0

پروردگارم

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

پروردگارم

 از دوزخ این بهشت  رهایی ام بخش
در اینجا هر درخت چرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عذایی
و هر چشم اندازه ی سكوت گنگ و بی حاصلی
رنج زای گسترده ای
در هراس دم می زنم
و در بی قراری زندگی میكنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
این حوران زیبا و غلمان رعنا
همچون مائده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند
اما خود من بی پاسخ مانده ام
هیچ كس ، هیچ چیز
در اینجا به جای خود نیست
بودن من بی مخاطب مانده است
من در این بهشت
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم
تو قلب بیگانه را می شناسی
 كه خود در سرزمین وجود بیگانه بودی

كسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم
دردم درد بی كسی بود...

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

شنبه 21 خرداد 1390  12:49 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها