0

سيري در انديشه ها ي فقيه اند يشمند مرحوم حاج شيخ نعمت الله صالحي نجف آبادي

 
m_salehy
m_salehy
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آبان 1388 
تعداد پست ها : 443
محل سکونت : اصفهان

سيري در انديشه ها ي فقيه اند يشمند مرحوم حاج شيخ نعمت الله صالحي نجف آبادي

سيري در انديشه ها ي فقيه اند يشمند مرحوم حاج شيخ نعمت الله صالحي نجف آبادي

* تولد :  1302 شمسي – نجف آباد

* شاگرد اساتيدي چون : آيه الله بروجردي – آيه الله سيد محمد داماد – آيه الله حاج آقا رحيم ارباب – امام خميني و علامه طباطبايي

* مجتهد متفكر و منتقد

* داراي كتب فراوان فقهي – تاريخي – تفسيري و پژوهشي نوين

* مبارز و سياسي  همرزم امام و آيه الله منتظري

* وفات : ارديبهشت 1385 شمسي - تهران

 

الف ) آ يه الله حاج شيخ نعمت الله صالحي فقيه نوانديش و ژرف نگري بودند كه مي توان به بعض ويژگي هاي خاص ايشان چنين اشاره كرد :

 

1-     اصل در منابع اخذ احكام را قرآن مي دانست كه بايستي با توجه به عقل سليم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسير گردد .

2-     احاديث را با قرآن و سپس عقل سليم مي سنجيد و اگر مغاير مي يافت ؛ كنار مي گذاشت .

3-     احاديث را به صرف اينكه راوي آن معتبر است معتبر نمي دانست ؛ چه بسا كه غاليان ( صاحبان تفكر افراطي و غلوآميز در مورذ ائمه (ع) ) ، آنها را در بين احاديث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) وارد كرده و سپس نسل به نسل به ما رسيده است .

4-     به علما و فقهاي پيشين ؛ بعنوان انديشمنداني صاحب نظر نگاه مي كرد نه به عنوان مراد و منقاد .

5-     پس از رسيدن به يك نظر قطعي ؛ در ارائه آن ملاحظه نظرهاي مخالف متقدمين و معاصرين را نمي كرد .

6-     در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سني و شيعي و آراي تاريخي مورخان و محدثان و فقها  و حتي فقه اهل سنت ، سركشي و توجه عميق داشت .

7-     در بررسي تاريخ و زندگي نامه بزرگان از پيامبران و امامان به تمام آراي مورخان از فرق و اديان مربوطه و هم چنين سلسله وقايعي كه منطقا مي توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض هاي قومي و تاريخي ؛ توجه دقيق مي كرد .

8-     بشدت معتقد بود كه بسياري از آرائ  علما و مورخين ( چه شيعي و چه سني ) ناشي از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده كه بايستي در برخورد با آن آرا و يا احاديث به اين امر دقت دو چندان شو د .

9-     در ارائه نظر فقهي ؛ به عملي و منطقي بودن و سهولت آن و همچنين اعتبار و عزت و كرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .

10- سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقيقات ايشان جمله معروف " حيات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ايكه معتقد بود هر كس هر نظري در مورد مسائل فقهي ؛ اعتقادي ؛ سياسي و فرهنگي دارد ؛ بايد اظهار كند تا بدين وسيله يك نظر پا برجا بماند . در حقيقت انسان بايد چيزي بنويسد كه در جامعه موج ايجاد كند تا بدين صورت جامعه به پويايي و جنبش بيفتد .

 

ب ) ذيلا قطره اي از درياي عميق تفقه و تحقيق و آراي ايشان آورده شده است :

 

1-     دين از نظر خداوند يكي است كه داراي سه اصل نظري و عملي " اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح " مي باشد كه همه پيامبران داعيه آن بوده اند و اگر كسي ( چه مسلمان – چه مسيحي – چه كليمي و چه صائبي ) واجد اصول و شرايط فوق باشد در آخرت رستگار است .

( ص 182 كتاب مجموعه مقالات )

2-     براي پاك كردن يك چيز نجس ؛ امحائ عين نجاست كافيست ؛ در ضمن آب كر و قليل يك حكم دارند .

( ص 128 و 150  كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )

3-     كفار به صرف كافر بودن ؛ نجس نيستند .

( ص 198 به بعد  كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )

4-     قرآن در شب قدر ؛ نمي توانسته به يكباره نازل شده باشد و اعتقاد به دو نزول دفعي و تدريجي صحيح نيست .

( ص 322 – 333 – 338 و 345 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

5-     امام علي (ع)  در محراب بشهادت نرسيده ؛ بلكه در ورودي مسجد هنگام حضور براي نماز صبح ضربت مي خورند.

( ص 122 كتاب مجموعه مقالات )

6-     جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي ؛ توسط بسياري از مداحان و يا تفاسير افراطي بعض از علما با استفاده از روايات مسئله دار و نا صحيح ؛  ناشي از افراط در دلباختگي ( غلو ) به ائمه بوده كه اين گروه در تخريب شخصيت و اعتبارائمه  كمتر از دشمنان آنها  بي اثر نبوده كه بيشتر هم اثر گذار بوده و هستند . ( و همچنين غاليان سني در ارائه تفاسير و تبليغ افراطي از مذاهب و امامان خود ) .

( كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )

7-     خطاب پيامبر(ص) در آيه مودت در قرآن كريم ؛ نيكي و محبت به ذوي القربي ( 5 تن آل عبا ) نبوده ؛ بلكه خطاب به خويشان خود در قريش ( در مكه ) بوده است ؛ كه " حرمت  خويشاوندي را رعايت كرده و بگذارند ايشان رسالتش را انجام دهد " .

 ( ص 166 كتاب قضاوت زن در اسلام )

8– حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد .

اصلی و صحیح ، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد .

جعلی و بی اعتبار ، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده و معمولا در مجالس خوانده می شود ، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد .

جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی ( صاحب مفاتیح ) نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری و اربعین امام حسین (ع) ) این روایت را که در زمان ما شایع شده بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ،  آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند .

( ص 94 و 95 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

9 – در رابطه با حکم مرتد ، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :

آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟

اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ، عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .

فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .

با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .

( ص 113و 114 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )

 

10- اگر شخصي ( چه سني و چه شيعه ) مطابق مذهب خود و بر اسا س فتواي مجتهد خود عمل كند مجزي بوده و عتاب نخواهد شد .

( ص 167 كتاب مجموعه مقالات )

11- بايد تلاش همه جانبه و پيگيري براي تحرك بخشيدن به فقه شروع شود و فقه را بايد بگونه اي بازسازي كرد كه از حالت عدم توانايي اداره جامعه بيرون آيد . لذا قبل از هر كار بايد ابواب مختلف فقه ، تخصصي شود . از طرف دیگر اجتهاد در مسائل فقهي نبايد بگونه اي انجام شود كه نتيجه اش با اصول علمي قطعيت يافته ، در تضاد باشد و نبايد به صورتي ارائه شود كه دانشمندان حقيقت جو را از هر فرقه و ديني نسبت به فقه اسلام و نهايتا اصل اسلام بي رغبت كند .

 

( كتاب  پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي  - فصل چهارم )

12- امام حسين براي تشكيل حكومت اسلامي و اصلاح جامعه قيام كرد ؛ نه براي شهادت خود و يا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولي وقتي در كربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرين قطره خون را به ذلت تسليم در برابر خواسته هاي يزيد ترجيح داد و شهادت را پذيرفت .

( كتاب شهيد جاويد يا قيام امام حسين (ع))

13- امام معصوم و حتي شخص پيامبر هرگز از همه غيب آگاه نبوده  بلكه علم امام اندازه معيني دارد كه بيش از آن نمي داند ؛ آنهم به لطف و اجازه خدا .

( ص 244 و 284 كتاب قضاوت زن در اسلام )

 

14- هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند . ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد . 

( کتاب ولایت فقیه  حکومت صالحان )

 

15- عبارت " اکثر الناس لایعلمون " در قرآن مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی و عبارت " اکثرهم لایعقلون " مربوط به کارهای ضد فضیلت است و هیچکدام مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .

( کتاب ولایت فقیه  حکومت صالحان )

 

16- امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد . به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .

در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) منزوي بود . ولي انزوا به معناي خانه نشيني و قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .

( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام )

17- در سوره يوسف (ع)  عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدين منظور نبوده كه ؛ زليخا براي يوسف اظهار تمايل و آمادگي كرده و يوسف نيز تمايل به زليخا پيدا كردند ؛ بلكه منظور اين است كه وقتي زليخا ( در قسمت قبل آيه ) اعلام آمادگي كرد و يوسف نپذيرفت ؛ چنان خشمگين شد كه به يوسف حمله كرد و اگر خداوند ايشان را حفظ نمي كرد او نيز به زليخا حمله مي نمود .

( ص 66 كتاب جما ل انسا نيت يا تفسير سوره يوسف (ع) )

 

محمد صالحي

منبع : http://mahsan.parsiblog.com /

 

 

 

یک شنبه 12 اردیبهشت 1389  1:06 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها