ساکت و تنها...
چون کتابی در مسیر باد
میخورد هر دم ورق اما...
هیچ کس او را نمیخواند
برگ ها را می دهد بر باد
می رود از یاد
هیچ چیز از او نمی ماند
بادبان کشتی او در مسیر باد
مقصدش هر جا که باداباد!
بادبان را نا خدا باد است
لیک او را هم خدا هم نا خدا باد است