0

روابط ايران و چين، سياست‌هاي واشنگتن عليه ايران را بي‌اثر كرده است

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

روابط ايران و چين، سياست‌هاي واشنگتن عليه ايران را بي‌اثر كرده است

خبرگزاري فارس: روابط ايران و چين مانعي براي تلاش هاي بين المللي براي انزواي ايران به منظور توقف برنامه هسته اي اين كشور محسوب شده و سياست هاي واشنگتن در قبال تهران را بي اثر كرده است.

به گزارش خبرنگار ديپلماسي عمومي و جنگ نرم خبرگزاري فارس، انديشكده "امريكن اينترپرايز " در اين مقاله به قلم "مايكل مازا " در تحليلي با عنوان "روابط ايران و چين: ارزيابي و پيچيدگي هاي آن براي سياست آمريكا " عنوان كرد: چنين روابط صميمانه اي مانعي براي تلاش هاي بين المللي براي انزواي ايران و فشار بر رهبران آن براي توقف برنامه هسته اي اين كشور محسوب شده و سياست هاي واشنگتن در قبال تهران را بي اثر كرده است.



در ادامه اين تحليل درباره ماهيت رابطه ايران و چين و معناي آن براي آمريكا توضيح مي دهد: روابط ايران و چين چالش مهمي در تلاش هاي بين المللي براي انزواي ايران و فشار بر رهبرانش براي توقف برنامه هسته اي اين كشور محسوب مي شود. چين به توسعه روابط تنگاتنگ خود با جمهوري اسلامي كه با دليل برنامه هسته اي خود، نفوذ آن در عراق و افغانستان و روابط گرم اين كشور با حماس و حزب الله كه تهديدي براي اسرائيل محسوب مي شوند، ادامه داده است. چين همچنان به ايران اسلحه مي فروشد، روابط اقتصادي گسترده خود را با اين كشور حفظ كرده و از حكومت ايران در شوراي امنيت سازمان ملل حمايت مي كند. همه اين اقدامات منجر به بي اثر كردن سياست هاي واشنگتن در قبال ايران شده است. اگرچه حمايت چيني ها از حكومت ايران قطعا حكام آمريكايي را نگران كرده است اما به روابط آمريكا و چين ضربه اي وارد نمي كند. چين تا حد امكان از ايران حمايت كرده و انتظار جبران آن را از سوي تهران ندارد.



* چين از ايران براي به چالش كشاندن سياست هاي آمريكا در منطقه استفاده مي كند



به نظر مي رسد كه چين، ايران را به عنوان يك حصار كارآمد در برابر سياست هاي خصمانه آمريكا مي بيند. چنين روابطي به هر دو طرف سود مي رساند. ايران علاوه بر اهداف سياسي و راهبرديش در منطقه، داراي اقتصاد خوبي نيز هست. در عين حال، پكن مي تواند از تهران براي گرفتار كردن آمريكا در باتلاق منطقه استفاده كند و توانايي خود را براي به چالش كشيدن سياست آمريكا خارج از منطقه آسيا و اقيانوسيه نشان دهد. چين مايل نيست همپاي آمريكا در مناطق مختلف وارد شود و به كمك ايران مي تواند رهبري خود را اثبات كرده و نشان دهد كه بدون به چالش كشيدن رهبران آمريكايي در آسيا و اقيانوسيه قدرت رقابت با آمريكا را دارد. روابط ايران و چين براي آمريكا مشكل آفرين است نه تنها به خاطر اينكه سياست واشنگتن درباره ايران را به چالش مي كشد بلكه به دليل آنكه نتيجه نهايي چالش ايران تبعات گسترده تري براي رهبري و اعتبار آمريكا در جهان دارد.



* ايران و چين مشتركات بسياري دارند



سابقه كهن روابط تاريخي ايران و چين مبنايي براي توسعه بيشتر روابط دو كشور محسوب مي شود. هر دو كشور مهد دو تمدن جهاني بسيار كهن هستند: تمدن هايي كه از زمان احداث جاده ابريشم در قرن دوم پيش از ميلاد به صورت هاي مختلفي با يكديگر در رابطه اي تنگاتنگ قرار داشته اند.آنها نه تنها داراي تاريخي مشترك هستند بلكه همچنين داراي اين احساس مشترك هستند كه از سوي غرب قرباني شده، مورد استهزا قرار گرفته و از سوي قدرت هاي بزرگ از صحنه سياست هاي منطقه و جهان به كنار رانده شده اند. رهبران هر دو كشور همچنان در اظهارات خود از قرباني شدن توسط كشورهاي غربي سخن مي گويند و اين نقطه اشتراك خوبي براي روابط بين ايرانيها و چيني هاست.



* ايران و چين خواستار ايجاد جهاني چندقطبي هستند



چين و ايران هر دو از كشورهايي هستند كه به نظم جهاني تحت سلطه آمريكا اعتراض دارند و تلاش دارند جهان چند قطبي ايجاد كنند كه در آن از نفوذ آمريكا خبري نباشد. لي پنگ، نخست وزير چين در ديدار خود از ايران در سال 1991 در اين باره با رسانه هاي ايراني صحبت كرد. وي گفت: "ما با تسلط آمريكا يا يك اقليت بر جهان و با ايجاد نظم نوين جهاني از سوي آمريكا در روابط بين الملل مخالفيم و در اين باره كاملا با جمهوري اسلامي ايران همسو هستيم. " هو جينتائو، نخست وزير كنوني چين در ژوئن سال 2009 براين امر البته به صورتي نرمتر صحه گذاشت و گفت: "تهران و پكن بايد به يكديگر در مديريت تحولات جهاني به نفع ملت هايشان كمك كنند، در غير اين صورت همان افرادي كه مشكلات كنوني در جهان را به وجود آورده اند بار ديگر بر جهان حكومت خواهند كرد. " محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران نيز در موارد مختلف به ايجاد "نظم جديد جهاني " اشاره كرده است. اين هدف راهبردي مشترك به تسريع در تحكيم روابط تهران-پكن در سالهاي اخير كمك كرده است.



* اقتصاد چين به نفت ايران وابسته است



البته چنين روابطي تنها بر پايه نگراني ها و يا اهداف مشترك بنا نشده و منافع دو كشور را عملا برآورده مي كند. چين در سال 2009 بيش از 50 درصد از نفت مصرفي خود را وارد كرد. ايران به يكي از بزرگترين منابع تامين كننده اين نفت وارداتي تبديل شده و در سال 2009 حدود 11 درصد از واردات نفت چين از اين كشور بوده است. صادرات نفت خام ايران به چين همچنان مسئله اي حياتي محسوب مي شود كه اقتصاد چين به آن وابسته است.


آمريكا ممكن است به رابطه چين با حكومت ايران در مورد انرژي نگران باشد اما پكن اعلام كرده كه گزينه ديگري پيش رو ندارد. سوزان شرك، دستيار سابق معاون وزير خارجه آمريكا در امور شرق آسيا و اقيانوسيه مي گويد: "چين به عنوان كشوري كه دير وارد بازارهاي انرژي جهاني شده، اين نكته را دريافته است كه بيشتر منابع خوب نفت و گاز در كشورهاي باثبات غيرقابل دسترس هستند زيرا پيش از اين تحت مالكيت شركت هاي ملي آن كشورهاي توليدكننده نفت يا با شركت هاي نفتي غربي قرار گرفته اند. بنابراين چين مجبور است به سراغ كشورهايي مانند ايران و سودان برود كه تحريم هاي آمريكا مانع از حضور شركت هاي آمريكايي در آنها شده اند. "


چين يكي از طرفداران قدرتمند اين كشورهاست زيرا درباره امنيت انرژي خود بسيار نگران است. رهبران چيني با اين نگراني كه توقف در تامين نفت اين كشور به شدت به اقتصاد چين صدمه زده و منجر به ناآرامي هاي داخلي مي شود، معتقدند كه "كنترل فيزيكي بر نفت و گاز از طريق خريد سهام شركت ها يا قراردادهاي نفتي طولاني مدت با كشورهاي توليدكننده " به منظور " تضمين تامين انرژي " لازم است.


علاوه بر اين، اگر چين و آمريكا درگير مسائل مربوط به تايوان شوند، چين پيش بيني مي كند كه واشنگتن دسترسي پكن به منابع نفتي را محدود كند. روابط محكم با ايران اين اطمينان را ايجاد مي كند كه تهران به طور داوطلبانه حاضر به قطع صادرات نفتي خود به چين نخواهد بود. همانطور كه جان گارور مي گويد: "تمايل يك قدرت نفتي بزرگ مانند ايران به ادامه تامين نفت براي چين در چنين شرايطي بسيار اهميت دارد. "



* فروش تسليحاتي چين به ايران



چين از زمان جنگ ايران و عراق در سالهاي 1980 تا 1988 به ايران اسلحه صادر مي كرد. بر اساس تحقيقات كنگره آمريكا، چين طي آن مدت بيش از سه ميليارد دلار توافقنامه تسليحاتي با ايران منعقد كرد. پس از پايان جنگ و كاهش صادرات تسليحاتي چين به ايران، چنين تجارتي بار ديگر در دهه 1990 رونق گرفت و چين محموله هاي تسليحاتي به ارزش 400 ميليون دلار بين سالهاي 1993 تا 1996 و 600 ميليون دلار بين سالهاي 1997 تا 2000 به ايران صادر كرد. پكن علاوه بر تسليحات كوچك، قطعات توپخانه اي، موشك هاي كروز ضدكشتي، موشك هاي زمين به هوا، هواپيماهاي جنگنده، تانك، خودروهاي زرهي و قايق هاي گشتي تندرو به ايران صادر كرد. بيتس گيل درسال 1998 نوشت: "غير از پاكستان و كره شمالي، تجارت تسليحاتي چين با ايران از نظر كمي و كيفي جامع تر و مداوم تر از هر كشور ديگري بود. "


ميزان صادرات اسلحه به ايران در دهه اخير كاهش يافته است. بر اساس يك گزارش تحقيقاتي كنگره آمريكا، ارزش صادرات تسليحاتي چين به ايران بين سالهاي 2002 و 2005 حدود 100 ميليون دلار بوده است. اين تسليحات شامل تفنگ هاي كاليبر دوربين دار بزرگ، آر پي جي، تسليحات ضدهوايي، مين و تجهيزات براي ساخت بمب هاي جاده اي مي شود.

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390  11:53 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها