0

بنفشه

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

بنفشه


وقتی رفتی......................

بنفشه هوای خشکیدن کرد

سرشو انداخت پایین و به پژمردن فکرکرد

وقتی رقتی........................

چشم بنفشه هیچ ستاره ای ندید

همه اون طراوتایک دفعه شدناپدید

وقتی رفتی......................

بنفشه تاخود صبح شبنم بارید

روی سرش یه عالمه غصه تابید

وقتی رفتی..........................

چی بگم...بنفشه شد بنفش کبود

وقتی رفتی..........................

بنفشه دیگه روی ساقش هم بند نبود

وقتی رفتی.........................

بنفشه برگاشو جمع کرد وخوابید

وقتی رفتی.........................

دیگه هیچ وقت روی خورشیدوندید

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

شنبه 21 خرداد 1390  12:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها