0

سندروم كمدي سوپرماركتي

 
mashhadizadeh
mashhadizadeh
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1388 
تعداد پست ها : 25019
محل سکونت : بوشهر

سندروم كمدي سوپرماركتي

نسخه چاپي ارسال به دوستان
درباره فيلم "سه درجه تب "
سندروم كمدي سوپرماركتي

خبرگزاري فارس: فيلم "سه درجه تب " ضمن اينكه نمي تواند از ايده اوليه ابتدايي براي پرداخت يك كمدي قدرتمند بهره كافي برد، در ادامه با چنگ انداختن به طرب و ترقص به اثري كاملا افسار گسيخته بدل مي شود، هر چند كه وزير محترم ارشاد چند روز پيش فرمودند كه ديگر شاهد آثاري از اين دست نخواهيم بود.

عمده مشكل سينماي ايران از دوره فيلمفارسي، به فيلمنامه هاي بسيار ضعيف باز مي گردد. يكي از دلايل سقوط سينماي فارسي در اواخر سال هزار و سيصد پنجاه و شش برگردان هاي ناقص و اقتباسي آن از ساير فيلم هاي فرنگي و هندي بود، مشهورترين نمونه اش در آن دوران هم فيلم "گدايان تهران " (برگرداني ناقص از معجزه سيب) بود. اين سياق در دوران خاطره انگيز سينما در دهه شصت به دليل سياست هاي مشخص آن دوران متوقف شد، اما از اوايل دهه هفتاد اين رويه به صورت هاي مختلفي تكرار شد و نويسندگان فيلمنامه ها به جاي نفوذ و كاوش در لايه هاي عميق اجتماعي، اغلب يا آثار شبه روشنفكري مي سازند كه براي خودشان و دسته قليلي شبه منتقد قابل فهم و درك است يا چنگ به الگوي كليشه اي فيلم هاي دختر و پسري مي اندازند و به استفاده از كهن الگوهاي عاشقانه هزل اكتفا مي كنند. گروه ديگري نيز هر از گاهي به نمونه هاي آماده هاليوودي دست درازي مي كنند و با انتخاب يكي از فيلم هاي توليد هاليوود سعي مي كنند كه كپي ايرانيزه از آن تهيه نمايند. اين كپي با گرته برداري مستقيم از آثار فرنگي در اوايل دهه هشتاد شدت گرفت تا جايي كه مجيد مجيدي هم از اين قافله عقب نماند. بيد مجنون يادآور فيلم بوي خوش زن بود، كافه ستاره، كوچه ميداك را تداعي مي كرد و نمونه هاي بسياري كه حتي عين به عين از آثار فرنگي گرته برداشته بودند. اين شيوه نوعي ابتذال را براي سينماي ايران به ارمغان آورد. ضمن اينكه پي گرفتن اين سياق، پويايي و سيالي را به تدريج از سينماي ايران خواهد گرفت. چندي پيش برنامه تلويزيوني هفت نيز اين شيوه مرسوم را در يكي از برنامه ها به صورت مشخص و كامل به چالش كشيد.


استفاده از بازيگراني نظير علي صادقي و كنش هاي رفتاري تكراري بازيگراني از جنس او نظير جواد رضويان، رضا شفيعي جم و ارژنگ اميرفضلي و... نوعي گريز از قصه گويي براي مخاطب است.


فيلم سينمايي شوهر اتفاقي محصول 2008 به كارگرداني گريفين دان است، درون مايه اصلي اين فيلم مبتني بر قاعده هاي مرسوم كمدي رمانس است، كه به دليل سابقه كارگردانش در ساخت سريال هاي خانوادگي (چهار سريال پربيننده در شبكه هاي مختلف آمريكا) وي توانست كمدي تقريباً سالمي را با دوري جستن از قواعد جنسي هاليوود بسازد و براي گريز از اين ورطه مرسوم در هاليوود، قاعد هاي كلي كمدي-رمانس را با ظرافتي خاص در اثرش لحاظ كرد، اما نسخه ايراني اين فيلم يعني "سه درجه تب " كه اين روزها بر پرده سينماهاست برخلاف منبع اقتباس سينمايي اش ظرافت هاي ژانر را در نظر نمي گيرد و براي پر كردن حفره هاي داستاني اصل اثر، دست به دامان فرمول تكراري سينماي دختر و پسري مي شود. ضمن اينكه در بخش هاي مختلف ديگري اين حفره را با اجراي موسيقي و رقص در قالب عروسي پر مي كند تا مدل سينماي فارسي در اجراي موسيقي و رقص نيز در سه درجه تب شكل مشروعي داشته باشد.


چنانكه گفته شد استفاده از بازيگراني نظير علي صادقي و كنش هاي رفتاري تكراري بازيگراني از جنس او نظير جواد رضويان، رضا شفيعي جم و ارژنگ اميرفضلي و.... نوعي گريز از قصه گويي براي مخاطب است. سازندگان آثار كمدي فراموش كرده اند در سينماي كمدي قصه از اهميت بيشتري برخوردار است اين سياق در سينماي كمدي فرموليزه شده و عدول از قاعده هاي ژانري در سينماي كمدي راه را براي توليد آثار اين چنيني آسان تر مي نمايد، بهره گيري از قواعد ژانر مبتني بر يك قصه مدون اتفاقا مي تواند سطح سينماي كمدي را ارتقا دهد، اما فرمول صلاحمند براي ساخت فيلم استفاده از الگوهاي تعريف شده و تكراري كارگردان هايي نظير آرش معيريان و قدرت اله صلح ميرزايي است. اگر فيلمنامه مبتني بر اقتباس يك اثر هاليوودي نبود و نقطه اتكاي داستاني اش به خلاقيت فردي فيلمنامه نويس محدود مي شد آنچنان خرده اي بر سه درجه تب وارد نبود، اما ايده ابتدايي و بدنه فيلمنامه ملهم از يك فيلم هاليوودي است و ايرادات بسياري هم در داستان و هم در نوع اجرا بر اين شبه كمدي هزل وارد است.


سه درجه تب با وجوداستفاده از ايده هاي يك فيلم هاليوودي از همان فرمول كهنه سينماي فارسي (دختر فقير و پسر پولدار ) در كليشه اي ترين شكل ممكن بهره مي جويد و شايد تنها تفاوتش در اين است كه در پايان دخترك (الهام) پس از جاه طلبي طبقاتي اش به جايگاه اجتماعي - اقتصادي اش رجوع مي كند، تا پيام رساني و موج نصيحت گرانه فيلم در سطح انجام شود.در اصل اقتباسي اين اثر با دكتري (اما لويد با ايفاي اما ترومن) مواجهيم كه به تدريج دلبسته فردي مي شود كه طبقه فرهنگي اش با وي فاصله فراواني دارد و سازندگان اين اثر هاليوودي از اين حفره طبقاتي براي پيام رساني در عمق بهره مي برند و سؤال اينجاست سه درجه تب با ايده ابتدايي- اقتباسي اش كه مي توانست برگردان خلاقانه تري داشته باشد، به ريزه كاري هاي ژانر و داستان سرايي در سينما دقت كافي ندارد، همين موضوع سبب مي شود اين فيلم را نيز در سبد سينمايي قرار دهيم كه رسالتش، بودن اندك زماني بروي پرده سينماها و فروش معادل 100 تا 150 ميليون است و بعد از آن روانه سوپر ماركت ها مي شود تا هزينه توليد را بازگرداند.


نيش و زنبور از معدود كمدي هايي بود كه از تيپ سازي هاي ساده و سردستي يا همان كمدي هاي "سوپر ماركتي " تاحدودي فاصله گرفته بود اما سه درجه تب يك شكست مطلق براي كارگردانش به حساب مي آ يد.


اين مدل سينما ديگر نامش فيلمفارسي نيست بلكه مي توان نامي تازه برايش برگزيد، "سينماي سوپرماركتي " . فيلم "سه درجه تب " ضمن اينكه نمي تواند از ايده اوليه ابتدايي براي پرداخت يك كمدي قدرتمند بهره كافي برد، در ادامه با چنگ انداختن به طرب و ترقص به اثري كاملا افسار گسيخته بدل مي شود، هر چند كه وزير محترم ارشاد چند روز پيش فرمودند كه ديگر شاهد آثاري از اين دست نخواهيم بود، اما سينماي هزلي كه توسط برخي تهيه كنندگان در سينما پايه گذاري شده ريشه گسترده و عميق تري دارد و قطع آن و انداختن طرحي دگر بسيار مشكل است . سينماي كمدي ما متاسفانه در درون مردابي افتاده كه هيچ راه نجاتي برايش يافت نمي شود و سازندگان آثار كمدي براي توليد سعي مي كنند ساده ترين راه انتخاب كنند، افزايش نشاط عمومي همراه با آموزش هاي اصولي و بنيادين ارزش ها از طريق سينماي كمدي به مراتب آسان تراست، اما فاقد اهميت بودن فيلمنامه با آغاز و پايان بندي دقيق، و در اولويت قرار گرفتن پرداخت قصه مشكل اساسي سينماي كمدي يا به تعبير تازه تر "شير و عسلي " است.


در بخش نخست سه درجه تب ايده اي براي خلق موقعيت مطرح مي شود كه فوق العاده بكر و خلاقانه است. گرفتن شناسنامه المثني و به اشتباه ذكرشدن نام شخص ديگري در شناسنامه فردي كه تاكنون ازدواج نكرده، در همين چند سطر مي تواند دستمايه خوب و بكري براي يك كمدي شسته رفته باشد. و سازندگان مي توانستند با تكيه بر چالش رفتاري ميان شخصيت خصوصا سهيل و كريم به نتيجه بهتري دست پيدا كنند. صلاحمند زماني كه پس از چند سال جداماندن از جريان فيلمسازي نيش و زنبور را ساخت در جرايد مختلف مصاحبه هاي متعددي از وي مي ديدم كه اين مصاحبه ها و ديدگاه هاي صلاحمند با آنچه از او روي پرده هاي سينما مي بينيم كاملا متفاوت است، نيش و زنبور از معدود كمدي هايي بود كه از تيپ سازي هاي ساده و سردستي يا همان كمدي هاي "سوپر ماركتي " تاحدودي فاصله گرفته بود اما سه درجه تب يك شكست مطلق براي كارگردانش به حساب مي آ يد.

    حمید.bmp

 

 

یک شنبه 11 اردیبهشت 1390  4:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها