0

شهادت میثم تمار

 
amuzesh2005
amuzesh2005
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1387 
تعداد پست ها : 6524
محل سکونت : آذربایجانشرقی

شهادت میثم تمار

شخصيت پر جاذبه اين شيعه على و پيرو حق و شهيد راه فضيلت و راستى، چنان تابناك و نورانى است كه در طول چندين قرن، همواره الهام‏ بخش و درس ‏آموز شيفتگان عدل و آزادى بوده است. كدام آزاده مكتبى و انسان شرافتمند و متعهد و باطل ‏ستيز و حق‏ جوست كه نام «ميثم‏» را نشنيده باشد؟!
اگر «ميثم‏»، شيفته على(علیه السّلام) بود به خاطر حق و عدل و اسلام و فضايل على(علیه السّلام) بود؛ اگر «ميثم‏» عشقى سرشار و شگفت و عميق و زلال به مولا داشت‏ چون آن حضرت، كمال مجسم و تبلور اسلام و قرآن ناطق و عينيت دين بود. على دوستى ميثم، به حق‏ دوستى او بر مى‏گشت؛ حق ‏دوستى‏اش، به ايمان و عقيده و شناخت و بصيرت آن شهيد مصلوب، مربوط است. ميثم، فرزند يحيى بود. از سرزمين «نهروان‏» كه منطقه‏ اى ميان عراق و ايران است. بعضى او را ايرانى و از مردمان فارس دانسته‏ اند؛ او را «ابو سالم‏» هم مى‏خواندند. ميثم، علم تفسير قرآن را نزد على -عليه السلام فرا گرفت و از معارفى كه از آن حضرت آموخته بود كتابى تدوين كرد كه كتابش را پسرش از او روايت كرد. به همين جهت، ميثم يكى از مؤلفان شيعه به حساب مى‏آيد.
ميثم تمار، علاوه بر آن كه خود، مسلمانى فداكار و پاك و شيعه اى وفادار و خالص بود، خاندانش نيز از رجال و بزرگان‏ شيعه بودند. ميثم، شش پسر داشت و نوه هايي بسيار كه بطور عمده، آنان هم همچون پدر در صراط مستقيم حق و تبعيت از اهل‏ بيت و اعتقاد به ولايت و رهبرى امامان معصوم بودند و بيشتر آنان در شمار راويان احاديث ائمه ياد شده ‏اند. ائمه شيعه هم به ميثم و فرزندانش اظهار محبت ‏و علاقه كرده و از آنان تجليل مى كردند.براى كسى كه مرگ را عبور به دنيايى وسيعتر كه رنگ ابديت و جاودانگى دارد مى‏شناسد، اگر كارش نيكو و ايمانش متعالى باشد، انتقال به آن دنياى خوب، سعادتى عظيم است؛ بخصوص اگر پايان عمرش در اين دنيا به صورت «شهادت‏» باشد، كه حيات طيبه جاويد را در كنار صالحان و پيامبران و در جوار رضايت پروردگار به ارمغان مى‏آورد. ميثم، پيش از شهادت از آن با خبر بود و آن را از مولايش على(علیه السّلام) شنيده بود.
امام به ميثم تمار گفت: چه خواهى كرد آن روز، كه فرزند ناپاك بنى‏اميه - عبيدالله زياد از تو بخواهد كه از من تبرى و بيزارى بجويى؟
ميثم گفت: نه، به خدا سوگند، هرگز چنين نخواهم كرد!
امام: در غير اين صورت، به دارت آويخته و تو را مى‏كشند.
ميثم گفت: صبر و بردبارى خواهم كرد، اين در راه خدا چيزى نيست...
ميثم در كوفه، مورد احترام بود و شخصيت اجتماعى‏اش موقعيت او را از هر جهت، حساس كرده بود. از سفر حج ‏به سوى كوفه برمى‏گشت كه «ابن زياد» دستور دستگيرى او را قبل از رسيدن به شهر، صادر كرد. اين در حالى بود كه مسلم‏بن عقيل در كوفه به شهادت رسيده و تشنج و اضطراب، كوفه را فرا گرفته و شيعيان سرشناس و چهره‏ هاى برجسته هوادار اهل بيت، تحت تعقيب يا در زندان بودند و زمينه براى اعتراضها و شورشها فراهم بود.
ماموران، ميثم را به كوفه وارد كردند. به عبيدالله‏ بن زياد خبر دادند كه ميثم اسير و گرفتار شده است. در معرفي ميثم به ابن ‏زياد گفتند كه: او از نزديكترين و برگزيده ‏ترين ياران ابوتراب، على(علیه السّلام) است.
بيان حقايق و افشاگريهاى ميثم، در آن آخرين لحظه‏ هاى حيات و از بالاى دار اسارت، چنان مؤثر و تكان‏دهنده بود كه به «ابن‏ زياد» خبر دادند: اين بنده، شما را رسوا كرد. گفت: به دهانش لجام بزنيد. و ميثم، اولين كسى بود كه در راه اسلام بر دهانش لجام زده شد.
زبان افشاگر ميثم به خيانتها و فسادهاى بنى‏اميه را از كامش برآوردند و بر سر دار، جان پاك آن اسوه صبر و مقاومت و رشادت به افلاك شتافت و ميثم با روح بلندش معراجى والاتر را آغاز كرد؛ كه هم ‏اكنون هم، آن طيران معنوى ادامه دارد و با هر درودى كه از سوى خداجويان پاكدل و وارسته، نثار آن شهيد راه فضيلت مى گردد، مقام و رتبه‏ اش در فردوس اعلا و نزد پروردگار، بالاتر مى‏رود.به دار آويختن فرزانگان و غيور مردان به همان اندازه كه براى قدرتهاى خود كامه باطل، دليل ضعف و هراس از آشكار شدن حق و تابش نور فضيلت و راستى است؛ براى شهيدان مصلوب، سرمايه عزت و سند افتخار است. ميثم را به جرم حقگويى و حمايت از خط راستين علوى و سازش نكردن با سلطه جبارانه يزيدى به دار آويختند.
ميثم‏ يكپارچه تلاش و اشتياق بود. در راه تثبيت‏ حق و روشن نگاهداشتن مشعل حق و ارزشهاى اصيلى كه به خاموشى مى‏گراييد، جان بر كف و شهادت‏ طلب بود. او با وارستگى و ايمانى استوار و جهادى پايدار، رهروى راستين در مسير حق بود؛ مجاهدى سرشار از اخلاص و تجسمى والا از عقيده و جهاد بود. سزاوار است كه جويندگان حق و پويندگان راه پاكى كه ميثم به انجام رسانيد، به آن يگانه اقتدا كنند و در انديشه و كردار و در فكر و عمل، گام، جاى گام او بگذارند كه او «اسوه‏» بود.
سلام خدا و فرشتگان و پاكان بر «ميثم تمار»، كه هنوز هم چراغى روشن بر سر راه انسانيت است، نور مى‏دهد و «راه‏» مى‏نمايد. اينك مزار شهيد يك مشهد است و به شهادت ايستاده است. گواه پيروزى حق و شاهد رسوايى و نابودى باطل است. در سرزمين عراق در محلى ميان نجف اشرف و كوفه، بارگاهى است كه مدفن «ميثم تمار» است. بر سنگ مزارش نام ميثم به عنوان يار و مصاحب على - عليه السلام نوشته شده است.
 

چهارشنبه 11 خرداد 1390  8:35 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها