0

مصيبت به ز معصيت

 
rassool
rassool
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : تیر 1387 
تعداد پست ها : 471
محل سکونت : اصفهان

مصيبت به ز معصيت

پارسايي را ديدم بر کنار دريا که زخم پلنگ داشت و به هيچ دارو به نمي شد . مدتها در آن رنجور بود و شکر خداي عزوجل علي الدوام گفتي .پرسيدندش که شکر چه مي گويي ؟
گفت :شکر آنکه به مصيبتي گرفتارم نه به معصيتي .
گر مرا زار به کشتن دهد آن يار عزيز
تا نگويي که در آن دم غم جانم باشد .
گويم از بنده ي مسکين چه گنه صادر شد
کو دل آزرده شد از من ، غم آنم باشد
برگرفته از گلستان سعدي
منبع:مجله راه قرآن (ش21)
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد
من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم
پنج شنبه 4 تیر 1388  10:09 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها