ای عشق مهربانم
باز عطر یاد تو،در خاطره ی اتاقم پیچید
باز مهربانی چشمهایت،
پنجره ی خیالم را ستاره باران کرد
باز گرمی دستانت، روحم را تا دورترین،لمس یادها برد
ای عزیزترینم
به شب و روز قسم
به تلالؤ امواج قسم
به برگ برگ شاخه های درختان قسم
به بی قراری بادهای سرگردان قسم
به آواز قمری های حیاتم قسم
نـــمی توانم پلکهایم را به روی خیال تو ببندم
نــــمی توانم
نــمی توانم عطر یاد تو را،از چهارفصل دلم پاک کنم
نـمی توانم! باو