کاری بکن
اكنون كه تنها ديدمت، لطف ار نه، آزاري بكن
سنگي بزن، تلخي بگو، تيغي بكش، كاري بكن
گيرم نداري ميلِ من، اي مَردمِ چشمم گَهي
از گوشه ي چشمي به من، نظاره ای، باري بكن
اي يوسفِ جان، مي خرد خلقي به جان وصل تو را
رسمِ گران جاني بهل ميلِ خريداري بكن
مُرديم دور از روي تو، در خانه ماني تا به كي
بيرون خرام آخر گَهي گُل گشتِ بازاري بكن
ناگه طبيب عاشقان، غافل زحالَت بگذرد
اهلي بكش آهي ز دل، يا ناله ي زاري بكن