به مناسبت سالروز درگذشت آيتالله ميرزا محمدحسين ناييني
نگرش اجتهادي به مذهب
خبرگزاري فارس: آيت الله ناييني گفتمان خود را بر شالودهعقل و نقل، يعني هم استدلالهاي منطقي و هم احاديث و روايات اسلامي پايهگذاري كرده بود. اين مهم مورد تاييد 2 مرجع بزرگ وقت يعني آخوند خراساني و ملاعلي مازندراني هم قرار گرفت.
ميرزا محمدحسين ناييني، شاگرد نامآور مجتهدان برجسته، ميرزاي شيرازي، رهبر معنوي جنبش تنباكو و آخوند خراساني، حامي فكري نهضت مشروطيت، از جمله مجتهدان طراز نخست حوزهعلميه عتبات بود كه يكي از مشهورترين تاليفات موافق با اصول مشروطيت به نام، تنبيهالامه و تنزيهالمله، را به رشتهتحرير درآورد.
براساس آنچه اسناد تاريخي هويدا ميسازند نهضت اصلاحگري اسلامي كه پايهگذار آن، سيدجمالالدين اسدآبادي بود، انديشهناييني را دگرگوني افزون بخشيد. در حقيقت، همانگونه كه عبدالهادي حائري، نويسندهكتاب ارزشمند، تشيع و مشروطيت در ايران، نيز اذعان داشته مدارك روشني در دست است كه مجراي مستقيم بهرهگيري فكري ناييني را نشان ميدهد و آن مجراي مستقيم چيزي جز كتاب طبايعالاستبداد انديشمند مصري، عبدالرحمن كواكبي كه خود پيرو سيدجمال بود، نيست.
با اين وصف گفتني است ناييني هيچگاه بحثهاي خود را محدود به چارچوب مطالب سيدجمال و كواكبي نكرد. او واجد متدولوژي خاص خودش بود و باورهاي خود را كه در واقع نماينده انديشههاي همه علماي مشروطهخواه بود بيان نمود و كنكاش و تلاش بسيار پيشه ساخت تا بحثهايش محدود به يك مفهوم استبداد و يا يك نظام استبدادي نباشد. با اطمينان ميتوان گفت او در تكاپوي آن بود تا تئوري مشروطه را از ديدگاه شيعي بيان و اثبات كند.
ناييني در اين راستا همانگونه كه محسن سليم نيز در كتاب تاريخ قاجار خويش اقرار داشته است از طريق مطالعهآثار روشنفكران روزگار و برخورد نزديك با مسائل چالشبرانگيز دنياي اسلام و نهضتهاي رهاييبخش، درصدد برآمد تعريفي جديد از موضوع مشروطه ارائه دهد و بر آن شد تا آموزههاي جديد را با تعاليم اسلامي و بويژه مذهب شيعه آشتي دهد.
وي قصد نمود تا انديشهسياسي شيعه را به باورهاي مترقيانه نوين پيوند زده و نظام نظري مشروطه را از منظر مرجعيت شيعه تبيين نمايد. بدين نحو، ناييني كوشيد ضمن پافشاري بر آراي سياسي شيعه، فايده و ضرورت مشروطيت را هم گوشزد نمايد و تطابق آن را با ايدهآلهاي عمومي يادآور شود.
اين مجتهد نوانديش بر آن عقيده بود كه ديگران اصول اسلام را اخذ نمودند و پيش تاختند، اما مسلمانان به قهقرا رفتند. از منظر او تباهي جوامع مسلمان تا حد زيادي ناشي از حكومتهاي استبدادي و فاسد بود و ناداني و تفرقهمسلمانان نيز روند واپسگرايي را شدت بخشيد.
ناييني كه اعتقاد داشت تا قانون جامع وظايف تمام طبقات در مملكت مجري نباشد زورگويي هست، راه علاج اين معضل را برقراري نظامي مشروط به قوانين و شرايط يعني ولايت بر حفظ و نظم جامعه برميشمرد. او اقرار ميداشت بايد نظامي برپا شود كه در آن همه مردم بدون واهمه و هراس بتوانند حكام را مورد بازخواست قرار دهند و حكومت هم بايد مقيد به رعايت قواعد شرعي و قوانين عرفي باشد.
كتاب تنبيهالامه و تنزيهالمله ناييني بر يك مقدمه، 5 فصل و يك خاتمه مشتمل است. ناييني در مقدمهكتاب از حكومتهاي استبدادي و مشروطه سخن به ميان آورده و در خلال همان مقدمه پيرامون مفاهيم آزادي، برابري، قانون اساسي، مجلس و... نيز سخن گفته است.
در فصل نخست كتاب هم او تلاش داشته تا مدلل سازد كه در اسلام و ديگر اديان و حتي بنا به نظر فيلسوفان و مرداني كه پيرو هيچ مذهبي نيستند استبداد مردود و محكوم است. در فصل دوم، ناييني اعتقاد ديرين شيعي مبني بر آن كه در دوران غيبت امام زمان(عج) نميتوان حكومتي كاملا درست و ايدهآل تشكيل داد را بيان داشته است، با اين وجود، استدلال ميكند كه تمام مناصب و شوون اعتباري امام براي فقيه نيز ثابت است و آنان همراه مردم بايد دستكم حكومتي تشكيل دهند كه بر پايهاستبداد شالودهريزي نشده باشد.
در سومين فصل، ناييني پيرامون نظام مشروطهاي كه ريشهغربي دارد مباحثي را بيان داشته و اقرار كرده است با تطبيق آن با قواعد و قوانين شرعي و عرفي ميتوان آن را بهترين نوع حكومت ممكن در عصر غيبت ساخت. چهارمين فصل را هم ناييني مشتمل بر مطالبي ساخت كه در آن رسالههاي ضدمشروطهاي كه توسط سنتگرايان مذهبي نگاشته شده بود با ذكر دلايلي از احاديث و روايات اسلامي مردود گردد.
در همين فصل است كه ناييني پيرامون "مغلطهراجعه به اصل مبارك حريت " و "مغالطهراجعه به اصل طاهر مساوات " مواردي مدلل را ذكر نموده است. در فصل پنجم هم ناييني شرايطي پيشنهاد نموده كه طبق آن نمايندگان مردم بتوانند قبول مسووليت كرده و ادارهحكومت كشور را به عهده بگيرند.
وي در بخشي از كتاب دربارهشرايط نمايندگان ملت چنين آورده است: "شرايط معتبره در صحت و مشروعيت مداخلهمبعوثان ملت... اذن مجتهد نافذالحكومه و اشتمال مجلس ملي به عضويت يك عده از مجتهدين عدول عالم به سياسات براي تصحيح و تنفيذ آرا... " ميباشد.
بدين ترتيب ناييني نشان ميدهد كه عليرغم توسل و علاقهاش به تفكرات سياسي نوين از منظر يك شريعتمدار اصولگرا به نوانديشي و تطابق اصول و آرا مينگريست. ناييني در خاتمهكتاب هم پيرامون استبدادگري و استبدادگرايي مطالبي را مشروح ميدارد و دربارهراههاي اين بيماريهاي دهشتناك توضيحات مبسوطي ارائه ميدهد.
تمامي روحانياني كه به طرفداري از مشروطه قلمفرسايي نمودند، در جستوجوي عناصري اسلامي ولي هماهنگ با يك نظام مشروطه و دموكراسي بودند تا بتوانند يك قانون اساسي هماهنگ با مذهب پيشنهاد كنند. ناييني نيز از اين دسته مستثنا نبود، معالوصف، آنچه كتاب ناييني را در ميان ديگر كتابهاي نوشته شده در اين زمينه ممتاز و واجد اهميت فراوان ميسازد آن است كه بحثهاي آن كتاب خيلي دقيق، منظم و جامع بوده و مطالبش داراي پيوندهاي منطقي است.
ناييني گفتمان خود را بر شالودهعقل و نقل، يعني هم استدلالهاي منطقي و هم احاديث و روايات اسلامي پايهگذاري كرده بود. اين مهم مورد تاييد 2 مرجع بزرگ وقت يعني آخوند خراساني و ملاعلي مازندراني هم قرار گرفت. گفتني است، اين 2 مجتهد نامدار در نامههاي ستايشگرانهخود كه در آغاز كتاب تنبيهالامه و تنزيهالمله نيز آمده است آنچه را ناييني در كتابش پيرامون مشروطيت آورده بشدت تاييد كردند. اين نكته تداعيكنندهآن مفهوم است كه آنچه در تنبيهالامه و تنزيهالمله آمده نهتنها بيانكنندهديدگاه ناييني است، بلكه نشاندهنده موضع سياسي و شيوهبرداشت 2 مجتهد برجسته كه رهبر و سخنگوي همهمشروطهخواهان ايران بودند نيز ميباشد.
ناييني اندك زماني پس از استقرار مشروطيت به سبب انحرافهايي كه در آن ديد و به جهت آن كه مشروطيت مستقر در ايران را در توافق با آرمانهاي خويش نيافت از آن سر خورد، بنابراين سكوت پيشه كرد و حتي بنا به برخي روايتها درخواست جمعآوري كتابش را نمود.
با تمام اين اوصاف همانگونه كه نامداراني چون آيتالله طالقاني و عبدالهادي حائري نيز بيان داشتهاند كتاب تنبيهالامه و تنزيهالمله به عنوان بهترين اثري شناخته شده كه به وسيلهيك مجتهد شيعه دربارهمشروطيت نوشته شده است.