نيما مي گويد
از پس ِ پنجاهی و اندی ز عمر ،
نعره بر میآیدم از هر رگی :
کاش بودم ، باز دور از هر کسی ،
چادری و گوسفندی و سگی
***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***
آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79
شنبه 21 خرداد 1390 3:28 PM
تشکرات از این پست