0

:: داراي آن زمانه بي سر درون كرخه

 
khatamolanbeya
khatamolanbeya
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اسفند 1387 
تعداد پست ها : 97
محل سکونت : گیلان

:: داراي آن زمانه بي سر درون كرخه

هنگام جنگ داديم صدها هزار دارا
شد کوچه هاي ايران مشکين ز اشک سارا


سارا لباس پوشيد با جبهه ها اجين شد
در فکه و شلمچه دارا به روي مين شد
چندين هزار دارا بسته به سر سربند
با تکه تکه گشتند يا که اسير و در بند
ساراي ديگري در مهران شده شهيده
دارا کجاست ؟ او در اروند آرميده
دوخته هزار سارا چشمي به حلقه ي در
از يک طرف و ديگر چشمي ز خون دل تر


سارا سوال مي کرد دارا کجاست اکنون؟
ديدند شعله ها را در سنگرش به مجنون
خون گلوي دارا آب حيات دين است
روحش به عرش و جسمش مفقود در زمين است
در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا
در اين زمانه گشتند ده ها هزار  دارا
هنگام جنگ دارا گشته اسير و در بند
داراي اين زمانه با بنزش رود به دربند


داراي آن زمانه بي سر درون کرخه

ساراي اين زمانه دز کوچه با دوچرخه

در آن زمانه سارا با جبهه ها اجين شد
در اين زمانه ناگه چادر لباس جين شد

با چفيه اي که گلگون از خون صد چو داراست
سارا خود از براي جلب نظر بياراست



آن مقنعه ورافتاد جايش فوکول درآمد
سارا به قول دشمن از املي درآمد
دارا و گوشواره حقا که شرم دارد
در دستهايش امروز او بند چرم دارد


با خون و چنگ و دندان دشمن زخانه رانديم
اما به ماهواره تا خانه اش کشانديم
يا رب تو شاهدي بر اعمالمان يکايک
بدم المظلوم يا الله عجل فرجه وليک


جاي شهيد اسم خواننده روي ديوار
آنها به جبهه رفتند اينها شدند طلبکار!!!

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  1:40 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها