0

کاش می شد

 
farhad1335
farhad1335
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : فروردین 1390 
تعداد پست ها : 269
محل سکونت : آذربایجان غربی

کاش می شد

 

کاش می شد
برهم از خوابت
رستن از تو
مرگ است
من به دنبال توام
تا سحر چشم به راه می مانم
نکند مهتاب بخوابد امشب
کاش می شد
برهم از خوابت
خواب تو
دره وهم آلود سکوتی است
که در آن قلب سردم
می پوسد
و همه هستی من
از بد این حادثه ها
من به دنبال توام
تا سحر چشم به راه می مانم
و سراغت را از تن
هر واهه ای از این امشب می گیرم
وتو را همچون یک ریشه ی داغ
ای که سیراب از این بد درد عطش
می جویم
آه ناگزیرم که تو را در پس هر شعر
بخوانم و بخوانم«درمان!»
شعر من بیمار است
کاش می شد برهم از خوابت

سه شنبه 27 اردیبهشت 1390  6:21 PM
تشکرات از این پست
karevane69
karevane69
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : دی 1389 
تعداد پست ها : 1355
محل سکونت : البرز

پاسخ به:کاش می شد

کاش میشد تا خدا پرواز کرد 

پای دل از بند دنیا باز کرد 

کاش میشد از تعلق شد رها 

بال زد همچون کبوتر در هوا 

کاش میشد این دلم دریا شود 

باز عشقی اندر او پیدا شود 

کاش میشد عاشقی دیوانه شد 

گرد شمع یار چون پروانه شد 

کاش میشد جان ز تن بیرون شود 

چشم از هجران او پر خون شود 

کاش میشد از خدا غافل نبود 

کاش در افکار بی حاصل نبود 

کاش میشد بر شیاطین چیره شد 

تا رها از بند با این شیوه شد 

کاش دستم را بگیرد توی دست 

تا شوم از دست او من مست مست 

کاش میشد مست باشم تا ابد 

سر بر آرم دست افشان از لحد 

کاش میشد تا که در روز جزا 

شاد باشم از عمل پیش خدا 

کاش میشد یک نفس دیدار یار 

تا شوم مدهوش ؛ گردم بیقرار 

کاش میشد با خدا شد همنشین 

جنت و دوزخ ؛ یا اندر زمین

یک شنبه 1 خرداد 1390  10:08 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها