0

خاطره

 
mehdigerdali
mehdigerdali
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 5587
محل سکونت : خوزستان

خاطره

گاه به روزهای خوب گذشته فکر می کنم ,می بینم کوله باری از خاطره

را همیشه و همه جا با خود به همراه می برم .می بینم اگر خاطراتم را

از من بگیرند نیمی از خود را گم میکنم .خوشحالم که می توانم 

 گذشته هایم را برای خودم نگه دارم .

خوشحالم که میتوانم گاهی با خاطرات خوبم خوش باشم و خوشحالم

که تمام گذشته هایم را به یاد دارم.

 گاه دلم می خواهد گذشته هایم را دوباره زندگی کنم ,وتمام دوباره

هایم تکراری از دوباره ها باشند .

 گاه احساس می کنم می توانم خودم را به جای تمام مقدمه ها

بنویسم .

می اندیشم اگر می شد می توانستم تمام خاطراتم را از درو دیوار

کتابها آویزان کنم .

 به جای مقدمه ,خاطره ای از کودکی ,به جای متن کتاب ,قصه ای از

جوانی ام و از تمام تجربه ها را !

 کاش به قصه ها ,به چشم قصه هایی برای خوانده شدن نگاه نکنیم .

 کاش یادمان بیاید هر قصه ای ,خاطره ای است که روزی ,اشکها

ولبخندی بسیاری را در بطن خود پنهان داشته است.

 کاش خاطره هایمان را هیچگاه به دست باد نسپاریم

***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***

آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79

 

جمعه 20 خرداد 1390  1:12 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها