بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت امیرالمومنین علی علیه السلام
یکی از اساسی ترین پرسش های امروز جامعه ایران این سوال است که بسیج چیست وبسیجی کیست؟این پرسشی است که بارها به ذهن هر شهروندی خطور کرده و هرکس به تناوب آگاهی خود از این دو واژه، پاسخی برای آن دست و پا کرده است.
یکی فکر میکند که بسیج محلی برای آموزش و سازماندهی افراد مسلح برای دفاع از امنیت کشور است، دیگری بسیج را کانونی برای برقراری نظم عمومی میشناسد، نفر سوم می اندیشد که بسیج، مرکز تقویت و تحکیم باورهای فرهنگی و اعتقادی و فضایل اخلاقی است، یکی هم گمان می کند از طریق بسیج میتوان کالاهای اساسی و کمیاب را میان شهروندان توزیع کرد،یکی به هنگام اجرای یک طرح گسترده و همگانی واکسیناسیون، یاد بسیج میافتد و بالاخره کسانی هم هستند که از دریچه این شعار به بسیج نگریستهاندکه: «توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد» به زعم اینان هم لابد،بسیج،کانون خشونت و سرکوب و بسیجی چیزی معادل توپ و تانک قلمداد میشود! اما به راستی بسیج چیست و بسیجی کیست که تا این حد متنوع دربارهاش قضاوت شده و میشود؟
نیروی مسلح، آیا نشانیَ درست و کاملی از بسیج است؟ در این صورت، تفاوت آن با ارتش و سپاه چیست؟ یا اگر او را به عنوان حافظ نظم اجتماعی معرفی کنیم، پس نیروی انتظامی چه میشود؟ همین طور با وجود مراکز فرهنگی نظیر وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات، حوزهها و کانونهای دینی و فرهنگی دیگر، بسیج در این زمینهها چه کاره است؟ با وجود وزارت بازرگانی و سازمانهای صنفی اقتصادی و غیره چه جایی برای بسیج اقتصادی است؟ وقتی امور بهداشتی و درمانی، یاری رسانی و مددکاری اجتماعی ،متولیانی همچون وزارت بهداشت و درمان،بهزیستی و کمیته امداد دارد، دیگر چه نیازی به بسیج و بسیجیان است که پای در این میدانها نهند؟
به نظر میرسد هنوز به تعریف درستی درباره بسیج نرسیدهایم. شاید اشتباه اساسی این است که به بسیج از زاویه یک سازمان و تشیکلات نگاه شده و کسانی گمان کردهاند که بسیجی یعنی کارمند و کارگزار موظف و مواجببگیر. با این دید، خیلی زود میتوان نتیجهگیری کرد که با وجود سازمانهای مشخص در هر یک از آن زمینهها، ضرورتی برای یک تشکیلات موازی وجود ندارد.
اما حقیقت بسی فراتر از آن چیزی است که در ذهن سطحی نگر و ساده انگار ما جلوه کرده است. بسیج یک مکتب فکری و چارچوب عملی برای زندگی اجتماعی و کارزار در این دنیای پرآشوب و فتنه است و بسیجی بودن یعنی آگاهی از رمز و راز این کارزار و آماده ساختن خود برای دست و پنجه نرم کردن با موانع و مشکلات و فراهم کردن شرایط زیستنی پاک و زیبا در دنیایی سرشار از مسئولیتو تعهد. از این منظر، بسیج، قلعه مستحکمی است به گستره تمامی کشور که تمامی شهروندان و مدیران به فراخور حال، وظیفهای در حفظ امنیت، رونق معیشت، تحکیم فرهنگ و فضیلت،آبادانی و رشد و شکوه و عظمت مادی و معنوی آن برعهده دارند. در این مکتب، انسانها با خالی کردن دل خود از هواها و اغراض شخصی، به خدا و منافع خلق خدا میاندیشند، اقتدار و امنیت جامعه را نه در سایه در یوزگی قدرتهای بیگانه، بلکه از رهگذر اتکا به توانایی های خویش جست و جو میکنند.
در جامعه بسیجی، نه تنها از حیف و میل، دزدی و اختلاس و سوء استفاده از امکانات عمومی به نفع خود و خویشاوندان و نزدیکان خبری نیست، بلکه کارگزاران حکومتی مقیدند به هر نسبت که موقعیت و شغل بالاتری دارند، از امکانات و مواهب مادی کمتری برخوردار باشند نه اینکه چون مدیران بیش از دیگران زحمت میکشند، باید میزان برخورداریشان هم چندین و چند برابر زیردستان باشد. قناعت در چنین مکتبی، حرف اول را میزند بسیجیها مصداق همان کلام معصوم (ع) هستند که مؤمن در عین بهرهرسانی بسیار به دیگران، هزینهاش بسی اندک است.
در جامعه بسیجی، رشوه، پارتی بازی، زد و بند و توطئه، تبعیض و حق کشی جایی ندارد همه میتوانند امیدوار باشند که برای رسیدن به حقوق خویش، از یاری دیگر شهروندان برخوردارند و نیازی نیست که برای به چنگ آوردن حق خود، بر چهره این و آن پنجه بکشند.
در جامعه بسیجی، هر کس داناتر، دانشمندتر، با تقواتر، قویتر و خوش اخلاقتر باشد صلاحیت بیشتری برای تکیه زدن بر کرسی مسئولیت خواهد داشت و چاپلوسان و تملق گویان و عناصر ضعیفالنفس را راهی به مناصب حکومتی نیست.
انقلاب، بسیج و بسیجی را این گونه تعریف کرد و امام با همین دید بود که آرزو میکرد، خداوند او را با بسیجیانش محشور کند.
بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامی و بی نشانی گرفتهاند و بسیجی سرباز گمنان امام زمان(عج) است که در مکتب عاشورا تربیت یافته و در دفاع مقدس خود مدرس سلسه رهجویان شهادت گشته است.بسیج یک نیروی مردمی است و به طبقه خاصی تعلق ندارد و بسیجی را می توان در هر قشری از اجتماع جستجو کردو یافت.
و در کلام آخر عرض کنم که بسیجی نیرویی کارآمد و سرمایه ای گرانبها برای اسلام و انقلاب و کشور است که باوجود آن ، کشور از گزند دشمنان مصون مانده و راههای ترقی و پیشرفت با سرعتی بیشتر طی می شود و هرکس که این نیروی عظیم را انکار کند در خرد و یا صداقت او باید شک کرد. وبار دیگر تکرار می کنم که بسیجی بودن به داشتن ظاهری به اصطلاح حاجی وار نیست،وهر کس که قلبش و باطنش بسیجی بود و بسیجی وار زندگی کردو شعار ایمان،قلم و شجاعت را سرلوحه کار خود قرار داد،بداند که:
والعاقبة للمتقین.
والسلام علیکم و رحمت الله وبرکاته.