رونوشت برابر اصل است
نگاهي به كتاب خاطرات «باغ سوخته»؛
رونوشت برابر اصل است
خبرگزاري فارس: آنچه خاطره را از ديگر متون ادبي متمايز ميكند شكل روايت و لزوم همپايي و برابري آن با واقعيت است. در داستان و شعر؛ گاه اصل بر «تخيل» است و اين اساس اثر بر خيالانگيزي و فضاهاي غير واقع بنيان نهاده ميشود.
آنچه خاطره را از ديگر متون ادبي متمايز ميكند شكل روايت و لزوم همپايي و برابري آن با واقعيت است. در داستان و شعر؛ گاه اصل بر «تخيل» است و اين اساس اثر بر خيالانگيزي و فضاهاي غير واقع بنيان نهاده ميشود؛ حتي در بسياري از دورهها؛ هر چه شعر پيچيدهتر و خيالانگيزتر و مبهمتر بر ارزش ادبي آن افزودهتر؛ ايضاً در مورد داستان هم اينچنين است؛ اما خاطره فضايي متمايز دارد كه اصل بر روايت ساده و خطي است. از منظر مخاطبشناسي هم اين دو با هم متفاوتند.
مخاطب شعر و داستان ممكن است با فضاهاي تو در تو؛ مبهم و غيرمتعارف ارتباط برقرار كرده و آن را بپذيرد؛ اما مخاطب خاطره اثري را ميطلبد كه با ذهن او به سفري خيالي اما واقعي برود. سفري كه رخ داده اما زمان آن بسيار دورتر يا حتي نزديك است. پس خاطره را نميتوان چندان بر «خيال» بنا نهاد چراكه اصل جذابيت آن بر واقع بوده آن است.
اما در ميان آثار ادبي فارسي كه به نگارش درآمدهاند كمتر شاهد خودزندگينامهنوشت و خاطرهنوشت هستيم؛ اين امر هم دلايل فراوان روانشناسي – جامعهشناسي دارد كه مجال بحث آن در اين مجمل نيست؛ اما ميتوان گفت به همت بخشي از بدنه ناشران دولتي؛ چندي است كه خاطرهنويسي به ويژه خاطرهنويسي از دوران جنگ شرايط مطلوبي يافته است.
خاطره نويسيها در اين دوره به دو بخش عمده تقسيم ميشود؛ خاطره ايرانيها از جنگ و اسارت؛ دوم خاطرههاي عراقيها از جنگ و اسارت. در اين دو بخش آثار فراواني به نگارش در آمده و به مخاطب عرضه شده است. از ميان انبوه اين آثار «باغ سوخته» خاطرات سرهنگ جانباز علي قمري از دسته نخست خاطرههاست. اين اثر توسط سرهنگ عليرضا پوربزرگ وافي به نگارش در آمده است و به خاطرات سرهنگ جانباز قمري از ورود به لشكر 29 تا عمليات رمضان و بعد از آن ميپردازد.
همانگونه كه ذكرش آمد مردم ما در بسياري موارد علاقهاي به نگارش زندگينامه و خاطرات خود ندارند و آن را نوعي تعريف و تمجيد از خود دانسته و نكوهش ميكنند در حاليكه اين متن نيز به نوعي انتقال دهنده تجربيات فردي و گاه گروهي است. در اين باره سرهنگ قمري هم ميگويد: «سالها در جبهههاي مختلف حضور داشتم. حماسههاي فراواني را با چشم خود ديده و تلخيها و شيرينيهاي فراواني را با تجربه كردهام. هرگز قصد نداشتم آن همه خاطره را چاپ و منتشر كنم. در ملاقاتي كه سالها پس از جنگ با همرزم قديمي و نويسنده پركار جبهه و جنگ جناب سرهنگ عليرضا پوربزرگ وافي داشتم، ايشان در مورد چاپ خاطرات بنده از من سوال كرد و وقتي در جواب ايشان گفتم كه قصد چاپ آنها را ندارم؛ گفتند اگر خاطراتت را چاپ نكني مصل كسي خواهي بود كه باغ پر ميوهاي دارد و ميخواهد با دست خويش آن را آتش بزند و تبديل به باغ سوخته كند. اين مطلب آنچنان بر من تاثير داشت كه يك روز بعد به ايشان اعلام كردم كه حاضر به چاپ كتاب خود ميباشم؛ بلافاصله مصاحبه شروع شد و حاصل دو سال مصاحبه از من و نگارش از جناب وافي كتاب فعلي است.»
«باغ سوخته» چند ويژگي مطلوب دارد كه به برخي از آنها اشاره ميشود: نخستين ويژگي «باغ سوخته» وجه «سنديت تاريخي» آن است. برخي از خاطرات همانگونه كه بيان داشتيم گاه با تخيل همراه ميشود و اصل اين ژانر را مورد ترديد قرار ميدهد اما اين اثر بنا به ذكر مصاديق بسيار سنديتدار و به لحاظ تاريخي قابل تامل است. دومين ويژگي اين اثر؛ جمعآوري مقدمات با صبر و حوصله بوده كه در نهايت از كتاب هم نمايان است. سومين ويژگي اين اثر نگارش سر راست و خوب خطي است. به بيان ديكر اين اثر سعي ندارد در بخش نگارش چندان مخاطب را درگير فضايي سخت به لحاظ نگارشي بكند بلكه با جملات سرراست و بيان خطي اصل پيام را به مخاطب انتقال ميدهد.
«باغ سوخته» در 5000 هزار نسخه و توسط نشر خورشيد باران به مخاطب عرضه شده است.
انتهاي پيام/و
دوشنبه 23 خرداد 1390 8:12 AM
تشکرات از این پست