يكي از آثار به جا مانده از اين نويسنده ايرلندي، نوولي (رمان كوتاه) است با عنوان «گمگشتگان» كه به زبان فرانسه نوشته شده و خود بكت در سال 1972 آن را با عنوان the lost ones به انگليسي ترجمه كرده است. اين داستان كه شايد نزديكترين شباهتها را به مجموعه افكار و دغدغههاي بكت دارد، بتازگي در قالب يك كتاب با فرم و جلدي متفاوت و با ترجمه دكتر سيامك بهرامپرور از سوي انتشارات «رخ داد نو» روانه بازار نشر شده است. نكته جالب در اين كتاب بخش پاياني آن است كه پس از اتمام داستان، مترجم خوانشي از داستان را توسط آنتوني ليبرا آورده است كه به فهم و درك داستان كمك فراواني ميكند. البته اين فهم و درك بهتر نه با نگاه و توضيح منتقد كه تنها با پرسشهايي كه طرح ميكند فراهم ميشود؛ پرسشهايي كه با برداشتهاي شخصي هر مخاطب به شكلگيري نهايي داستان ميانجامد.
متن كتاب از همان روي جلد اين گونه آغاز ميشود: «منزلگاهي چنانكه هر يك از تنهاي گمگشته به دنبال گمگشتگي خويش ميگردد. فراخ آنچنان كه كاوش بيهوده باشد. تنگ آنچنان كه گريز بيهوده باشد. در استوانهاي فرونهاده به محيط 50 و ارتفاع 16 متر به منظور حفظ تناسب. نور. بيفروغياش. زردتابياش. حضور مطلقش آنچنان كه گويي هر سانتيمتر مربع از حدود 12 ميليون مساحت كل در حال تابشاند. بيوقفگياش در دورههاي زماني طولاني بهناگهان چون نفسنفسزدنِ واپسين خاموشي ميگيرد. سپس ناگاه به تمامي فرو ميميرد. پيامدهاي اين نور براي چشم كاوشگر... ديوار و كف از جنس لاستيك متراكم يا چيزي شبيه آن است. كوفتن با مشت و لگد يا سر همان و صدايي كه به زحمت به گوش ميرسد همان. پس سكوت گامها را تصور كن...».
اما نكته پاياني به زبان ترجمه بازميگردد همان طور كه در سطرهاي بالا هم ميبينيد، زباني كه مترجم انتخاب كرده در كنار يكدستي، پيچيده و شاعرانه است كه شايد دليلش به غالب بودن وجه شاعرانگي مترجم كتاب مربوط ميشود. به هر حال سيامك بهرامپرور جداي طبابت و ترجمه، يكي از دغدغههاي جدياش همواره سرايش غزل بوده است!