0

هديه کريسمس

 
samsam
samsam
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 50672
محل سکونت : یزد

هديه کريسمس

اين داستان دو دلداده جوان به نام های دللا Dellaو جيمJimاست که هر چند بی چيز و فقير بودند، اما همديگر را ديوانه وار دوست داشتند.

دللا با رسيدن عيد کريسمس به فکر خريد هديه ای برای همسرش جيم می افتد. او خيلی وقت پيش در نظر داشت برای ساعت همسرش يک زنجير زيبا بخرد چرا که جيم آن ساعت را خيلی خيلی دوست داشت. با وجود اين ، شب عيد فکری به ذهن دللا خطور می کند . او تصميم مي گيرد موهای زيبايش را بفروشد و برای جيم زنجير را بخرد.

دللا شب عيد در حالی به خانه بر می گردد که بسته کادوپيچی شده در دستش بود و محتوای آن هم زنجيری بود که برای ساعت دوست داشتنی جيم خريد بود.به ناگاه نگرانی سراپای وجود دللا را فرا می گيرد. او می دانست که جيم فوق العاده موهای همسرش را دوست دارد و از اين رو نمی دانست عکس العمل جيم چه خواهد بود.

دللا از آخرين پله ها هم بالا می رود و در را که باز می کند، از ديدن شوهرش که در خانه منتظر او بود تعجب می کند. بسته کادوئی هم در دست جيم بود که معلوم بود هديه شب عيد او برای همسرش است.

موقعی که دللا روسری خود را از سر بر می دارد، جيم متوجه موهای کوتاه او می شود و اشک در چشمانش حلقه می زند اما هيچ حرفی نمی زند و در حالی که بغض گلويش را می بلعدهديه خود را به طرف دللا دراز می کند.

موقعی که دللا کادو را باز می کند نمی تواند آنچه را که می بيند باور کند چرا که داخل بسته يک جفت شانه زيبای نقره نشان بود که برای موهای بلند زيبای او خريده بود.

حال نوبت جيم بود، وقتی جيم کادوی خود را باز می کند در عين ناباوری می بيند که دللا برای ساعتی که او بسيار دوست داشت يک زنجير زيبا خريده است و برای همين موضوع هم موهای خود را فروخته است اما متاسفانه جيم برای خريد شانه ها، ساعت خود را گرو گذاشته بود.

چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا  2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا  3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا  4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا

پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com

تالارهای تحت مدیریت :

مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه

 

سه شنبه 14 اردیبهشت 1389  6:45 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها