0

باران عشق 2

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

باران عشق 2

خوش به حال آسمون که هر وقت دلش میگیره ، بی بهونه می باره ......

به کسی توجه نمی کنه ... از کسی خجالت نمی کشه ... می باره و می باره و

 

می باره ...

 

اینقدر می باره تا آفتابی شه ... ‌آبی شه ...!!!

 

کاش ... کاش می شد مثل آسمون بود ... کاش می شد وقتی دلت گرفت اونقدر بباری تا

 

 بالاخره آفتابی شی ... بعدش هم انگار نه انگار که بارشی بوده ... انگار نه انگار که

 

غصّهای بوده ... همه چیز فراموشت بشه ...!!!

 

آسمون چشم های من تا صبح بارید...

 

نگام کن...

 

حالا آبی شدم؟؟!

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

جمعه 20 خرداد 1390  5:09 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها