0

اکنون تنها..

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

اکنون تنها..


تنهاتراز انی بودم که فکر میکردم

کی میشود امروز را به فردا برسانم

باید دل را به دریا سپرد

باید امروز رابه فردا سفر کرد

اکنون تنها می روم.....

شاید فرداها کسی از ان من باشد

کسی که از جنس امروز نباشد...

شاید..

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

دوشنبه 23 خرداد 1390  3:26 PM
تشکرات از این پست
catcat
catcat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1391 
تعداد پست ها : 6699
محل سکونت : رنگین کمان

پاسخ به:اکنون تنها..

کاری بکن

     
  اكنون كه تنها ديدمت، لطف ار نه، آزاري بكن

سنگي بزن، تلخي بگو، تيغي بكش، كاري بكن

 

گيرم نداري ميلِ من، اي مَردمِ چشمم گَهي

از گوشه ي چشمي به من، نظاره ای، باري بكن

 

اي يوسفِ جان، مي خرد خلقي به جان وصل تو را

رسمِ گران جاني بهل ميلِ خريداري بكن

 

مُرديم دور از روي تو، در خانه ماني تا به كي

بيرون خرام آخر گَهي گُل گشتِ بازاري بكن

 

ناگه طبيب عاشقان، غافل زحالَت بگذرد

اهلي بكش آهي ز دل، يا ناله ي زاري بكن

پنج شنبه 27 تیر 1392  1:53 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها