0

معجزات امام مهدي (ع)

 
mmmohamad_1375
mmmohamad_1375
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 39
محل سکونت : فارس

معجزات امام مهدي (ع)

 داشتم: اي مولا و فرزند مولاي ما، از شما (اهل بيت) براي ما روايت كرده‌اند كه رسول خدا(ص) طلاق زنان خود را به دست اميرالمؤمنين(ع) قرار دادند، و حضرت امير(ع) در روز جنگ جمل به سراغ عايشه فرستادند و به او فرمودند: «تو با فتنه‌گري خود بر اسلام و مسلمين غبار ستيزه پاشيدي و فرزندانت را از روي ناداني به پرتگاه نابودي كشاندي، اگر دست از من برنداري، تو را طلاق مي‌دهم»، در حالي كه زنان رسول خدا(ص) با رحلت آن حضرت(ص) مطلقه شده‌اند. [حضرت صاحب‌الزمان(ع)] فرمودند:
طلاق چيست؟14
عرض كردم: بازگذاشتن طريق [ازدواج]. فرمودند:
اگر طلاق آنها با رحلت رسول خدا(ص) باشد، پس چرا براي آنها شوهر كردن حلال نبود؟15
عرض كردم: زيرا خداي متعال شوهر كردن را بر آنها حرام نموده بود. آن حضرت(ع) فرمودند:
چطور؛ در حالي كه رحلت رسول خدا(ص) راه را براي آنها باز كرد؟16
عرض كردم: اي فرزند مولايم پس آن طلاقي كه رسول خدا(ص) حكم آن را به اميرالمؤمنين(ع) واگذار فرمودند، چه بود؟ حضرتشان فرمودند:
خداوند متعال شأن زنان پيامبر(ص) را عظيم گردانيد و آنان را به شرافت مادري امت مخصوص كرد و رسول خدا(ص) به اميرالمؤمنين(ع) فرمودند: اي اباالحسن، اين شرافت تا هنگامي براي آنها باقي است كه به طاعت خدا مشغول باشند و هر كدام از آنها كه پس از من از امرخدا نافرماني و عليه تو خروج (شورش) كند، راه را براي شوهر كردنش باز بگذار و او را از شرافت مادري مؤمنان ساقط كن.17
عرض كردم: معناي «فاحشة مبيّنه» كه اگر زن در مدت «عدّه» آن را مرتكب شود، بر شوهر او رواست كه او را از خانه‌اش بيرون براند، چيست؟ فرمودند:
منظور از فاحشة مبينه «مساحقه» است نه زنا؛ زيرا اگر زني مرتكب زنا شود و حدّ بر او جاري شود، نبايد مردي كه مي‌خواسته با او ازدواج كند، به خاطر اجراي حد از ازدواج با او امتناع كند اما اگر مساحقه كند، بايد «رجم» شود و رجم، خواري است. و كسي كه خداوند فرمان رجمش را بدهد، او را خوار ساخته و كسي را كه خدا خوار سازد، وي را دور گردانيده است و هيچ كس را نسزد كه با او نزديكي نمايد.18
عرض كردم: اي فرزند رسول خدا، معناي فرمان خدا به پيامبرش موسي(ع) كه به او فرمود:
فاخلع نعليك إنّك بالوادي المقدّس طويً.19
نعلين خود را بدر آر كه در وادي مقدس «طوي» هستي.
چيست؛ زيرا فقهاي فريقين (شيعه و سني) مي‌پندارند نعلين او از پوست مردار بوده است. آن حضرت(ع) فرمودند:
هر كس چنين گويد به موسي افترا بسته و او را در نبوتش نادان شمرده است زيرا امر از دو حال خارج نيست؛ يا نماز موسي در آن روا بوده و يا نبوده است. اگر روا بوده، طبعاً جايز است كه با نعلين در آنجا پاي نهد، زيرا هرچند آن بقعه مقدس و مطهر باشد از نماز مقدس‌تر و مطهرتر نبوده است و اگر نماز موسي در آن نعلين جايز نبوده است، لازم مي‌آيد كه موسي حلال و حرام را نداند و نداند كه چه چيزي در نماز روا و چه چيزي ناروا است كه اين [عقيده] كفر است.20
عرض كردم: پس مقصود از آن چيست؟ فرمودند:
موسي در وادي مقدس با پروردگارش مناجات كرد و گفت: «بارالها، من تو را خالصانه دوست دارم و از هرچه غير تو است دل شسته‌ام» در حالي كه اهل خود را بسيار دوست مي‌داشت. خداي متعال به او فرمود: «نعلين خود را بدر آر» يعني اگر مرا خالصانه دوست مي‌داري و از هرچه غير من دل شسته‌اي، قلبت را از محبت اهل خود تهي ساز.21
عرض كردم: اي فرزند رسول خدا(ص) تأويل آية «كهيعص»22 چيست؟ فرمودند:
اين [حروف] از اخبار غيبي است كه خداوند زكريا را از آن آگاه نموده و سپس آن‌را به [حضرت] محمد[ص] بازگو نموده است و داستان آن از اين قرار است كه زكريا از پروردگارش درخواست كرد كه نام‌هاي پنج‌تن مطهر را به وي بياموزد و خداوند متعال جبرئيل را بر او فرستاد و آن نام‌ها را به او تعليم نمود. زكريا هنگامي كه «محمد» و «علي» و «فاطمه»‌ و «حسن» را ياد مي‌كرد، اندوهش برطرف مي‌شد و گرفتاريش زايل مي‌گشت اما چون «حسين» را ياد مي‌نمود، بغض و غصه گلويش را مي‌گرفت و مي‌گريست و مبهوت مي‌شد. روزي گفت: «بارالها، چرا وقتي آن چهار نفر را ياد مي‌كنم، تسلي مي‌يابم و اندوهم برطرف مي‌شود، اما وقتي حسين را ياد مي‌كنم اشكم جاري و ناله‌ام بلند مي‌شود؟» خداوند متعال او را از اين ماجرا آگاه كرد و فرمود: «كهيعص؛ كاف، ها، يا، عين، صاد». « كاف» اسم كربلا، «هاء» رمز هلاك عترت و «ياء» نام يزيد ظالم بر حسين(ع) و «عين» عطش و «صاد» صبر اوست. چون زكريا اين مطلب را شنيد نالان و اندوهناك گرديد و تا سه روز از عبادتگاهش بيرون نيامد و به كسي اجازه نداد كه نزد او بيايد و گريه و ناله سرداد و نوحة او چنين بود كه: «بارالها، از مصيبتي كه براي فرزند بهترين خلايق خود تقدير كرده‌اي دردمندم؛ خدايا، آيا اين مصيبت را در آستانة او نازل مي‌كني و آيا جامة اين مصيبت را بر تن علي و فاطمه مي‌پوشاني و اين فاجعه را بر ساحت آنها فرود مي‌آوري.» و بعد از آن مي‌گفت: «بارالها! فرزندي به من عطا كن تا در پيري چشمم به او روشن باشد و او را وارث و وصيّ من قرار ده و منزلت او را نزد من مانند منزلت حسين قرار بده و چون او را به من ارزاني داشتي، مرا شيفتة او گردان و سپس مرا دردمند او نما همچنان كه حبيبت، محمد را دردمند فرزندش گردانيدي.» و خداوند يحيي را به او داد و او را دردمند وي ساخت و دورة حمل يحيي شش ماه بود و بارداري حسين(ع) نيز شش ماه بود كه آن نيز داستاني طولاني دارد.23

محمد
جمعه 20 خرداد 1390  8:14 PM
تشکرات از این پست
mmmohamad_1375
mmmohamad_1375
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 39
محل سکونت : فارس

معجزات امام مهدي (ع)2

عرض كردم: سرورم، چرا مردم از انتخاب امام براي خويش منع شده‌اند؟ آن حضرت(ع) فرمودند:
امام مصلح يا مفسد؟24
عرض كردم: امام مصلح. فرمودند:
آيا امكان ندارد كه انتخابشان فرد مفسدي را شامل شود در حالي كه احدي از صلاح و فساد درون ديگري آگاه نيست؟25
عرض كردم: چرا، ممكن است. حضرت(ع) فرمودند:
علت آن همين است و برايت دليل ديگري مي‌آورم كه عقلت آن را بپذيرد. به من بگو رسولان الهي كه خداي متعال آنان را برگزيده و كتاب بر آنها فرو فرستاده و وحي و عصمت را پشتيبان آنان نموده تا پيشواي ملت‌ها و براي برگزيدن هدايت‌يافته‌تر از ديگران باشند. [پيامبراني] مانند: موسي و عيسي(ع)، آيا با وجود برتري عقلي و كمال علميشان ممكن است منافق را مؤمن بپندارند و او را انتخاب كنند؟26
عرض نمودم: خير. فرمودند:
اين موسي ـ كليم‌الله ـ است كه با وجود تزايد عقل و كمال و نزول وحي بر او، هفتاد تن از برجستگان قوم و شخصيت‌هاي سپاهش را براي ميقات پروردگار خويش برگزيد و در ايمان و اخلاص آنها هيچ‌گونه شك و ترديدي نداشت، اما انتخاب او بر منافقين تعلق گرفته بود. خداوند متعال مي‌فرمايد:
واختار موسي قومه سبعين رجلاً لميقاتنا.27
و موسي هفتاد نفر از قوم خود را براي ميقات ما برگزيد.
تا آنجا كه مي‌فرمايد:
لن نؤمن لك حتّي نري الله جهرةً فأخذتهم الصّاعقة بظلمهم.28
[آنان به موسي گفتند:] تا خدا را آشكارا نبينيم، به تو ايمان نمي‌آوريم. پس صاعقة عذاب به سبب ظلمشان ايشان را فرا گرفت.

محمد
جمعه 20 خرداد 1390  8:14 PM
تشکرات از این پست
mmmohamad_1375
mmmohamad_1375
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 39
محل سکونت : فارس

معجزات امام مهدي (ع)3

وقتي كه مي‌بينيم انتخاب‌شدگان [دست] پيامبر فاسد بودند، نه صالح ـ در حالي كه او مي‌پنداشت آنها صالح هستند ـ درمي‌يابيم كه انتخاب (برگزيدن) اختصاص به كسي دارد كه به ضماير و سراير وجود مردم آگاه است. در جايي كه پيامبران به جاي صالح، فاسد باشند، انتخاب مهاجرين و انصار اعتبار و ارزشي ندارد.29
[...] سعد مي‌گويد: سپس مولايمان، حضرت حسن‌بن‌علي، امام عسكري(ع) همراه با آن طفل مبارك براي اقامة نماز برخاستند و من نيز بازگشتم و به جستجوي احمدبن‌اسحاق پرداختم، و او گريه‌كنان به استقبالم آمد. از او پرسيدم: چرا تأخير كردي و چرا گريان هستي؟ گفت: جامه‌اي را كه مولايم فرمودند گم كرده‌ام.
به او گفتم: تقصيري متوجه تو نيست، برو و حضرت(ع) را آگاه كن. شتابان رفت و خندان برگشت و بر محمد و آلش(ص) صلوات مي‌فرستاد. پرسيدم خبر چيست؟ گفت: آن جامه را ديدم كه زير قدوم مولايم گسترده بود و بر آن نماز مي‌خواندند.
سعد مي‌گويد: خداي را سپاس گفتم و پس از آن نيز چند روزي به منزل مولايمان رفتيم اما آن كودك گرانقدر را نزد آن حضرت مشاهده نكرديم.30

محمد
جمعه 20 خرداد 1390  8:14 PM
تشکرات از این پست
mmmohamad_1375
mmmohamad_1375
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 39
محل سکونت : فارس

معجزات امام مهدي (ع)3

وقتي كه مي‌بينيم انتخاب‌شدگان [دست] پيامبر فاسد بودند، نه صالح ـ در حالي كه او مي‌پنداشت آنها صالح هستند ـ درمي‌يابيم كه انتخاب (برگزيدن) اختصاص به كسي دارد كه به ضماير و سراير وجود مردم آگاه است. در جايي كه پيامبران به جاي صالح، فاسد باشند، انتخاب مهاجرين و انصار اعتبار و ارزشي ندارد.29
[...] سعد مي‌گويد: سپس مولايمان، حضرت حسن‌بن‌علي، امام عسكري(ع) همراه با آن طفل مبارك براي اقامة نماز برخاستند و من نيز بازگشتم و به جستجوي احمدبن‌اسحاق پرداختم، و او گريه‌كنان به استقبالم آمد. از او پرسيدم: چرا تأخير كردي و چرا گريان هستي؟ گفت: جامه‌اي را كه مولايم فرمودند گم كرده‌ام.
به او گفتم: تقصيري متوجه تو نيست، برو و حضرت(ع) را آگاه كن. شتابان رفت و خندان برگشت و بر محمد و آلش(ص) صلوات مي‌فرستاد. پرسيدم خبر چيست؟ گفت: آن جامه را ديدم كه زير قدوم مولايم گسترده بود و بر آن نماز مي‌خواندند.
سعد مي‌گويد: خداي را سپاس گفتم و پس از آن نيز چند روزي به منزل مولايمان رفتيم اما آن كودك گرانقدر را نزد آن حضرت مشاهده نكرديم.30

محمد
جمعه 20 خرداد 1390  8:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها