جای بررسی و پاسخی تحلیلی نیست، در یك كلمه می گویم گرچه تعداد اهل قلم و نویسنده حرفهای در ایران زیاد نیست، اما درصد بسیار قابل توجهی از ایرانیان مستعد خلاقیت و نویسندگی هستند و افزایش بسیار بالای تعداد نویسندگان در 20 سال اخیر ـ بعد از اتمام دوران دفاع مقدس ـ شاهد زنده این ادعاست.
اما موضوع اصلی بررسی من در این نوشته كوتاه و به بهانه بیست و چهارمین نمایشگاه كتاب تهران كه همراه با نمایش توانمندیهای ما در حوزه نشر مكتوب است، ارزیابی ثروت ملی ما در عرصه سوژهها و موضوعاتی است كه بالقوه از موضوعات بسیار مناسب برای نویسنده است تا بتواند اثری جاذب، جالب و خواندنی خلق كند.
اگر از سال 1356 تاكنون را كه حدود 34 سال میشود بازنگری كنیم، در مییابیم سوژههای بزرگ و جاذب فراواني در دست داریم كه نتیجه آن دست پر نویسندگان و خالقان آثار خصوصا آثار ادبی ـ هنری است كه شاید بتوان ادعا كرد كمتر ملتی در جهان پیدا می شود كه ظرفیت سوژههای قابل تبدیل به كتاب در آن جامعه به غنای موضوعات و سوژههای ما و به تنوع و تكثر و فراز و نشیب تاریخ سی و چند ساله ملت ایران باشد.
آخرین سال حكومت پهلوی و دغدغه این كه آیا ملت بر طاغوت پیروز می شود و دهها دغدغه دیگر، سپس پدیده بینظیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران و آن گاه سالهای اولیه استقرار جمهوری اسلامی و برنامههای سنگین شیاطین بینالمللی برای به زانو در آوردن امام(ره) و امت امام(ره)، دوران 8 ساله جنگ و فراز و نشیبهای آن در ابعاد نظامی، اقتصادی، تحریمها، وحدت دشمنان خارجی، وضعیت خانوادههای ایرانی در این دوران، تبعات انسانی جنگ بر اقشار مختلف ایران و جایگاه شهیدان، جانبازان، آزادگان و رزمندگان و...
همچنین ابعاد تهاجم فرهنگی دشمن در دوران رهبری «آقا» و ابعاد تحریمهای علمی، سیاسی، اقتصادی و تهدیدهای مستمر و مكرر ایران به حمله نظامی و از سوی دیگر تلاش های علمی ایرانیان وفادار به آرمانهای شهیدان در عرصه هستهای، اختراعات، ابتكارات و نوآوریهای پزشكی، نانو، بیو، فناوریهای آیتی و ارتباطات و سایر رشته های علوم و در جانب دیگر فضاهای سیاسی متكثر و متنوع سازندگی، اصلاحطلبی، اصولگرایی از حرف تا عمل و گرایشات راست و چپ و تند و كند و سنتی و رادیكال و ریزشها و رویشهای نیروهای انقلابی و تحول روحی در جوانان و ارتقای آنان و از سوی دیگر فتنه سال 88 و توسعه عرفانهای دروغین و كاذب و از پا درآوردن بخشی از نیروهای فعال جامعه و دور كردن آنان از فرهنگ عاشورایی و مهدوی و... .
به اعتقاد من در جامعه ایران آثار خوب خواننده دارد و نباید دائم از كم بودن سرانه مطالعه شاكی باشیم.
چه بسیارند آثاری كه چاپهای مكرر و بسیار زیاد آنها، گواه استقبال عمومی از آنهاست كه در مورد معدودی از كتب تعداد چاپها به بیش از 100 چاپ می رسد ؛ همین روزها خبر چاپ يكصد و چهل و ششم كتاب «خاكهای نرم كوشك» را شنیدم و چه شگفت كه همزمان با مراسم تشییع شهید برونسی هم بود كه این كتاب درباره اوست.
بنابراین نویسنده داریم، موضوع داریم، خواننده هم داریم و البته نیاز به توسعه كتابخوانی هم قابل انكار نیست.
جنبشهای مردمی منطقه هم متاثر از فرهنگ جهاد و مقاومت در ایران است و چشم مردم دهها كشور به تجربه مقاومت در ایران دوخته شده است و آنان نیز علاقهمندان آثار ایرانیاند و اینجاست كه جا دارد از خود بپرسیم ما را چه شده است كه نتوانستهایم كتابهای قابل توجه زیادی برای عموم ملت ایران و علاقهمندان به انقلاب ایران در سراسر جهان عرضه كنیم؟
مگر نسل ما شاهد شخصیت بینظیر تاریخی بزرگی به نام امام روحالله(ره) نبوده است؟! اگر در عرصه قلم و خلق كتاب نتوانیم آثاری در تراز امام و انقلاب و شهیدان ارائه كنیم؟ اگر نتوانیم آثار ماندگاری برای نسلهای آینده خلق كنیم؟ اگر جامعه ایرانی كه در تاریخ خود مفاخر ملی بزرگی دیده است نتواند در این نسل نویسندگان بزرگ و جاودانهای كه تاریخ آینده را تحت تاثیر خود قرار دهد به جهان تحویل بدهد، چه كسی غیر از خودمان مقصر است؟
گر گدا كاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟
بیاییم در سال جهاد اقتصادی توقع خودمان را از خودمان بالاتر ببریم، به كارهای كوچك دل خوش نكنیم، اهداف بلند و متعالی پیش روی خود ببینیم و در تراز ملتی كه پیشینه افتخارآمیز، عاشورا را پشت سر دارد و دلبسته ظهور مصلح كل است كه همه جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد. در چنين ترازي بايد به رسالت تاريخي خود عمل كرده باشيم.
كدامند انسانهایی كه امروز زندگی میكنند و در آینده همچون بوعلی سینا، حافظ، فردوسی، ملاصدرا و امامخمینی( ره )ها شناخته خواهند شد.
پیامبر اسلام و امام معصوم نمیتوان شد، قرآن نمیتوان نوشت، حدیث معصوم نمیتوان خلق كرد اما مگر دهها و صدها مولف، فیلسوف، فقیه، مفسر، شاعر، دانشمند و شخصیتهای بینالمللي دیگری كه از ایران برخاستند از مردم نسل امروز ما چه چیزی بیشتر داشتهاند كه نتوانیم پا جای پای آنها بگذاریم و آثار ماندگار خلق نكنیم.