0

وهابیت(5)

 
hosseinjan
hosseinjan
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : اردیبهشت 1390 
تعداد پست ها : 73
محل سکونت : تهران

وهابیت(5)

لذا، بعد از تخريب حرم مطهر عسكريين (عليهما السلام) اينها به همديگر تبريك گفتند و الان هم اين تبريك‌ها در سايت‌هاي اينترنتي‌شان هست. حتي بعد از تخريب دوم حرمين عسكريين (عليهما السلام) اطلاعيه دادند بر اين كه بايد حرم اميرالمؤمنين (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و حضرت عباس (عليه السلام) و حضرت حضرت زينب (سلام الله عليها) ويران شوند. اين‌همه سر و صدا ايجاد كردند و مراجع عظام تقليد وارد ميدان شدند و حتي خود دولت جمهوري اسلامي ايران اطلاعيه داد و وزير محترم اطلاعات به عربستان سعودي رفت و با اينها مذاكره كرد كه اين فتاوا چيست كه شما صادر مي‌كنيد؟ از آن طرف، مدعي دوستي و رابطه دوستانه هستيد و از اين طرف هم با مقدسات شيعه، اين‌طور مبارزه مي‌كنيد؟!

كار اينها را شما بگذاريد كنار كار متوكل عباسي و يزيد بن معاويه و معاويه و حجاج بن يوسف ثقفي و مروان بن حكم و ببينيد چه تفاوتي دارد؟ عين همان مسائل است. آنها در جامعه آن‌روزي، مطالب را به آن شكل ابراز كردند و اينها هم امروز به اين شكل ابراز مي‌كنند.

غرض اين بود كه من خواستم براي عزيزان و سرورانم شمّه‌اي از تاريخ پيدايش وهابيت را با اين زبان بيان كنم. شايد مقاله و مطلب زياد خوانده باشيد، ولي به اين تحليل كه ما بياييم حقيقتي از تاريخ پنهان را با زبان ساده بيان كنيم و يك نگاه عميق و واقعي به تاريخ وهابيت بكنيم، شايد كم شنيده باشيد. اگر مي‌خواهيم تاريخ وهابيت را خوب بررسي كنيم، بايد از اين زاويه جلو برويم و در اين محور، نه يك جلسه، مي‌شود ده‌ها و صدها جلسه صحبت كرد و ده‌ها كتاب تأليف كرد كه ما بياييم دانه دانه، مباني فكري و اعتقادي وهابيت را تطبيق كنيم با آنچه كه دودمان قريش و بني‌أميه در صدر اسلام انجام دادند. يعني در حقيقت، همان خطي است كه در صدر اسلام توسط قريش انجام گرفت و امروز هم وهابيت در امتدادش با اين وضعيتي كه در جامعه اسلامي مطرح مي‌كنند، بيان مي‌كنند و جز اين، چيز ديگري نيست.

 

 

 

نكته بعدي كه عزيزان بايد خوب دقت كنند و خيلي مي‌توانيم از اين بحث، كاربردي استفاده كنيم، عكس‌العمل اهل سنت در برابر اين تفكر وهابيت بوده است. ما بارها به دوستان توصيه مي‌كنيم كه در نقد تفكر وهابيت، سراغ كتاب‌هاي شيعه نرويد. بزرگان شيعه را در تيررس وهابيت قرار ندهيد، چون نيازي نداريم و فائده‌اي هم ندارد.

بزرگان اهل سنت و شخصيت‌هاي برجسته اينها و استوانه‌هاي علمي اينها مانند سُبْكي و ذهبي و ابن حجر، در برابر تفكر وهابيت، خوب ايستاده‌اند و شجاعانه وارد ميدان شده‌اند. ابن حجر عسقلاني ـ متوفاي 852 هجري كه يك شخصيت بي‌نظير جهان اهل سنت است و مي‌گويند حافظ علي الإطلاق، انصراف به او دارد ـ در كتاب الدرر الكامنة، جلد1، صفحه 154 و 155 در شرح حال ابن‌تيميه، با صراحت مي‌گويد:

جامعه اسلامي ـ يعني جامعه اهل سنت ـ نسبت به ابن‌تيميه، سه نظريه دارند:

1. معتقدند كه ابن‌تيميه، مشبّهه بود.

اهل سنت، مشبّهه را كافر مي‌دانند. يعني كسي كه خدا را به مخلوق تشبيه كند. ابن‌تيميه صراحت دارد كه خداي عالم، داراي دست و پا و چشم و صورت است. مانند ابو يعلي كه گفته بود خداي عالم همه چيز دارد و فقط دو چيز ندارد: ريش و عورت. در اين فصل سوم كتاب ما (وهابيت از منظر عقل و شرع) تفكر وهابيت را نسبت به خدا آورده‌ام كه اينها چه تصوّري از توحيد دارند. اينهايي كه ما را متهم به شرك مي‌كنند، خودشان در مسائل توحيدي، مطالبي دارند كه بزرگان اهل سنت، حتي احمد بن حنبلي كه خود را منتسب به او مي‌دانند، اين نوع تفكر و انديشه ـ تشبيه خداوند به مخلوقات و بشر ـ را كفر مي‌داند. ابن‌تيميه از بالاي منبر در مسجد دمشق پايين مي‌آيد و مي‌گويد:

اي مردم! خداي عالم هر شب قبل از طلوع فجر، همان‌طوري كه من از پله‌هاي منبر پايين مي‌آيم، از عرش به آسمان دنيا مي‌آيد و در ميان خلائق داد مي‌زند:

أيها الناس! هل من مستغفر أغفر له؟ هل من داع فأستجيب له؟

... آيا حاجت‌مند و گرفتاري هست كه گرفتاري‌اش را برطرف كنم؟

بعد از طلوع فجر هم به جاي اولش برمي‌گردد.

اين روايت در صحيح بخاري و صحيح مسلم هم هست.

صحيح البخاري، ج2، ص47 ـ صحيح مسلم، ج2، ص176

يكي از دوستان، يك فيلمي را براي من آورد و خيلي جالب بود. يكي از علماي بزرگ اهل سنت بود كه مي‌‌گفت:

همين يك روايت، باعث شد كه من از اهل سنت برگردم و شيعه بشوم. در صحيح‌ترين منابع اهل سنت است كه خداي عالم، هر شب در نيمه شب، از عرش به آسمان دنيا مي‌آيد و كارهايي را انجام مي‌دهد و طلوع فجر هم برمي‌گردد. اگر اين روايت صحيح باشد، اگر خداوند يك‌بار به دنيا بيايد، تا ابد در زندان دنيا مي‌ماند و ديگر نمي‌تواند برگردد.

چرا؟ چون خداوند آمده روي زمين و مي‌خواهد طلوع فجر برگردد. الان مثلا در مشهد، طلوع فجر است. چند لحظه ديگر، در شهري ديگر طلوع فجر است و همين‌طور طلوع فجر بر روي كره زمين مي‌چرخد و هيچ لحظه‌اي از لحظات شبانه‌روز نيست، الا اين كه در يك نقطه كره زمين، طلوع فجر است و اين طلوع فجر هم مي‌چرخد. خداوند براي تمام مردم دنيا مي‌خواهد اين بساط را باز كند. اگر يك‌دفعه بيايد، ديگر نمي‌تواند برگردد.


آخر حسین(ع) ماتم تو میکشد مرا                 این روضه های مادر تو میکشد مرا

دوشنبه 5 اردیبهشت 1390  2:41 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها