دستهایم
دسـت هایم تـو را می بینند... چشـمانم لمسـت می كنند... و لبهـایم تـو را می بوینـد...! اجـزایم گُم شـده اند! حكایـت تنهـایی روزهاسـت كه با ماســت... از خـودم جـدایم تنــها! اما به تـو پیوســته! پیـوندم بزن...
دسـت هایم تـو را می بینند...
چشـمانم لمسـت می كنند...
و لبهـایم تـو را می بوینـد...!
اجـزایم گُم شـده اند!
حكایـت تنهـایی روزهاسـت كه با ماســت...
از خـودم جـدایم
تنــها!
اما به تـو پیوســته!
پیـوندم بزن...