$
چند هفته پيش براي تهيه پشتيبان از حجم زيادي از اطلاعات که روي هاردديسک نوت بوکم وجود داشت، يک دستگاه هاردديسک اکسترنال خريدم.اطلاعات ترکيبي بود از عکس هاي خانوادگي، تصاويري که از پروژه ها گرفته بودم، اطلاعات مربوط به صورت وضعيت کارگاه ها، مدارک اسکن شده و خلاصه مجموعه اي از فايل هاي با ارزش که هر کدام براي من داراي اهميت بالايي بودند. با دقت خاصي اقدام به کپي کردن اطلاعات روي هاردديسک کردم و بعد از اين که خيالم از بابت انتقال درست اطلاعات، راحت شد، پوشه ها را ازروي هاردديسک نوت بوک پاک کردم. هاردديسک حاوي نسخه پشتيبان را نيز در جاي مطمئني گذاشتم تا در صورت نياز مورد استفاده قراردهم. ناگفته نماند که حجم اطلاعات بسيار بالا بود و علاوه بر حجم زياد، تعداد فايل هاي اطلاعاتي نيز در حد بسيار بالايي بود. و به همين دليل امکان مديريت کردن اين حجم و تعداد از فايل ها نيز بدون داشتن يک نرم افزار درست و حسابي مشکل بود و هم اين که به همين دليل (تعدد فايل ها) نمي توانستم اطلاعاتم را روي رسانه هايي مانند DVD يا CD منتقل کنم. البته ناگفته نماند که اين کم کاري و تنبلي و شايد هم کمي بي حوصلگي من بود که چنين تصميمي مبني بر استفاده از چنين روشي گرفتم. به دليل اين که راه درست، استفاده از ابزار مديريت پشتيبان ها بود. از کارم بسيار راضي بودم. مطمئن بودم که اطلاعاتم در جاي مناسبي ذخيره شده و خيالم از بابت امنيت اطلاعات راحت بود، اما اين اطمينان خاطر درست زماني که قصد داشتم يک فايل چهار کيلوبايتي کوچک را از کامپيوتر دفتر منتقل کنم، تبديل به کابوس بزرگ يک هفته من شد و يک هفته پر تنش را براي من به ارمغان آورد. ماجرا از اين قرار بود که پورت USB جلوي کيس کامپيوتر مشکلي داشت که من از آن بي اطلاع بودم و بنا به عادت هميشگي اگر قرار بود از پورت USB کامپيوتر استفاده کنم، هميشه از پورت هاي روز مادربورد (پشت کيس) استفاده مي کردم. بنابراين نمي دانستم که پورت خراب است. در آن روز فراموش نشدني باز هم به دليل تنبلي حاضر نشدم که از پشت ميز بلند شده و کابل را به پورت اصلي وصل کنم و در اثر يک سهل انگاري هاردديسک را مستقيماً به پورت معيوب وصل کردم. نتيجه کار اين پيغام بود، USB Device Not Recognized، وحشتناک بود. باور کنيد که چشم هايم سياهي رفت. امکان نداشت. البته ناگفته نماند که بنده يد طولاني در از دست دادن اطلاعات دارم و از زماني که يادم هست حتي زمان دانشجويي يک بار به اشتباه سورس کد برنامه پايان نامه ام را سهواً پاک و فايل باز را هم Save کردم! هاردديسک من بالا نمي آمد! داشتم مي مردم. يک ليوان آب و چند حبه قند هديه اي بود که يکي از همکاران براي من آورد و مرا تشويق به داشتن صبر کرد. بعد از اين که حال و روزم کمي بهتر شد به منطق قضيه کمي فکر کردم.
هاردديسک هاي اکسترنال معمولاً داراي دو قسمت هستند. قسمت اول يک هاردديسک 2/5 اينچ (هاردديسک نوت بوک) است که اطلاعات روي آن ذخيره مي شود. قسمت دوم رابط يا پلي است که امکان اتصال پورت PATA يا SATA هاردديسک و همچنين منبع تغذيه هاردديسک را به پورت USB فراهم مي کند. با وجود اين پل، امکان آسيب ديدن هاردديسک بسيار پايين بود. خيالم از بابت اين موضوع که راحت شد، اولين کارم مراجعه به فروشنده محصول بود که در کمال تعجب با يک برخورد کاملاً نامناسب متوجه شدم که بايد مسئله را با شرکت نمايندگي هاردديسک مطرح کنم.
به محل دفتر خدمات پس از فروش مراجعه کردم. بعد از شرح ماجرا (البته توضيحات فني ارائه نکردم، البته شايد هدفم اين بود که ببينم آيا مدير فني تعميرگاه ديدگاه من را دارد يا نه شايد هم يک کنجکاوي کودکانه!) هاردديسک را از من تحويل گرفتند و يک رسيد ارائه کردند و وقتي که از روش کار و خط مشي فني تعميرگاه سؤال کردم، جوابي که شنيدم بسيار جالب بود: «هاردديسک شما بازديد ميشه. در صورتي که آسيب وارد شده در چارچوب شرايط گارانتي باشه به شما يک هاردديسک نو تحويل داده ميشه، اگر نه گارانتي ابطال ميشه و...» و وقتي که در مورد اطلاعات با ارزشم روي هاردديسک سؤال کردم، اينگونه شنيدم که: «ميتونيد درخواست بازيابي اطلاعات رو بديد، در اين صورت براي پرداخت هزينه تا مبلغ دويست هزار تومان با شما هماهنگي نميشه، اما اگر هزينه Recover کردن اطلاعات از اون مبلغ بيشتر باشه، باهاتون تماس مي گيريم.» من عصباني بودم. کاملاً مشخص بود که به دنبال يک هاردديسک جديد نبودم و اين که پرسنل اين شرکت در قبال مشکل من کاملاً خونسرد برخورد کرده و حاضر به درک موقعيت نبودند بر عصبانيت من مي افزود. باري، با مدير تعمير گاه صحبت کردم و پس ازشرح ماجرا و ارائه توضيحات فني، ايشان نيز فرمودند: «شما کاملا درست ميگين. معلومه که سطح سوادتون بالاست! اما ما اين هاردديسک هارو نمي تونيم باز کنيم. اگه....» و به ارائه توضيحاتي ادامه داد که هم از حوصله اين مطلب خارج است و هم اين که سودي نخواهد داشت. مشکلي که من داشتم و کسي حاضر نبود درک کند، اطلاعاتي بود که روي هاردديسک داشتم. پس از اين که مدير تعميرگاه را مجاب کردم که هاردديسک سالم است و فقط پل است که آسيب ديده، از وي سؤال کردم: «پس از اين که يک هاردديسک نو به بنده تحويل مي دهيد با هاردديسک خراب بنده چه خواهيد کرد؟» چند جواب عجيب و غريب به بنده تحويل داد که، ممکن است به کارخانه سازنده برگردانده شود و در آنجا از هاردديسک شما براي منظور ديگري استفاده شود و جواب هايي در اين تيپ که چندان قانع کننده نبودند. البته مشکل به راحتي حل شد. با استفاده از يک تيغ موکت بري قاب هاردديسک را باز کردم. پل را از خود هارد جدا کرده و هارد را با استفاده از يک کابل SATA به مادربورد کامپيوتر متصل کرده و اطلاعاتم را مورد استفاده قرار دادم.
سؤال فلسفي که اينجا به وجود مي آيد اين است که، اگر اطلاعات قابل بازيابي نيستند و قرار است هاردديسک بنده به کمپاني سازنده مرجوع شود، چرا براي بازيابي اطلاعات تا دويست هزارتومان با بنده هماهنگي نمي شود؟! اين گفته به اين معني است که امکان بازيابي اطلاعات وجود دارد منتهاي با مبلغي پول. اما اگر امکان بازيابي وجود دارد، چرا اطلاعات بازيابي و به يک هارد جديد منتقل نمي شود. مگر پوشش گارانتي براي چنين مواقعي نيست؟ و اما نکته با اهميت تر اين است که فروشنده اي که زمان خريد با آنچنان حرارتي از پوشش گارانتي حرف مي زد و آنچنان از خريد بنده خوشحال بود، زماني که هاردديسک با مشکل مواجه شد و به وي مراجعه کردم، کاملاً نامحترمانه به ذکر اين جمله بسنده کرد: «به من چه آقا، مگه گارانتي نداره، بايد ببرين گارانتي، آدرس مرکزشم تلفن بزنين، بپرسين، ببينين کجاست. من در مورد گارانتي مسئوليتي ندارم.» اين در حالي است که زماني که قصد فروش اين محصول را داشت در مورد گارانتي سخنراني مفصلي کرد، به طوري که بنده کاملاً مسخ شدم.
اولين نکته قابل تأمل اين است که با توجه به بازار کاملاً آشفته و عدم مسئوليت پذيري برخي از شرکتها در مقابل تعهدات ذاتي و ماهيتي خود بايد سطح دانش و آگاهي خودمان را بالا ببريم تا کمتر به مراکز خدمات پس از فروش نياز داشته باشيم. اگر اين واقعيت را بپذيريم، مطمئناً به نفع خودمان کار کرده ايم. بهتر است با مطالعه بيشتر ميزان آگاهي هاي خودمان را بالا برده و خودمان مرتفع کننده نيازهاي خودمان و شايد هم دوستانمان باشيم. دومين مسئله که به مراتب نمود بيشتري دارد، اين است که براي انجام يک معامله (کوچک يا بزرگ) بهتر است، صادقانه رفتار کنيم. فروشنده چه از محصول تعريف مي کرد و چه اين کار را با بيان يک عبارت ساده مثلاً: «شرايط گارانتي محصول رو ميتونيد هم روي سايت فروشنده و هم روي برگه گارانتي مطالعه کنيد.» انجام مي داد، من خريد مي کردم، اما در صورتي که راه دوم را پيش مي گرفت، تصوير ذهني بهتري از خود بر جاي مي گذاشت، حتي شايد خريدهاي بعدي خود را نيز از آن فروشگاه انجام مي دادم و سومين مورد اين که هرگز اطلاعات مهم خود را در يک جا ذخيره نکنيد!
منبع :نشريه عصر شبکه،شماره 95.