0

دل به دست آر

 
kasra58
kasra58
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : بهمن 1388 
تعداد پست ها : 1055
محل سکونت : آذربایجانشرقی

دل به دست آر

دل به دست آر

آورده‌اند که روزى یکى از بزرگان عرب به سفر حج مي‌رفت . نامش عبد الجبار بود و هزار دینار طلا در کمر داشت .
چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد.عبد الجبار براى تفرج و سیاحت ، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید. زنى را دید که در خرابه مي‌گردد و چیزى مي‌جوید. در گوشه مرغک مردارى افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت.
عبد الجبار با خود گفت : بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مي‌دارد. در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد. چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که از گرسنگى هلاک شدیم !
مادر گفت : عزیزان من ! غم مخورید که برایتان مرغکى آورده ام و هم اکنون آن را بریان مي‌کنم.
عبد الجبار که این را شنید، گریست و از همسایگان احوال وى را باز پرسید. گفتند: سیده اى است زن عبدالله بن زیاد علوى ، که شوهرش را حجاج ملعون کشته است . او کودکان یتیم دارد و بزرگوارى خاندان رسالت نمى گذارد که از کسى چیزى طلب کند.
عبد الجبار با خود گفت : اگر حج مي‌خواهى ، این جاست .
بى درنگ آن هزار دینار را از میان باز و به زن داد و آن سال در کوفه ماند و به سقایى مشغول شد.
هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت . مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مي‌آمد.
چون چشمش بر عبد الجبار افتاد، خود را از شتر به زیر انداخت گفت :
اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات ، ده هزار دینار به من وام داده اى ، تو را مي‌جویم . اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان !
عبد الجبار، دینارها را گرفت و حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد.
در این هنگام آوازى شنید که : اى عبد الجبار! هزار دینارت را ده هزار دادیم و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد و تا زنده باشى ، هر سال حجى در پرونده عملت مي‌نویسیم ، تا بدانى که هیچ نیکوکارى بر درگاه ما تباه نمى‌گردد که :

(( انا لا نضیع اجر من احسن عملا ))

یک شنبه 15 خرداد 1390  3:47 PM
تشکرات از این پست
zeinab_p
zeinab_p
zeinab_p
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مرداد 1388 
تعداد پست ها : 355
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:دل به دست آر

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

ز مدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف کردن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

"به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی نا امیدی در بسته باز کردن "

به کانال تلگرام "دوستداران کتاب" بپیوندید

من کتاب های خوبی رو که خوندم تو این کانال معرفی میکنم همراه با مطالب مفید دیگر

دوستداران کتاب

@bookworms2

یک شنبه 15 خرداد 1390  4:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها