0

متراژ

 
rasekhoonm
rasekhoonm
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1389 
تعداد پست ها : 218

متراژ

نويسنده:سعيد بي نياز
تا به حال خانه 36 متري نديده بودم. نه اشتباه نکنيد! من در اتاق هاي 6 متري خوابگاه با دو هم اتاقي زندگي کرده ام، مهمان سوئيت هاي 20 متري دوستانم هم بوده ام؛ اما هيچ وقت در فضاي 36 متري محصوري که نامش خانه است نفس نکشيده بودم.تاکيدم روي کلمه «خانه» است؛ جايي که در تعريف معمولش از حداقل هايي براي يک زندگي برخورداراست؛ يک هال، لااقل يک اتاق،يک آشپزخانه و سرويس بهداشتي و حمام؛ جايي که لااقل دو تا آدميزاد مي خواهند با هم زير يک سقف زندگي کنند. حالا تصور کنيد که همه اين حداقل ها بخواهند در يک فضاي 36 متري دور هم جمع شوند. من تا هفته پيش که مهمان يکي از دوستان متاهلم بودم چنين چيزي را تجربه نکرده بودم. براي من که بچگي و نوجواني ام در خانه پدري 250 متري در شهرستان گذشته بود (باز هم اشتباه نکنيد، سطح اقتصادي خانواده من هم متوسط بود)، براي من که همين الان هم يک ساعت و نيم فاصله محل کار تا خانه اجاره اي ام را به خاطر 70 متري بودن خانه ام تحمل مي کنم تا صبح ماندن در يک خانه 36 متري تجربه وحشتناکي بود.
والدين شکايت مي کنند که بچه هاي اين دوره و زمانه بيش از حد شيطان هستند و مي خواهند از در و ديوار بالا بروند. بعضي از آنها فکر مي کنند که بچه شان مشکل «بيش فعالي» دارد. بعضي از آنها حتي به روان شناس کودک مراجعه مي کنند. بعضي روان شناس ها اولين سوالي که مي کنند اين است «خانه شما چند متر است؟».
در خبرها آمده بود که يکي از مسوولان پيشنهاد داده براي جوان ها خانه هاي 25 متري ارزان بسازند تا همه جوان ها بتوانند با يک سوم پول يک خانه، خانه دار شوند.
چيزي در روان شناسي وجود دارد به نام «بهزيستي رواني». ترجمه عاميانه اش مي شود احساس خوشبختي. آن ورآبي ها اين مفهوم و رابطه اش را با انواع و اقسام چيزهاي ديگر- از سطح درآمد گرفته تا نوع شخصيت- سنجيده اند. آنها حتي فهميده اند که فاصله محل کار تا خانه هم با احساس خوشبختي رابطه دارد. اما انگار اين طرف آب کسي نمي خواهد رابطه متراژ خانه را با ميزان خوشبختي بسنجد.
منبع:همشهري جوان ,شماره 224
یک شنبه 9 خرداد 1389  12:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها