0

شناخت خدا

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

شناخت خدا

کودك نجوا کرد: خدایا با من صحبت کن و یک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید.



پس کودک فریاد زد: خدایا با من صحبت کن ! و آذرخش در آسمان غرید ولی کودک متو جه نشد.



کودک فریاد زد: خدایا یک معجزه به من نشان بده ویک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید.



کودک در نا امیدی گریه کرد وگفت: خدایا مرا لمس کن وبگذار تو را بشناسم ،



پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست و



در حالی که خدا را درک نکرده بو از آنجا دور شد.

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

شنبه 21 خرداد 1390  12:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها