0

دلتنگی های جمکران

 
dele_tak_sarneshin
dele_tak_sarneshin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 82
محل سکونت : تهران

دلتنگی های جمکران


نیاز دل ....

چقدر شرمنده ام از لحظاتی که نگاهم کردی و من بی توجه بودم

چقدر شرمنده ام از لحظاتی که دلت را شکستم

نمی دانم چگونه مرهم دلت شوم

من که خود عمریست زخم و درد دلم برای شما...


مهربانا...

ترسم از آن است که بگویی

" مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان "

عزیز دل زهرا ....


یا بفرما به سرایم، یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم....

شنبه 9 خرداد 1388  11:14 AM
تشکرات از این پست
dele_tak_sarneshin
dele_tak_sarneshin
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : دی 1387 
تعداد پست ها : 82
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلتنگی های جمکران


هنوزم انتظار و انتظار است
هنوزم دل به سینه بی قرار است
هنوزم خواب می بینم به شب ها
همان مردی که بر اسبی سوار است
همان مردی که آید جمعه روزی
و این پایان خوب انتظار است

یا بفرما به سرایم، یا بفرما به سر آیم

غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم....

سه شنبه 12 خرداد 1388  10:28 AM
تشکرات از این پست
alibeiki
alibeiki
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 1003
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلتنگی های جمکران

تويي بهانه آن ابرها كه ميگريند
بيا كه صاف شود اين هواي باراني

تو از حوالي اقليم هر كجا آباد
بيا كه مي رود اين شهر رو به ويراني
كنار نام تو لنگر گرفت كشتي عشق
بيا كه ياد تو آرامشي است طوفاني
پنج شنبه 14 خرداد 1388  12:14 PM
تشکرات از این پست
alibeiki
alibeiki
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 1003
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلتنگی های جمکران

به حکم عاطفه مردی نجیب می آید
که با سرود خوشش بی رقیب می آید

کنار پنجره مردان نور می گفتند
شفای آیت اَمَّن الیُجیب می آید

چکاوکی که به روی نسیم می خواند
برای زخم شقایق طبیب می آید

ببین که دست تو را ذوالفقار می بوسد
بمان که نزد تو مردی غریب می آید

بیا و باغ فدک را تو آبیاری کن
که از بهشت تنت عطر سیب می آید


دلم برای خودم هی بهانه می گیرد
که دادخواه غزل عن قریب می آید


علی بهاور
جمعه 15 خرداد 1388  1:21 PM
تشکرات از این پست
shahriyar
shahriyar
کاربر تازه وارد
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 33
محل سکونت : خراسان جنوبی

پاسخ به:دلتنگی های جمکران

جون آقا روم نمیشه دیگه باهات حرف بزنم

اگه با من حرف نزنی بال و پرم رو می کنم

سخت شده نفس زدن دنیا پر از نامردیه

هیچ دلی نمی سوزه زمونه ی بی دردیه

پیچیده تو شهرمون که دیگه دوستم نداری

نکنه که راست بگن تو منو تنها بذاری

 

حزب فقط حزب علی
رهبر فقط سید علی
اللهم الرزقنا شهاده فی الطریق الحسین (ع)
شنبه 3 مرداد 1388  11:35 AM
تشکرات از این پست
alibeiki
alibeiki
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : بهمن 1387 
تعداد پست ها : 1003
محل سکونت : تهران

پاسخ به:دلتنگی های جمکران

اى نـسـیـم سـحـر آرامـگـه یـار كـجـاسـت؟

مـنزل‏آن مه عاشق كُش عیار كجاست؟


هـرسـر مـوى مـرا با تـو هـزاران ‏كـار اسـت

مـا كـجاییم و ملامتگر بى كار كجاست؟

ساقى و مطرب و مى،جمله‏ مهیاست ولى

عـیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست؟


سه شنبه 13 مرداد 1388  11:21 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها