فرانسه و ليبي از رابطه دوستانه نفتي تا جنگ مسلحانه
خبرگزاري فارس: نگاهي تاريخي و تحليلي به روابط دو كشور فرانسه و ليبي نشان ميدهد كه اين رابطه گاهي به اوج رسيده و شكوفا شده و اندكي بعد به پايينترين سطح رسيدهاست. روابط اين دوكشور در اوج خود به سطح ائتلاف نظامي و راهبردي ميرسد و در زمان فرود و ركود به رويارويي نظامي منجر ميشود.
كشورها دشمنان و دوستان دائمي ندارند ولي در مقابل، منافعي دائمي دارند. اين سخن زيركانه و جاودانه وينستون چرچيل در عرف بينالملل ماندگار شده و اين مقوله در روابط فرانسه- ليبي به شكلي ويژه نمود يافته است.
نگاهي تاريخي و تحليلي به روابط دو كشور فرانسه و ليبي نشان ميدهد كه اين رابطه گاهي به اوج رسيده و شكوفا شده و اندكي بعد به پايينترين سطح رسيدهاست. روابط اين دوكشور در اوج خود به سطح ائتلاف نظامي و راهبردي ميرسد و در زمان فرود و ركود به رويارويي نظامي منجر ميشود. اين وضعيت در دهه80 در درگيريهاي نظامي دوكشور در چاد نمودي برجسته يافت. در سالهاي گذشته رابطه ميان دوكشور به خاطر منافع نفتي بهبود يافت و رفتوآمدهاي ديپلماتيك ميان دوطرف برقرار شد، اما اكنون اين رابطه دوباره به وضعيت جنگي رسيدهاست.
فرانسه نخستين كشور غربي بود كه در سال1951 استقلال ليبي را به رسميت شناخت و با ملك ادريس روابطي راهبردي ايجاد كرد تا اينكه در منطقه هم پيمان اصلياش شود، منتها فرانسه نظام معمر قذافي را به رسميت نشناخت و آخرين كشوري بود كه رابطه با ليبي را عادي ساخت.
قذافي در ژانويه1970 با امضاي قراردادي نظامي مبني بر خريد 50 جنگنده ميراژ، جهان را شگفتزده كرد. زماني كه انورسادات اعلام كرد كه ميخواهد جنگي را كه جمالعبدالناصر آغاز كرده كامل كند، قذافي از فرانسه ديدن كرد و براي خريد 178جنگنده ميراژ با ژرژ پمپيدو قراردادي تاريخي امضا كرد.
دوستان اسرائيل در دولت فرانسه تلاش كردند اين معامله را بر هم بزنند چون قذافي آشكارا اعلام كرد كه شاگرد جمال عبدالناصر است، منتها ژرژ پمپيدو آنها را قانع ساخته و آشكارا اعلام كرد كه اين معامله نه فقط از نظر اقتصادي اهميت دارد بلكه بدين طريق ميتوان ليبي را از دامن اتحاد شوروي بيرون كشيد.
قذافي همه جنگندههاي خريداري شده را به مصر هديه كرد و پس از آن با ايتاليا براي خريد قايقهاي پلاستيكي، قرار داد امضا كرد و مصريها با همان قايقها از كانال سوئز عبور كردند.
گروه فشار يهوديهاي فرانسه از همان تاريخ، قذافي را بهعنوان شيطان بزرگ معرفي كرده و بر زيرپا گذاشته شدن حقوق بشر در ليبي و حمايت از تروريسم بينالملل، تأكيدي جدي شد. گروه فشار يهودي، قذافي را ديكتاتوري خونخوار معرفي ميكرد كه مخالفان را به قتل ميرساند و قانون اساسي را ناديده ميگيرد.
با به قدرت رسيدن ژيسكار دستن در فرانسه، روابط دوكشور به ماه عسل شبيه شد و در آن زمان قراردادهاي عظيم نفتي و اسلحه ميان پاريس و طرابلس منعقد شد. اما بهدليل رفتارهاي غيرعادي قذافي اين ماه عسل به تلخي گراييد، ولي فرانسوا ميتران در دهه80 روابط را به حالت عادي بازگرداند.
بلندپروازيهاي نظامي سرهنگ قذافي موجب شد كه منافع فرانسه در چاد به خطر افتد و در درگيريهاي نظامي، تعدادي از طرفين به خاك و خون غلتيدند. فرانسه، جنگندههاي قذافي را در چاد سرنگون ساخت و همه قراردادهاي نظامي با ليبي را فسخ كرد و ليبي را به دخالت در امور داخلي چاد متهم كرد.
ميتران در سال1984 با قذافي در قبرس ديدار كرد و آتش درگيري نظامي خاموش شد، ولي شعله جنگ سياسي همچنان روشن
باقي ماند. در سال1987 در درگيري نظامي، فرانسه جنگندههاي ليبي را سرنگون ساخت و همه خلبانان را در آسمان ليبي به قتل رساند.
همين امر موجب شد تا قذافي به يارانش دستور داد كه در 19سپتامبر1989 در صحراي نيجر هواپيماي مسافربري شركت هوايي فرانسه را منفجر كنند كه 170سرنشين آن كشته شدند.
فرانسه پس از اين ماجرا پرونده قذافي را گشود و از راز انفجار هواپيماي مسافربري آمريكا بر فراز روستاي لاكربي اسكاتلند در 21 دسامبر1988 پرده برداشت. در اين حادثه 259سرنشين و 11 نفر از ساكنان روستاي لاكربي كشته شدند.
وقتي ژاك شيراك وارد كاخ اليزه شد و روابط با ليبي را به حالت اول بازگرداند، منتها روابط سياسي از نظر ديدارهاي متقابل به سطح مورد نظر نرسيد.ژاك شيراك در اقدامي غيرمنتظره با رونالد ريگان هماهنگي كرده و يادداشتي مبني بر لغو مصونيت قذافي صادر كرد. قاضي ديوان عالي فرانسه به نام ژان لويي بروژه در سال1999 در پي انفجار هواپيماي فرانسه حكمي مبني بر بازداشت قذافي صادر و دليل آن را چنين اعلام كرد: قذافي ادعا ميكند كه رهبر انقلاب است و نه رئيسجمهور؛ طبق عرف بينالملل ميتوان رهبر انقلاب را بازداشت كرد.
بروژه در حكمي غيابي 6 نفر از ياران قذافي ازجمله عبدالله السنوسي باجناق قذافي را به دست داشتن در انفجار هواپيماي فرانسوي، متهم كرده بود. غرامت جان باختگان 31ميليون دلار اعلام شد و ليبي مبلغ را پرداخت كرد و ژاك شيراك به قذافي اعلام كرد كه موضوع خاتمه يافته است و او ميتواند بدون ترس وارد فرانسه شود.
ژاك شيراك پس از آنكه بازار عراق را از دست رفته ديد ناچار شد كه خود به ليبي برود و در آنجا قراردادهاي نظامي، صنعتي، هستهاي و بهداشتي به ارزش 2 ميليارد دلار امضا كند.
نيكولا ساركوزي با ديدار از ليبي در سالهاي2005 و 2007 همپيمانان خود را شگفتزده كرد. او از قذافي دفاع كرده و آشكارا گفت كه معمر قذافي ديكتاتور نيست بلكه قديميترين حاكم در منطقه عربي است. ساركوزي از هيأت بسيار بزرگ قذافي استقبال كرده و خيمه قذافي را در كاخ ميهمانان فرانسه بر پا ساخت و بدين ترتيب سقف روابط جديد تا سطح ائتلاف راهبردي و نظامي ارتقا يافت. در بخشهاي بهداشتي و آموزشي و مهاجرت و مبارزه با تروريسم و توافقنامههاي نظامي و همكاريهاي دفاعي و خريد نيروگاههاي هستهاي و شيرين كردن آب دريا، قراردادهايي به ارزش 10ميليارد دلار ميان دوطرف امضا شد و در كنار آن پروژه فروش جنگندههاي جديد از نوع رافائل و تيجر به امضا رسيد.
ساركوزي بهشدت تلاش كرد كه به افكار عمومي مردم فرانسه بقبولاند كه او با قذافي در مورد حقوق بشر صحبت كرده است ولي قذافي با اعلام اينكه فرانسه، آفريقا را به بردگي كشانده، ساركوزي را رسوا ساخت. قذافي به مردم آفريقا گفت كه حاضر است براي از بين بردن بردگي فرانسويها از هر نظر به آنها كمك كند.
ساركوزي در اين زمينه چنين گفت: سخن گفتن قذافي در مورد حقوق بشر در فرانسه جز اثبات بيهودگي، ثمر ديگري نخواهد داشت.
نيكولا ساركوزي كه براي امضاي قرارداد 10ميليارد دلاري با اشتياق به سمت قذافي رفتهبود، وقتي دريافت كه جز 2ميليارد دلار، ديگر مبالغ قرارداد هرگز تأمين نخواهد شد و جنگندههاي رافائل از سوي ليبي خريداري نخواهد شد، انقلابهاي عربي را بهانه خوبي يافت و با همان جنگندهها، ليبي را مورد تهاجم قرار داد. ساركوزي با اين تهاجم خواست وجهه خود را در ميان فرانسويها بهبود بخشد و پيروزي در انتخابات آينده رياستجمهوري را براي خود تضمين كند.
ساركوزي به دليل بهرهبرداريهاي سياسي و نظامي و همچنين بهدليل اصلاح اشتباهات خود در رابطه با انقلابيون تونس و مصر، در كنفرانس سران اروپا، تهاجم سختي را عليه قذافي آغاز و دخالت نظامي در ليبي را ضرورتي انساني توصيف كرد و بدينوسيله از كشتهشدن هزاران قرباني ديگر توسط ديكتاتور جلوگيري كرد. جنگندههاي رافائل و ميراژ فرانسه، نخستين جنگندههايي بودند كه پايگاههاي نظامي قذافي را بمباران كردند. ساركوزي با دخالت زميني، به مخالفت برخاسته زيرا خواستار كشتهشدن قذافي نيست. ساركوزي درصدد است كه براي فرار قذافي راهي را باز گذارد تااينكه بتواند او را دستگير كند و براي انفجار هواپيماي فرانسوي، او را در پاريس محاكمه كند؛ دادگستري اسكاتلند نيز بهدليل قضيه لاكربي مايل به دستگيري و محاكمه قذافي است.
ترجمه - سيدمحسن ساري
منبع : همشهري آنلاين 1390/02/04
انتهاي پيام/