سيري در انديشه ها ي فقيه اند يشمند مرحوم حاج شيخ نعمت الله صالحي نجف آبادي
*
تولد : 1302 شمسي – نجف آباد
*
شاگرد اساتيدي چون : آيه الله بروجردي – آيه الله سيد محمد داماد – آيه الله حاج آقا رحيم ارباب – امام خميني و علامه طباطبايي
*
مجتهد متفكر و منتقد
*
داراي كتب فراوان فقهي – تاريخي – تفسيري و پژوهشي نوين
*
مبارز و سياسي همرزم امام و آيه الله منتظري
*
وفات : ارديبهشت 1385 شمسي - تهران
الف )
آ يه الله حاج شيخ نعمت الله صالحي فقيه نوانديش و ژرف نگري بودند كه مي توان به بعض ويژگي هاي خاص ايشان چنين اشاره كرد :
1-
اصل در منابع اخذ احكام را قرآن مي دانست كه بايستي با توجه به عقل سليم ( مشرف به علوم مربوطه ) تفسير گردد .
2-
احاديث را با قرآن و سپس عقل سليم مي سنجيد و اگر مغاير مي يافت ؛ كنار مي گذاشت .
3-
احاديث را به صرف اينكه راوي آن معتبر است معتبر نمي دانست ؛ چه بسا كه غاليان (
صاحبان تفكر افراطي و غلوآميز در مورذ ائمه (ع)
) ، آنها را در بين احاديث مستند به اصحاب خاص ائمه (ع) وارد كرده و سپس نسل به نسل به ما رسيده است .
4-
به علما و فقهاي پيشين ؛ بعنوان انديشمنداني صاحب نظر نگاه مي كرد نه به عنوان مراد و منقاد .
5-
پس از رسيدن به يك نظر قطعي ؛ در ارائه آن ملاحظه نظرهاي مخالف متقدمين و معاصرين را نمي كرد
.
6-
در ارائه نظر ؛ به تمام منابع سني و شيعي و آراي تاريخي مورخان و محدثان و فقها
و حتي فقه اهل سنت
، سركشي و توجه عميق داشت .
7-
در بررسي تاريخ و زندگي نامه بزرگان از پيامبران و امامان به تمام آراي مورخان از فرق و اديان مربوطه و هم چنين سلسله وقايعي كه منطقا مي توانسته رخ داده باشد بدون دخالت دادن حب و بغض هاي قومي و تاريخي ؛ توجه دقيق مي كرد .
8-
بشدت معتقد بود كه بسياري از آرائ علما و مورخين ( چه شيعي و چه سني ) ناشي از غلو در محبت آنها به امامان و بزرگانشان بوده كه بايستي در برخورد با آن آرا و يا احاديث به اين امر دقت دو چندان شو
د .
9-
در ارائه نظر فقهي ؛ به عملي و منطقي بودن و سهولت آن و همچنين اعتبار و عزت و كرامت اسلام و قرآن توجه خاص داشت .
10-
سر لوحه تمام بحث ها ؛ نقدها و تحقيقات ايشان جمله معروف " حيات العلم بالنقد و الرد " بود . بگونه ايكه معتقد بود هر كس هر نظري در مورد مسائل فقهي ؛ اعتقادي ؛ سياسي و فرهنگي دارد ؛ بايد اظهار كند تا بدين وسيله يك نظر پا برجا بماند .
در حقيقت انسان بايد چيزي بنويسد كه در جامعه موج ايجاد كند تا بدين صورت جامعه به پويايي و جنبش بيفتد .
ب )
ذيلا قطره اي از درياي عميق تفقه و تحقيق و آراي ايشان آورده شده است :
1-
دين از نظر خداوند يكي است
كه داراي سه اصل نظري و عملي
" اعتقاد به خدا " – " اعتقاد به معاد " و " عمل صالح "
مي باشد كه همه پيامبران داعيه آن بوده اند و
اگر كسي ( چه مسلمان – چه مسيحي – چه كليمي و چه صائبي ) واجد اصول و شرايط فوق باشد در آخرت رستگار است .
( ص 182 كتاب مجموعه مقالات )
2-
براي پاك كردن يك چيز نجس ؛ امحائ عين نجاست كافيست ؛ در ضمن آب كر و قليل يك حكم دارند
.
( ص 128 و 150 كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
3-
كفار به صرف كافر بودن ؛ نجس نيستند .
( ص 198 به بعد كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي )
4-
قرآن در شب قدر ؛ نمي توانسته به يكباره نازل شده باشد و اعتقاد به دو نزول دفعي و تدريجي صحيح نيست
.
( ص 322 – 333 – 338 و 345 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
5-
امام علي (ع) در محراب بشهادت نرسيده ؛ بلكه در ورودي مسجد هنگام حضور براي نماز صبح ضربت مي خورند.
( ص 122 كتاب مجموعه مقالات )
6-
جريان خرافه گويي و غلو پردازي به نام دين و مذهب در مراسم مذهبي ؛ توسط بسياري از مداحان و يا تفاسير افراطي بعض از علما با استفاده از روايات مسئله دار و نا صحيح ؛ ناشي از افراط در دلباختگي ( غلو ) به ائمه بوده كه اين گروه در تخريب شخصيت و اعتبارائمه كمتر از دشمنان آنها بي اثر نبوده كه بيشتر هم اثر گذار بوده و هستند .
( و همچنين غاليان سني در ارائه تفاسير و تبليغ افراطي از مذاهب و امامان خود ) .
( كتاب غلو – درآمدي بر افكار و عقايد غاليان در دين )
7-
خطاب پيامبر(ص) در
آيه مودت
در قرآن كريم ؛
نيكي و محبت به ذوي القربي
( 5 تن آل عبا )
نبوده
؛ بلكه خطاب به خويشان خود در قريش ( در مكه ) بوده است ؛ كه " حرمت خويشاوندي را رعايت كرده و بگذارند ايشان رسالتش را انجام دهد " .
( ص 166 كتاب قضاوت زن در اسلام )
8– حدیث کسایی که در مفاتیح و تاریخ روایی ما وجود دارد ، دارای دو نقل " اصل و صحیح " و دیگری " جعلی و بی اعتبار " می باشد .
اصلی و صحیح
، آنست که متنی کوتاه داشته و خالی از عبارات غلوآمیز می باشد .
جعلی و بی اعتبار
، آنست که در انتهای مفاتیح الجنان آورده شده
و معمولا در مجالس خوانده می شود
، که از نظر روایی توسط یک فرد شیعی افراطی غالی مسلک و کم مایه جعل شده تا به خیال خود مقام اصحاب کسا را بالا ببرد .
جالب اینجاست که مرحوم محدث قمی ( صاحب مفاتیح ) نیز در کتاب منتهی المال ( در هنگام نقل داستان جابر انصاری و اربعین امام حسین (ع) ) این روایت را که در زمان ما شایع شده بی اعتبار می داند . و این در حالیست که برخلاف نظر ایشان ، آنرا در انتهای کتاب مفاتیح ، در چاپ های پس از او اضافه کرده اند .
( ص 94 و 95 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
9 –
در رابطه با حکم مرتد
، از فقهایی که فتوا به قتل مرتد می دهند می پرسیم که :
آیا مقصودشان از ارتداد ، تغییر عقیده است یا چیز دیگر ؟
اگر مقصود تغییر عقیده است می گوئیم : تغییر عقیده یک امر اختیاری نیست ، زیرا مقدمات آن که فراهم شد بطور قهری و بی اختیار ، عقیده تغییر می کند و این در اختیار انسان نیست و چیزی که در اختیار انسان نیست تکلیف به آن تعلق نمی گیرد .
فرض که مسلمانی نوشته ای تاثیر گذار در باره انکار یکی از عقاید اسلامی بخواند و چون قدرت علمی بالایی ندارد پاسخی نمیابد و در نتیجه عقیده اش تغییر می کند و نمی تواند جلو آنرا بگیرد ، آیا می توان او را در مقابل این تغییر عقیده مستحق مجازات دانست آنهم اعدام ؟ در حالیکه در قرآن آمده است : لایکلف الله نفسا الا وسعها .
با توجه به این توضیح ، مجازات چنین شخصی برخلاف عدالت و تکلیف مالایطاق و مخالف آیه مزبور است .
( ص 113و 114 كتاب حديث هاي خيالي در مجمع البيان )
10- اگر شخصي ( چه سني و چه شيعه ) مطابق مذهب خود و بر اسا س فتواي مجتهد خود عمل كند مجزي بوده و عتاب نخواهد شد .
( ص 167 كتاب مجموعه مقالات )
11-
بايد تلاش همه جانبه و پيگيري براي
تحرك بخشيدن به فقه
شروع شود و فقه را بايد بگونه اي بازسازي كرد كه از حالت عدم توانايي اداره جامعه بيرون آيد .
لذا قبل از هر كار بايد ابواب مختلف فقه ، تخصصي شود . از طرف دیگر
اجتهاد در مسائل فقهي نبايد بگونه اي انجام شود كه نتيجه اش با اصول علمي قطعيت يافته ، در تضاد باشد
و نبايد به صورتي ارائه شود كه
دانشمندان حقيقت جو را از هر فرقه و ديني نسبت به فقه اسلام و نهايتا اصل اسلام بي رغبت كند .
( كتاب پژوهشي جديد در چند مبحث فقهي - فصل چهارم )
12-
امام حسين براي تشكيل حكومت اسلامي و اصلاح جامعه قيام كرد ؛ نه براي شهادت خود و يا به اسارت رفتن خانواده ؛ ولي وقتي در كربلا در محاصره قرار گرفت ؛ نبرد تا آخرين قطره خون را به ذلت تسليم در برابر خواسته هاي يزيد ترجيح داد و شهادت را پذيرفت .
( كتاب شهيد جاويد يا قيام امام حسين (ع))
13-
امام معصوم و حتي شخص پيامبر هرگز از همه غيب آگاه نبوده
بلكه علم امام اندازه معيني دارد كه بيش از آن نمي داند ؛
آنهم به لطف و اجازه خدا .
( ص 244 و 284 كتاب قضاوت زن در اسلام )
14-
هیچ دلیلی وجود ندارد که فقها به طور عموم و یا فقیه خاصی از طرف خدا به ولایت منصوب شده و مردم حق انتخاب ندارند
. ولی فقیه نایب مردم است نه نایب امام زمان (عج) و به نمایندگی از مردم مدیریت جامعه را به عهده می گیرد .
( کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
15-
عبارت "
اکثر الناس لایعلمون
" در قرآن مربوط به مسائل غیبی و ماورائ طبیعی و عبارت "
اکثرهم لایعقلون
" مربوط به کارهای ضد فضیلت است و
هیچکدام مربوط به رای اکثریت در مسائل اجتماعی نیست .
( کتاب ولایت فقیه حکومت صالحان )
16-
امام علي ( ع ) در دوره 25 سال بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه ابوبكر و عمر و عثمان در مصدر حكومت بودند ، جزو اپوزيسيون بوده و مي خواهد راهنمايي كند و جلو اشتباهات را بگيرد . به حكومت معترض است ولي نه اعتراض خصمانه ، بلكه اعتراض خيرخواهانه و مصلحانه ، براي اينكه به حركت تكاملي جامعه كمك كند .
در آن دوران كه 3 خليفه اول حاكم بودند ، علي ( ع ) منزوي بود . ولي انزوا به معناي خانه نشيني و قهر نبوده ، بلكه به معناي اين بود كه حكومت در دستش نبود ، اما در عين حال برخوردش با حكومت كه مديريت جامعه در دستش است بگونه اي بود كه بايستي مورد بازبيني دقيق قرار گيرد .
( كتاب قضاوت زن در فقه اسلامي – مقاله اپوزيسيون در صدر اسلام
)
17-
در سوره يوسف (ع) عبارت " لقد همت به و هم بها .. " ؛ بدين منظور نبوده كه ؛ زليخا براي يوسف اظهار تمايل و آمادگي كرده و يوسف نيز تمايل به زليخا پيدا كردند ؛ بلكه منظور اين است كه وقتي زليخا ( در قسمت قبل آيه ) اعلام آمادگي كرد و يوسف نپذيرفت ؛ چنان خشمگين شد كه به يوسف حمله كرد و اگر خداوند ايشان را حفظ نمي كرد او نيز به زليخا حمله مي نمود .
( ص 66 كتاب جما ل انسا نيت يا تفسير سوره يوسف (ع) )
محمد صالحي
منبع :
http://mahsan.parsiblog.com
/