ديدگاههاي متفاوتي ارائه شده است، واژة عربي اخلاق در لغت جمع كلمة خُلْقَ و خُلُق است به معناي خوي، طبع، سرشت، سجيّه و نيز عادت به كار رفته است، راغب در مفردات ميگويد: «خَلْق يا خُلْق در اصلي يكي هستند همچون شَرْب و شُرْب، لكن خَلق اختصاص به كيفيات و شكلها و صورتهايي دارد كه از طريق چشم مشاهده ميشود و خُلْق ويژة نيروها و سرشتهايي است كه با بصيرت فهميده ميشود،[10] ابوعلي مسكويه در كتاب تهذيب الاخلاق و تطهير الاعراق ميگويد: «خُلق حالتي است براي نفس انسان كه او را بدون فكر و تأمل به سوي كارهايي برميانگيزد
***به بهشت نمی روم اگر مــــــادرم آنجا نباشد***
آنگاه که تنها شدی و در جست جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی ، بر من توکل نما . نمل/79