبه طوركلى منكرهمه احاديث مربوط به مهدى (عليه السلام) درتمامى منابع معتبر و صحيح اهل سنت است وبا استدلالهاى واهىآنهارا موردانتقادقرارمىدهد.البته گفتاراودر اين مورد با مهدى فاطمىسردودمان سلاطين فاطمى مصر كه خود بدانها منتسب بوده خلط شده و مبهم به نظر مى رسد زيرا در جايى ديگر عقيده دارد كه شخصى به نام مهدى از اهلبيت قيام خواهد كرد.

علاءالدوله سمنانى : به نقل از جامىدر شواهد النبوة مىگويد: محمد بن الحسن العسكرى متولد شدوبه مقام قطبيت رسيد و سپس وفات يافت. (1)

ابن حجر هيثمى(مكى) در صواعق محرقه آنجا كه از امام زمان نام مى برد.

مى گويد وى در مدينه پنهان شد و از نظرها غائب گرديد و معلوم نشد كجا رفت!

كار رسوايى اين عده معدود كه شايد از انگشتان دست تجاوز نمى كنند به آنجا رسيد كه محدث بزرگ ملاعلى قارى از علماى ايشان


1 . النجم الثاقب، ص 134.

 

كتابى به نام الرد على من حكم و قضى بان المهدى الموعود جاء ومضى تأليف كرد. (1)

شبهات ديگر: با آنكه در مسلم بودن وجود مبارك حضرت مهدى اختلافى نيست و پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به ظهور شخصى كه هم نام اوست در آخر الزمان تصريح كرده است.

 معهذا هنوز پاره اى نسبت به برخى از جزئيات مردد و مشكوكند.

 فى المثل در قول ضعيفى كه از سنت نقل شد. مهدى (عليه السلام) را همان عيسى (عليه السلام) مى دانند و به اين حديث استناد مىورزند كه: لامهدى الا عيسى بن مريم.

ابن حجر بنا به روايتى كه ترمذى در سنن خود روايت كرده حضرت مهدى (عليه السلام) را از فرزندان امام حسن مجتبى (عليه السلام) مى دانند.

برخى به خلاف گفته پيامبر حضرت مهدى را همنام پدر پيامبر اكرم (عليه السلام) مى دانند يعنى عبداللّه.

برخى فرق در گذشته كه امروز ديگر اثرى از آنها نيست در شخص حضرت مهدى (عليه السلام) شك كرده اند چنانكه فرقه اى از كيسانيه مى گفتند محمد بن حنفيه، مهدى (عليه السلام) است و فرقه اى پسر او ابوهاشم عبداللّه را.

برخى از اصحاب مغيرة بن سعيد معتقد بودند او زنده است و در كوهى كه در نزديكى مكه است و علميه ناميده مى شود منتظر خروج است.

فرقه ناووسيه، كه منكر فوت حضرت صادق شده و ايشان را مهدى موعود مى دانستند.

اسماعيليه خالصه، پسر امام صادق (عليه السلام) يعنى اسماعيل را مهدى (عليه السلام) دانسته و معتقد بودند زنده است.

واقفيه، كه حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام) را مهدى (عليه السلام) مى دانستند.

محمديه، كه پسر امام حضرت على النقى يعنى محمد را امام قائم مى دانستند.

عسگريه، كه امام حسن عسگرى (عليه السلام) را غايب قائم مى دانستند. (2)


1 . دانشمندان عامه و مهدى موعود، ص 36 ـ 32.

2 . النجم الثاقب، ص 115 ـ 102 (يادآور مى شود مؤلف كتاب به كليه اشكالات پاسخ داده است.)

مسأله سرداب

از طعن هايى كه مستقيماً بر شيعه و غير مستقيم بر مهدى (عليه السلام) وارد شده موضوع سرداب است كه گفته شده امام زمان در آنجا غائب شده و از همانجا ظهور مى كند، و مسائلى نظير آن مانند گفتار ابن خلدون در مقدمه، كه در بحث از اثنا عشريه مى نويسد شيعيان عقيده دارند كه امام دوازدهم ايشان يعنى محمد بن الحسن العسكرى كه او را مهدى مى خوانند وارد سرداب خانه خود در رحله! شد و هنگامى كه مادرش بازداشت شد! همانجا غائب گرديد! و تا كنون منتظر او هستند.

هر شب بعد از نماز مغرب اسبى را آورده جلو در سرداب مزبور مى ايستند، و او را به نامش صدا مى زنند و از وى مى خواهند كه خروج كند. ابن بطوطه در رحله اش محل سرداب را در رحله و قرمانى در اخبار الدول ، در بغداد مى دانند، اما عالمان شيعى نظير امينى در الغدير و سيد محمد سعيد (هندى) در الامام الثانى عشر مى گويند داستان سرداب زشت ترين و نارواترين تهمتى است كه به شيعيان زده شده است.

 در اين مورد بايد گفت آن قسمت از خانه امام عسگرى كه حضرت مهدى را پس از وفات پدرش در آنجا ديده اند و الناصر لدين اللّه خليفه عباسى نيز آن را تعمير نمود براى شيعيان قابل احترام است و اگر اين قسمت حالت سرداب مانندى داشته خود سرداب براى شيعيان امتيازى ندارد بلكه به جهت بخشى از خانه اى است كه متعلق به امام حسن عسگرى (عليه السلام) است. (1)

  سخن را با بيانى از امام باقر (عليه السلام) به اتمام مى رسانيم: «شنيديم ابوجعفر امام باقر (عليه السلام) مى فرمود: هر پرچمى كه پيش از قيام قائم برافراشته شود صاحبش طاغوت است.» (2)


1 . كتاب غيبت، ص 122.

2 . كتاب غيبت، ص 122.

یک شنبه 29 خرداد 1390  10:53 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها